انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان: نسلهایی که امروز در مدرسه و خانه حضور دارند (نسلِ زد و نسلِ آلفا) نخستین نسلیاند که از بدو کودکی در زیستبوم دیجیتال تربیت شدهاند. زبانِ آنان دیگر محدود به واژگانِ سنتی نیست؛ ترکیبی است از کدهای کوتاه، ایموجیها، عبارتهای رمزی و اصطلاحاتی که در پلتفرمها زاده و بهسرعت گسترش مییابند. این تحولِ زبانی اگرچه ظرفیتِ خلاقیت و پیوند گروهی را افزایش میدهد، اما همزمان یک «شکافِ زبانیِ پنهان» میان کودکان و والدین بهوجود آورده است: والدینی که با ادبیاتِ کلاسیک و جریانهای فرهنگیِ پیشین آشناترند، قادر به درک و همراهیِ معناییِ گفتوگوهای فرزندان نیستند. پیامدها فراتر از سوءتفاهم است؛ این شکاف میتواند بر امنیتِ کودکان، مشارکتِ اجتماعی، حقِ شنیدهشدن و توانِ حمایتِ والدین اثر بگذارد.
زبانِ نوینِ دیجیتال چه ویژگیای دارد؟
زبانِ کودکان در فضای مجازی سه ویژگی مشخص دارد: فشردگیِ واژگانی (واژگانِ فشرده و مختصر)، تغییرِ معناییِ سریع (کلماتی که ظرف روزها معنایی تازه مییابند) و استفاده گسترده از نمادها و صداها بهجای جملهبندیِ طولانی. پژوهشهای تازه نشان میدهند نسلِ آلفا بهشکل فزایندهای اصطلاحاتِ خاصِ بازی، میمها و ترندهای صوتی را بهعنوان «زبانِ گروهی» به کار میبرد؛ دایره معانی برای آنان درونِ این کدها شکل میگیرد و بیرونماندن از این حلقه به منزله بیگانگی اجتماعی است. چنین زبانِ سریعی برای همذاتپنداریِ گروهی مفید است، اما در برابر والدین و معلمانی که زمانِ شکلگیری، این واژگان را نداشتهاند، نفوذ و فهمپذیری پایین دارد.
پیامدِ شکافِ زبانی بر گفتوگو و پیوندِ نسلی
شواهد پژوهشی نشان میدهد افزایش زمانِ صفحهنمایش در سالهای حساس رشد با کاهشِ گفتوگوی والد کودک همراه است؛ زمانِ بیشترِ صرفِ محتوا به معنای کاهش «نوبتهای گفتوگو» و فرصتهای زبانیِ دوطرفه است که اساسِ یادگیریِ زبان و درک متقابل را میسازند. وقتی گفتوگوی روزانه کاهش یابد و فرزندان عمدتاً در فضای الگوریتمی با همسالان و تولیدکنندگانِ محتوا ارتباط برقرار کنند، والدین از مسیرها و معانیِ نو بیخبر میمانند و بهتدریج نقشِ راهبران فرهنگی و زبانی خود را از دست میدهند. نتیجه: احساس تنهاییِ والدین، سوءتفاهمِ عاطفی، و کاهشِ توانِ نظارتِ حمایتی.
مخاطراتِ امنیتی و حقوقیِ ناشی از فاصله معنا
شکافِ زبانی نه تنها یک اختلافِ لفظی است، بلکه حوزههای مهمی از حقوق کودک را لمس میکند:
۱. حقِ حفاظت و امنیت: زمانی که اصطلاحاتی رمزی یا کوتاهشده برای اشاره به رفتارهای مخاطرهآمیز (نمونه: اصطلاحات در بازیها یا اتاقهای صوتی) پدید میآید، والدین و ناظرانِ قانونی ممکن است نتوانند سیگنالهای خطر را تشخیص دهند. مطالعات جدید هشدار میدهند واژگانِ نسلِ آلفا گاهی از چشمِ ابزارهای نظارتی انسانی و ماشینی مخفی میماند و به آسیبپذیریِ آنلاین میانجامد.
۲. حقِ مشارکت معنادار: برای اینکه کودک بتواند رأی یا نظرش را درباره امور مربوط به خود بیان کند، باید زبانِ مشترکی با مخاطب (والد، آموزگار، مسئول) داشته باشد؛ شکافِ زبانی راهِ مشارکتِ معنادار را سد میکند و حقِ شنیدهشدن را تهدید مینماید.
چرا والدین و معلمها عقب میمانند؟ ساختارهای نگاهی و زمانی
چند عامل توضیحدهنده عقبماندگیِ نسلیاند:
۱. فارق زمانی در تجربههای رشد: والدینی که در فضای پیشادیجیتال بزرگ شدهاند، فاقد تجربه زیستِ آنلایناند و فرصتِ طبیعیِ تطبیقِ آنی با واژگانِ سریع را ندارند.
۲. بارِ زندگی و کاهشِ زمانِ آگاهانه: کار، مسئولیتهای معیشتی و کمبود وقتِ والدین مانعِ پیگیریِ مستمرِ ترندها میشود؛ لازم نیست والد تمام اصطلاحات را بداند، اما باید «قابلیتی» برای پرسش، گوش دادن و یادگیری حفظ کند.
۳. ابزارهای ناکافیِ آموزشی: نظام آموزشی در بسیاری موارد مهارتِ خواندنِ زبانِ نوین و تحلیلِ محتوای شبکهها را بهصورت رسمی آموزش نمیدهد؛ در نتیجه معلم نیز بهدرستی توانِ میانجیگری را ندارد. این وضعیت نیازمند مداخلاتِ ساختاری است.
راهبردِ حقوقی، آموزشی و فرهنگی برای کاهشِ شکافِ زبانی
برای بازسازیِ زبانِ مشترک و حفظِ حقوقِ کودک، لازم است همزمان در چهار سطح عمل کنیم: قانون و سیاست، مدرسه، خانواده و ابزارهای فنی.
الف) سیاستگذاری و مقررات
۱. تدوینِ راهنمای ملیِ «ارتباطِ کودک و خانواده در فضای مجازی» که دستگاهها را ملزم به فراهمکردن منابعِ آموزشیِ عمومی و دورههای آشنایی برای والدین کند.
۲. الزامِ پلتفرمها به ایجادِ گزارشگرِ ساده و قابلفهم برای والد (مثلاً «واژههای داغ این هفته» بهصورت خلاصه و فارسی) تا خانواده از روندهای زبانیِ فرزندان آگاه شود. (مطالعات نشان میدهد درکِ ترندها میتواند خطراتِ نوظهور را بهتر آشکار کند).
ب) آموزش و مدرسه
۳. گنجاندنِ واحدهای کوتاه در برنامه درسی با عنوانِ «زبانِ دیجیتال و فهمِ معنا» برای پایههای میانی و دبیرستان؛ هدف: آشناکردن معلم و دانشآموز بهصورت همزمان با اصطلاحات، روشِ تولیدِ معنا و نحوه تحلیلِ ایمنِ گفتوگوهای آنلاین.
۴. توانمندسازیِ معلم بهعنوان «میانجیِ زبانی»: دورههای ضمنخدمت برای شناسایی نشانههای خطر و راهبردهای گفتوگوی باز با دانشآموزان. پژوهشها نشان داده معلمانی که زبانِ فرهنگیِ دانشآموز را میفهمند، بهتر میتوانند حمایتِ اجتماعی و آموزشی فراهم کنند.
ج) خانواده
۵. «قراردادِ کنجکاوی»؛ توافق سادهای بین والد و کودک: والد هر هفته ۱۵ دقیقه از زمانِ خویش را صرف پرسش درباره واژگانِ نوِ فرزند کند، بدون قضاوت و با هدفِ یادگیری. این رفتارِ نمادین هم پیوند را تقویت میکند و هم هشدارهای بالقوه را آشکار میسازد. مطالعات رشد زبانی نشان میدهد تعاملهای کوتاه اما پیوسته زمینهسازِ درک متقابلاند.
د) ابزارهای فنی و رسانهای
۶. تولیدِ ویدئوهای کوتاه و راهنمای تصویری برای والدین به زبانِ ساده درباره «معنیِ اصطلاحاتِ رایج»، «محیطهای خطرزا» و «چگونه درباره واژگان با کودک حرف بزنم؟»؛ همکاریِ وزارتخانههای مربوط با رسانههای ملی و پلتفرمهای بومی میتواند این محتوای کاربردی را به سرعت منتشر کند. (مطالعاتِ اخیر بر ضرورت تطبیق ابزارهای ایمنی با زبانِ نوین تأکید دارند).
توجه داشته باشیم که ورود به زبانِ کودکانه نباید به «اشرافگری» یا نظارتِ فراگیر تبدیل شود. هدف، فهمِ معنا و توانمندسازیِ حمایتِ والدین است، نه کنترلِ بیضابطه. هر سیاست یا ابزاری که طرح میشود باید اصلِ حریمِ خصوصی، حقِ رشدِ آزاد و مشارکتِ معنادارِ کودک را رعایت کند؛ کودکان باید در فضای امن و با احترام به کرامتِ خویش، امکانِ استفاده خلاق و بیخطر از زبانِ مجازی را داشته باشند.
شکافِ زبانی میان کودکانِ نسلِ زد و آلفا و والدین، پدیدهای فنی یا گذرا نیست؛ پدیدهای ساختاری است که اگر بیتوجه بماند، ریشههای مشارکت، امنیت و حقِ شنیدهشدن را سست میکند. راهِ عبور ساده است ولی نیازمند اراده هماهنگ: «یادگیریِ متقابل». دولت، مدرسه، رسانه و خانواده باید ابزارهایی فراهم کنند که زبانِ نوینِ کودک فهمیده شود و در برابر آن نه واهمه باشد و نه تسلط؛ بلکه گفتوگویی خلق شود که کرامتِ کودک را پاس دارد، حفاظتِ او را تأمین کند و پیوندِ نسلی را بازسازی نماید. قراردادِ هفتگیِ کنجکاوی، واحدهای آموزشیِ زبانِ دیجیتال، و بستههای اطلاعرسانیِ ساده برای والدین میتوانند نخستین سنگِ بنا باشند. سنگهایی کوچک اما سرنوشتساز برای آیندهای که در آن زبانِ کودک، پلی است میان نسلها نه دیواری که آنان را از هم جدا کند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از بوستون، فروشگاه هاروارد کوپ با همکاری پلتفرم Storyfave به مشتریان امکان میدهد تا در محل، کتابهای مصور خود را با کمک هوش مصنوعی طراحی کنند. کاربران میتوانند پیشنویس کتاب را رایگان ایجاد کرده، نسخه دیجیتال را خریداری کنند یا نسخه چاپی سختپوش را از ۳۵ دلار سفارش دهند.
این فروشگاه به تازگی یک دستگاه جدید در فروشگاه خود نصب کرده است که به مشتریان اجازه میدهد با استفاده از هوش مصنوعی کتابهای مصور شخصیسازیشده بسازند.
این همکاری با Storyfave، پلتفرم ساخت کتاب مبتنی بر هوش مصنوعی که قادر است در عرض چند دقیقه کتابهای مصور تولید کند، روز سهشنبه اعلام شد.
جودی گلدستین، مدیرعامل کوپ، در بیانیهای خبری گفت: «آوردن Storyfave به کوپ، دیدگاه ما برای ترکیب سنت و نوآوری را بازتاب میدهد. کتابها مقدساند و با Storyfave، هوش مصنوعی به عنوان نویسنده عمل نمیکند بلکه راهنمایی است برای کمک به مردم در ثبت و شکلدهی داستانهایی که بیشترین اهمیت را برایشان دارد. این روش فوقالعادهای است برای گرامی داشتن تاریخ ما و در عین حال دعوت از دانشجویان هاروارد و MIT و جامعه گستردهتر برای تصور نحوه روایت داستان در عصر جدید هوش مصنوعی..»
Storyfave در سال ۲۰۲۴ توسط فارغالتحصیلان هاروارد، برایان رومرو و آنچانوک (کامسای) ناواپرک تأسیس شد. این شرکت در سال اول فعالیت خود بیش از ۱۵۰۰ کتاب سفارشی تولید کرده که شامل کتابهای تصویری کودکانه، کتابهای خاطره برای جشن ازدواج یا یادبود عزیزان، و حتی کتابهایی برای معرفی شرکتها و ماموریتهای آنها میشود.
در فروشگاه کوپ، مشتریان میتوانند از ابزار هوش مصنوعی Storyfave برای ایجاد پیشنویس رایگان کتاب خود استفاده کنند. همچنین میتوانند نسخه دیجیتال را با ۱۵ دلار تهیه کرده یا نسخه چاپی سختپوش همراه با نسخه دیجیتال را از ۳۵ دلار سفارش دهند.
گلدستین افزود: «ما همیشه ایدهها، خلاقیت و افرادی که آنها را به واقعیت تبدیل میکنند جشن گرفتهایم. از طریق برنامه Coop Collective، ما از نوآوران هاروارد و MIT مانند بنیانگذاران Storyfave حمایت میکنیم و به جامعه خود فضایی برای کاوش، خلق و اشتراک ایدهها میدهیم که هم سنت و هم تخیل را ارج مینهد. این فقط درباره فناوری نیست؛ بلکه درباره توانمندسازی خلاقیت انسانی برای شکوفایی در اشکال جدید است.»

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – کتابخانههای عمومی این روزها در نقطه عطف تاریخی ایستادهاند؛ نقطهای که در آن، مسیر سنتی خدماترسانی جای خود را به مدلهایی هوشمند میدهد. این دگرگونی، نتیجه مستقیم «انقلاب صنعتی چهارم» است؛ انقلابی که مرز میان جهان فیزیکی و دیجیتال را کمرنگ کرده و ساختارهای مبتنی بر انسان و ماشین را به هم پیوند زده است. در چنین فضایی، مفاهیمی مانند «هوش مصنوعی»، «خودکارسازی»، «تحلیل داده» و «ارتباطات هوشمند» دیگر عناصر اختیاری نیستند؛ بلکه مولفههای ادامه حیات مراکز مختلف ازجمله کتابخانههای عمومی شناخته میشوند.
از وب ۱ تا وب ۴؛ سفری به قلب تحول دیجیتال
برای فهم آینده کتابخانهها، لازم است نگاهی به مسیر تحول وب بیندازیم. وب ۱ دوران مصرفِ منفعل اطلاعات بود؛ زمانی که کاربران تنها دریافتکننده محتوا بودند. با ظهور وب ۲، کاربران به تولیدکننده محتوا تبدیل شدند و فضاهای تعاملی نظیر وبلاگ و شبکههای اجتماعی شکل گرفت. وب ۳ عصر دادهمحور است؛ دورانی که کاربران فعالانه درگیر تحلیل، اشتراکگذاری و تولید داده هستند و هوش مصنوعی نیز نقش پُررنگی در ساماندهی اطلاعات دارد.
حال اما وب ۴ با سرعتی چشمگیر در حال ظهور است. این نسل، نهتنها از فناوری هوشمند بهره میبرد، بلکه فناوری را در زندگی روزمره انسان ادغام میکند. برای نسل نوجوان و جوان امروز، تعامل با وب ۴ شبیه گفتوگو با یک دوست است؛ تجربهای صمیمی، شخصیسازیشده و مبتنی بر شناخت دقیق نیازها. سه اصل «فراگیری»، «هویت» و «اتصال» پایههای اصلی وب ۴ را تشکیل میدهند؛ عصری که در آن اطلاعات غیرضروری حذف میشود و هر کاربر بستهای کاملاً تخصصی و متناسب با نیاز خود دریافت میکند.
کتابخانههای ۳ و ۴؛ از بازتاب وب تا ساخت آینده
کتابخانههای نسل ۳ انعکاس مستقیم همین تحولات هستند. امروزه بسیاری از کتابخانههای عمومی و تخصصی در جهان، از الگوهایی چون کتابخانه «معنایی» «اجتماعی»، «کتابخانه پیوندی» و «کتابخانه موبایلی» استفاده میکنند؛ مدلهایی که بر مبنای نیازهای وب ۳ ایجاد شدهاند و تجربه کاربران را ارتقا دادهاند. اما سرعت تحول فناوری، ازجمله ظهور هوش مصنوعی مولد، اینترنت اشیا و واقعیت افزوده، موجب شده بحث درباره کتابخانههای نسل ۴ از یک موضوع نظری به ضرورتی عملی تبدیل شود.
نسل چهارم کتابخانهها قرار است فراتر از بازتاب وب باشد و نقشی فعال در ساخت اکوسیستم اطلاعاتی آینده ایفا کند. این نسل، کتابخانه را از یک مرکز جمعآوری و ارائه اطلاعات، به نهادی هوشمند تبدیل میکند که قادر است نیاز کاربران را پیشبینی و خدمات را خودکار شخصیسازی کند و تعامل انسان و ماشین را به سطحی تازه برساند. با این حال، با وجود گذشت بیش از یکدهه از طرح مفهوم وب ۴، هنوز مدل یکپارچه و دقیقی برای تعریف کتابخانه این نسل ارائه نشده است.
صنعت ۴.۰؛ موتور محرک کتابخانههای هوشمند
درک تحول کتابخانههای نسل آینده بدون شناخت «صنعت ۴» امکانپذیر نیست. صنعت ۴ یعنی: ادغام فناوریهای دیجیتال پیشرفته در فرآیندهای تولیدی و خدماتی؛ ادغامی که سیستمهای هوشمند، تحلیل لحظهای داده و تصمیمگیری آنی را امکانپذیر میکند.
پنج فناوری کلیدی، پایههای اصلی این تحول را تشکیل میدهند:
اینترنت اشیا (IoT): پیوند دادن دستگاهها و سیستمها به یک شبکه یکپارچه برای نظارت لحظهای و گردآوری دادههای دقیق.
هوش مصنوعی (AI): تحلیل دادهها، تفسیر الگوها و ایجاد مدلهای پیشبینیکننده در حوزههایی مانند سلامت، مالی و آموزش.
روباتیک: خودکارسازی فعالیتهای تکراری و افزایش دقت و سرعت عملیات.
دادههای کلان (Big Data): تفسیر حجم عظیم دادههای تولیدشده و کمک به تصمیمگیری آگاهانه.
بلاکچین: ایجاد زمینهای امن، غیرمتمرکز و قابلاعتماد برای مدیریت دادهها و حذف واسطهها.
این فناوریها در کنار هم، چارچوبی فراهم میکنند که میتواند کتابخانهها را از سازمانهایی مبتنی بر ذخیرهسازی اطلاعات، به مراکز هوشمندی بدل کند که قادرند خدمات دقیق، سریع و امن ارائه دهند.
تحول دیجیتال در کتابخانهها؛ مسیری که طی شده است
کتابخانهها پیش از ورود به عصر ۴ نیز مسیر طولانی تحول دیجیتال را طی کردهاند. نخستین گام بزرگ، دیجیتالیسازی منابع فیزیکی بود؛ اقدامی که با هدف افزایش دسترسپذیری و حفاظت از منابع فرهنگی انجام شد. پس از آن، کتابخانهها بهسرعت به سمت پایگاههای داده آنلاین حرکت کردند و امکان جستوجو و دسترسی از راه دور برای کاربران فراهم شد.
تا پایان قرن بیستم، استفاده از فهرستهای آنلاین، مخازن دیجیتال و ابزارهای مدیریت منابع الکترونیکی به استاندارد رایج کتابخانهها تبدیل شد؛ استانداردی که سرعت و کارآمدی خدمات را چندین برابر کرد. در ادامه، ظهور فناوری «رایانش ابری و فناوریهای موبایلی» فصل تازهای از تعامل میان کاربران و کتابخانهها را گشود و خدمات کتابخانهای از حالت مکانمحور به حالت همهجا–دردسترس تغییر یافت.
این روند نشان میدهد که کتابخانهها در سالهای گذشته همواره تلاش کردهاند خود را با شتاب فناوری هماهنگ کنند. اکنون نیز در آستانه عصر وب ۴، وظیفه اصلی آنها تدوین برنامهای مشخص برای حرکت به سمت کتابخانههای هوشمند و یکپارچه است.
ضرورت ترسیم نقشه راه برای کتابخانه نسل۴
با وجود گسترش مفاهیم مرتبط با وب ۴، هنوز تصویری جامع و عملیاتی از کتابخانه نسل ۴ ارائه نشده است. ایدهها متعدد، اما پراکندهاند و هیچ مدل واحدی که بتواند الگوی جهانی ارائه دهد وجود ندارد. این مسئله، لزوم تدوین نقشه راهی روشن برای آینده را برجسته میکند.
کتابخانههای عمومی، بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای فرهنگی، نیازمند راهبردهایی هستند که آنها را به سمت ساخت ساختارهای هوشمند، تحلیلمحور و تعاملگرا هدایت کند. این راهبردها باید به کتابداران امکان دهد با فناوریهای نوین آشنا شوند، نقشهای تازهای بیابند و خدمات خود را مطابق نیاز نسلهای آینده بازتعریف کنند.
کتابخانههای امروز، میراثداران گذشته و سازندگان آیندهاند. ورود به عصر ۴ تنها یک تغییر فناورانه نیست؛ بلکه بازتعریفی بنیادین از نقش کتابخانه در جامعه است. کتابخانههای نسل جدید دیگر صرفاً محل نگهداری منابع نیستند؛ بلکه به مراکز هوشمندی تبدیل میشوند که میتوانند آینده یادگیری، پژوهش و دسترسی به دانش را شکل دهند. اکنون زمان آن رسیده است که این نهادها با نگاه علمی و برنامهریزی دقیق، خود را برای ورود به عصر تازهای از هوشمندی آماده کنند.
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی