حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی

۱۳۹ مطلب در آذر ۱۴۰۴ ثبت شده است

گام به گام با معاینات دهان و دندان در مدارس

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ابهام در بازیابی اطلاعات / به زودی...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

زبان برای همه زبان آموزان از مبتدی تا متوسط

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

داستان برگرفته فرهنگ عامه مردم بجنورد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

داستان نویسی برای همه نویسندگان

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

فرزندان و واژه‌های فضای مجازی

فرزندان و واژه‌های فضای مجازی

بحران زبان مشترک در خانواده‌های ایرانی؛

فرزندان و واژه‌های فضای مجازی

وقتی واژگانِ فضای مجازی، زبانِ مشترکِ نسل‌ها را می‌شکند

شکافِ زبانی میان کودکانِ نسلِ زد و آلفا و والدین، پدیده‌ای فنی یا گذرا نیست؛ پدیده‌ای ساختاری است که اگر بی‌توجه بماند، ریشه‌های مشارکت، امنیت و حقِ شنیده‌شدن را سست می‌کند.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان: نسل‌هایی که امروز در مدرسه و خانه حضور دارند (نسلِ زد و نسلِ آلفا) نخستین نسلی‌اند که از بدو کودکی در زیست‌بوم دیجیتال تربیت شده‌اند. زبانِ آنان دیگر محدود به واژگانِ سنتی نیست؛ ترکیبی است از کدهای کوتاه، ایموجی‌ها، عبارت‌های رمزی و اصطلاحاتی که در پلتفرم‌ها زاده و به‌سرعت گسترش می‌یابند. این تحولِ زبانی اگرچه ظرفیتِ خلاقیت و پیوند گروهی را افزایش می‌دهد، اما هم‌زمان یک «شکافِ زبانیِ پنهان» میان کودکان و والدین به‌وجود آورده است: والدینی که با ادبیاتِ کلاسیک و جریان‌های فرهنگیِ پیشین آشناترند، قادر به درک و همراهیِ معناییِ گفت‌وگوهای فرزندان نیستند. پیامدها فراتر از سوءتفاهم است؛ این شکاف می‌تواند بر امنیتِ کودکان، مشارکتِ اجتماعی، حقِ شنیده‌شدن و توانِ حمایتِ والدین اثر بگذارد.

زبانِ نوینِ دیجیتال چه ویژگی‌ای دارد؟

زبانِ کودکان در فضای مجازی سه ویژگی مشخص دارد: فشردگیِ واژگانی (واژگانِ فشرده و مختصر)، تغییرِ معناییِ سریع (کلماتی که ظرف روزها معنایی تازه می‌یابند) و استفاده گسترده از نمادها و صداها به‌جای جمله‌بندیِ طولانی. پژوهش‌های تازه نشان می‌دهند نسلِ آلفا به‌شکل فزاینده‌ای اصطلاحاتِ خاصِ بازی، میم‌ها و ترندهای صوتی را به‌عنوان «زبانِ گروهی» به کار می‌برد؛ دایره معانی برای آنان درونِ این کدها شکل می‌گیرد و بیرون‌ماندن از این حلقه به منزله بیگانگی اجتماعی است. چنین زبانِ سریعی برای همذات‌پنداریِ گروهی مفید است، اما در برابر والدین و معلمانی که زمانِ شکل‌گیری، این واژگان را نداشته‌اند، نفوذ و فهم‌پذیری پایین دارد.

پیامدِ شکافِ زبانی بر گفت‌وگو و پیوندِ نسلی

شواهد پژوهشی نشان می‌دهد افزایش زمانِ صفحه‌نمایش در سال‌های حساس رشد با کاهشِ گفت‌وگوی والد کودک همراه است؛ زمانِ بیشترِ صرفِ محتوا به معنای کاهش «نوبت‌های گفت‌وگو» و فرصت‌های زبانیِ دوطرفه است که اساسِ یادگیریِ زبان و درک متقابل را می‌سازند. وقتی گفت‌وگوی روزانه کاهش یابد و فرزندان عمدتاً در فضای الگوریتمی با هم‌سالان و تولیدکنندگانِ محتوا ارتباط برقرار کنند، والدین از مسیرها و معانیِ نو بی‌خبر می‌مانند و به‌تدریج نقشِ راهبران فرهنگی و زبانی خود را از دست می‌دهند. نتیجه: احساس تنهاییِ والدین، سوءتفاهمِ عاطفی، و کاهشِ توانِ نظارتِ حمایتی.

مخاطراتِ امنیتی و حقوقیِ ناشی از فاصله معنا

شکافِ زبانی نه تنها یک اختلافِ لفظی است، بلکه حوزه‌های مهمی از حقوق کودک را لمس می‌کند:

۱. حقِ حفاظت و امنیت: زمانی که اصطلاحاتی رمزی یا کوتاه‌شده برای اشاره به رفتارهای مخاطره‌آمیز (نمونه: اصطلاحات در بازی‌ها یا اتاق‌های صوتی) پدید می‌آید، والدین و ناظرانِ قانونی ممکن است نتوانند سیگنال‌های خطر را تشخیص دهند. مطالعات جدید هشدار می‌دهند واژگانِ نسلِ آلفا گاهی از چشمِ ابزارهای نظارتی انسانی و ماشینی مخفی می‌ماند و به آسیب‌پذیریِ آنلاین می‌انجامد.

۲. حقِ مشارکت معنادار: برای اینکه کودک بتواند رأی یا نظرش را درباره امور مربوط به خود بیان کند، باید زبانِ مشترکی با مخاطب (والد، آموزگار، مسئول) داشته باشد؛ شکافِ زبانی راهِ مشارکتِ معنادار را سد می‌کند و حقِ شنیده‌شدن را تهدید می‌نماید.

چرا والدین و معلم‌ها عقب می‌مانند؟ ساختارهای نگاهی و زمانی

چند عامل توضیح‌دهنده عقب‌ماندگیِ نسلی‌اند:

۱. فارق زمانی در تجربه‌های رشد: والدینی که در فضای پیشادیجیتال بزرگ شده‌اند، فاقد تجربه زیستِ آنلاین‌اند و فرصتِ طبیعیِ تطبیقِ آنی با واژگانِ سریع را ندارند.

۲. بارِ زندگی و کاهشِ زمانِ آگاهانه: کار، مسئولیت‌های معیشتی و کمبود وقتِ والدین مانعِ پیگیریِ مستمرِ ترندها می‌شود؛ لازم نیست والد تمام اصطلاحات را بداند، اما باید «قابلیتی» برای پرسش، گوش دادن و یادگیری حفظ کند.

۳. ابزارهای ناکافیِ آموزشی: نظام آموزشی در بسیاری موارد مهارتِ خواندنِ زبانِ نوین و تحلیلِ محتوای شبکه‌ها را به‌صورت رسمی آموزش نمی‌دهد؛ در نتیجه معلم نیز به‌درستی توانِ میانجی‌گری را ندارد. این وضعیت نیازمند مداخلاتِ ساختاری است.

راهبردِ حقوقی، آموزشی و فرهنگی برای کاهشِ شکافِ زبانی

برای بازسازیِ زبانِ مشترک و حفظِ حقوقِ کودک، لازم است هم‌زمان در چهار سطح عمل کنیم: قانون و سیاست، مدرسه، خانواده و ابزارهای فنی.

الف) سیاست‌گذاری و مقررات

۱. تدوینِ راهنمای ملیِ «ارتباطِ کودک و خانواده در فضای مجازی» که دستگاه‌ها را ملزم به فراهم‌کردن منابعِ آموزشیِ عمومی و دوره‌های آشنایی برای والدین کند.

۲. الزامِ پلتفرم‌ها به ایجادِ گزارش‌گرِ ساده و قابل‌فهم برای والد (مثلاً «واژه‌های داغ این هفته» به‌صورت خلاصه و فارسی) تا خانواده از روندهای زبانیِ فرزندان آگاه شود. (مطالعات نشان می‌دهد درکِ ترندها می‌تواند خطراتِ نوظهور را بهتر آشکار کند).

ب) آموزش و مدرسه

۳. گنجاندنِ واحدهای کوتاه در برنامه درسی با عنوانِ «زبانِ دیجیتال و فهمِ معنا» برای پایه‌های میانی و دبیرستان؛ هدف: آشناکردن معلم و دانش‌آموز به‌صورت هم‌زمان با اصطلاحات، روشِ تولیدِ معنا و نحوه تحلیلِ ایمنِ گفت‌وگوهای آنلاین.

۴. توانمندسازیِ معلم به‌عنوان «میانجیِ زبانی»: دوره‌های ضمن‌خدمت برای شناسایی نشانه‌های خطر و راهبردهای گفت‌وگوی باز با دانش‌آموزان. پژوهش‌ها نشان داده معلمانی که زبانِ فرهنگیِ دانش‌آموز را می‌فهمند، بهتر می‌توانند حمایتِ اجتماعی و آموزشی فراهم کنند.

ج) خانواده

۵. «قراردادِ کنجکاوی»؛ توافق ساده‌ای بین والد و کودک: والد هر هفته ۱۵ دقیقه از زمانِ خویش را صرف پرسش درباره واژگانِ نوِ فرزند کند، بدون قضاوت و با هدفِ یادگیری. این رفتارِ نمادین هم پیوند را تقویت می‌کند و هم هشدارهای بالقوه را آشکار می‌سازد. مطالعات رشد زبانی نشان می‌دهد تعامل‌های کوتاه اما پیوسته زمینه‌سازِ درک متقابل‌اند.

د) ابزارهای فنی و رسانه‌ای

۶. تولیدِ ویدئوهای کوتاه و راهنمای تصویری برای والدین به زبانِ ساده درباره «معنیِ اصطلاحاتِ رایج»، «محیط‌های خطرزا» و «چگونه درباره واژگان با کودک حرف بزنم؟»؛ همکاریِ وزارتخانه‌های مربوط با رسانه‌های ملی و پلتفرم‌های بومی می‌تواند این محتوای کاربردی را به سرعت منتشر کند. (مطالعاتِ اخیر بر ضرورت تطبیق ابزارهای ایمنی با زبانِ نوین تأکید دارند).

توجه داشته باشیم که ورود به زبانِ کودکانه نباید به «اشراف‌گری» یا نظارتِ فراگیر تبدیل شود. هدف، فهمِ معنا و توانمندسازیِ حمایتِ والدین است، نه کنترلِ بی‌ضابطه. هر سیاست یا ابزاری که طرح می‌شود باید اصلِ حریمِ خصوصی، حقِ رشدِ آزاد و مشارکتِ معنادارِ کودک را رعایت کند؛ کودکان باید در فضای امن و با احترام به کرامتِ خویش، امکانِ استفاده خلاق و بی‌خطر از زبانِ مجازی را داشته باشند.

شکافِ زبانی میان کودکانِ نسلِ زد و آلفا و والدین، پدیده‌ای فنی یا گذرا نیست؛ پدیده‌ای ساختاری است که اگر بی‌توجه بماند، ریشه‌های مشارکت، امنیت و حقِ شنیده‌شدن را سست می‌کند. راهِ عبور ساده است ولی نیازمند اراده هماهنگ: «یادگیریِ متقابل». دولت، مدرسه، رسانه و خانواده باید ابزارهایی فراهم کنند که زبانِ نوینِ کودک فهمیده شود و در برابر آن نه واهمه باشد و نه تسلط؛ بلکه گفت‌وگویی خلق شود که کرامتِ کودک را پاس دارد، حفاظتِ او را تأمین کند و پیوندِ نسلی را بازسازی نماید. قراردادِ هفتگیِ کنجکاوی، واحدهای آموزشیِ زبانِ دیجیتال، و بسته‌های اطلاع‌رسانیِ ساده برای والدین می‌توانند نخستین سنگِ بنا باشند. سنگ‌هایی کوچک اما سرنوشت‌ساز برای آینده‌ای که در آن زبانِ کودک، پلی است میان نسل‌ها نه دیواری که آنان را از هم جدا کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

سفر و شیرینی سفر به قلم استاد سید احسان سیدی زاده

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

فلسفه 2 / ویژه امتحانات نهایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

یک معامله فرهنگی برای کتابخوان‌ها/ کاغذباطله‌هایی که کتاب می‌شود

یک معامله فرهنگی برای کتابخوان‌ها/ کاغذباطله‌هایی که کتاب می‌شود

ایبنا گزارش می‌دهد؛

یک معامله فرهنگی برای کتابخوان‌ها/ کاغذباطله‌هایی که کتاب می‌شود

همدان- طرحی در کتابخانه شهید بهشتی ملایر در حال اجراست که شاید بتوان از آن به عنوان یک معامله فرهنگی برای کتابخوان‌ها یاد کرد؛ طرحی که در آن، کاغذ باطله‌ها جمع‌آوری و فروخته می‌شوند و عایدی آن صرف خرید کتاب برای کتابخانه می‌شود.

‌سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): دغدغه کتاب دارد، هنوز دلش برای قلب کتابخانه و اعضایی که مراجعه می‌کنند، می‌تپد، کمبود منابع کتابخانه برایش قابل قبول نیست، او دلش می‌خواهد کتابخانه‌اش را پر کند از کتاب‌های رنگارنگ تا مراجعانش دست خالی برنگردند.

خودش دست به کار می‌شود و با بن ۱۰۰ هزار تومانی و مبلغی که خود به آن اضافه می‌کند، ۶۰۰ هزار تومن از نمایشگاه مجازی کتاب خرید می‌کند و اینگونه چراغ اول کمک به کتابخانه روشن می‌شود.

اما این راه به اینجا ختم نمی‌شود بلکه راهی بزرگ و تمام نشدنی پیش رویش قرار می‌گیرد، فروش کاغذ باطله! کاغذهایی که این روزها دیگر زباله نیستند و می‌توانند کتابی شود برای کتابخانه‌ای، کتابی که مراجعان، هر روز سراغش را می‌گیرند.

پس، از درون کتابخانه و خانواده و آشنایان شروع به جمع‌آوری کاغذ، مقوا و کارتن و … می‌کند و با فروش آن کتاب‌های پرمخاطب را به کتابخانه می‌آورد. این همان طرحی است که مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر مبدع آن شده است.

این حرکت، بهانه‌ای شد برای گفت‌وگو با سمیه قربانی، مسئول کتابخانه‌ای که از محل فروش کاغذ باطله، کتاب در قفسه‌های کتابخانه می‌نشاند.

بهترین معامله قرن برای کتابخوان‌ها/ کاغذباطله‌هایی که کتاب می‌شود

مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر در گفت‌وگو با خبرنگار ایبنا با بیان اینکه نبود منابع مالی برای خرید کتاب و در دسترس نبودن کتاب‌های پرمخاطب در کتابخانه باعث شد که طرح فروش کاغذ باطله و خرید کتاب به ذهنم برسد، اظهار کرد: در سال ۹۹ همزمان با شیوع ویروس کرونا، با بن کتاب ۱۰۰ هزار تومانی و مبلغی که خودم اضافه کردم از نمایشگاه مجازی، کتاب خریدم و به کتابخانه اهدا کردم.

سمیه قربانی ادامه داد: با این خرید و اهدای آن به کتابخانه، بازخورد خوبی از اعضا دیدم، پس به این فکر کردم که چطور می‌شود کسی بیاید کتابخانه و دست خالی برنگردد. اینکه کسی به کتابخانه مراجعه کند و کتاب مدنظر خود را پیدا نکند، ناراحتم می‌کرد، پس تصمیم گرفتیم به هر نحوی منابع کتابخانه را به‌روز و پربار کنم.

مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر عنوان کرد: گاهی کتاب‌هایی که به کتابخانه اهدا می‌شد، قابل استفاده نبودند بنابراین به همه اعضا و دوستان و آشنایان پیشنهاد دادم که هر چیز مقوایی و کاغذی دور ریز حتی قوطی کبریت را به انبار کتابخانه تحویل دهند. قرار شد کاغذ، مقوا و کارتن‌های دور ریز پس از جمع‌آوری، فروخته شود و درآمد حاصل از آن صرف خرید کتاب و منابع مورد درخواست مخاطبان و اعضا شود.

وی ادامه داد: با توجه به اینکه دوران کرونا بود، ابتدا از خانواده و آشنایان خود شروع کردیم اما پس از کرونا تبلیغات چهره به چهره را گسترش دادیم به طوری که تقریباً چهار ماه قبل یک نفر تماس گرفت و یک کامیون کتاب و کاغذ را تحویل کتابخانه ما داد تا تبدیل به کتاب شود.

مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر با بیان اینکه پس از شناخته شدن طرح ما، آذرماه سال ۱۴۰۱ رونمایی از این طرح انجام شد تا این کار را منسجم‌تر انجام دهیم بنابراین لوگوی «کاغذ تو کتاب نو) راه‌اندازی شد.

وی به برگزاری رونمایی لوگوی طرح در کتابخانه علامه مجلسی ملایر اشاره کرد و گفت: در این برنامه گزارشی از کسانی که در این طرح و تامین منابع مشارکت داشتند، ارائه شد و کتابخانه‌های دیگری نیز در این طرح با ما همراه شدند و در حال حاضر در کتابخانه شهید بهشتی ۸۰۰ نسخه کتاب به ارزش ۱۴۰ میلیون تومان خریداری شده و این نشان می‌دهد طرح، خروجی خوبی داشته است.

قربانی با بیان اینکه اکنون هم منابع به‌روز شده و هم تازه‌های نشر در کتابخانه وجود دارد و باعث افزایش عضویت هم شده است، گفت: ۲۲ کتابخانه در ملایر وجود دارد که اکنون کتابخانه‌های بهشتی، علامه مجلسی و کتابخانه توحید شهر سامن در این طرح فعال هستند.

مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر با تاکید بر اینکه این طرح با جمع‌آوری منابع مالی، اهرم قوی و خوبی برای کتابخانه شد، خاطرنشان کرد: روند تهیه کتاب در کتابخانه نیز اینگونه بود که لیست کتاب‌های مورد نیاز برای تایید به مرکز استان ارسال می‌شد و پس از تایید، با منابع حاصل از فروش کاغذ باطله، کتاب‌ها تهیه می‌شد.

وی یادآور شد: از طرح کاغذ تو کتاب نو مقاله‌ای هم نوشته و در یک همایش ارائه کردیم که جزو مقالات منتخب معرفی شد و در مراسم هفته کتاب نیز طرح ما به عنوان منتخب استانی، تقدیر شد که مبلغ هدیه را نیز قرار است به طرح کمک کنم.

قربانی در پاسخ به اینکه فضای لازم برای جمع‌آوری کاغذهای باطله در کتابخانه وجود دارد یا خیر، گفت: فضای زیادی نداریم اما کاغذ باطله‌ها در یک زیر پله در کتابخانه جمع شده و توسط یک واسطه برای بازیافت تحویل داده می‌شود. اگر فضای بیشتری در کتابخانه داشتم، می‌توانستیم حجم زیادی انبار کنیم و به صورت مستقیم بفروشیم تا آورده مالی بیشتری عاید کتابخانه شود، ولی چون فضا کم است باید زود به زود توسط واسطه تخلیه شود.

وی در پاسخ به اینکه چرا نباید منابع لازم در کتابخانه باشد تا مجبور به اجرای چنین طرح‌هایی شویم، گفت: بودجه فرهنگی ضعیف است، منابع نیست و همین باعث شده کتابخانه‌ها به‌روزرسانی مناسبی نداشته باشند.

بهترین معامله قرن برای کتابخوان‌ها/ کاغذباطله‌هایی که کتاب می‌شود

وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه آیا برای خرید کتاب می‌توانید با نویسنده به صورت مستقیم ارتباط بگیرید، گفت: این کار نیاز به زمان، انرژی و نیرو دارد و چون عایدی برای ما ندارد شاید انگیزه‌ای برای این کار نباشد و البته منابع مالی ما هم آنچنان زیاد نیست که بتوان چنین کاری کرد.

مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر با بیان اینکه امیدوارم موجودیت طرح وابسته به شخص بنده نباشد و روز به روز فراگیر شود، گفت: تعدادی از همکاران کبودراهنگ اجرای این طرح را شروع کرده‌اند و از آستان قدس نیز برای ادامه یافتن طرح با ما تماس گرفته‌اند.

وی یکی از جنبه‌های مهم این طرح را توجه به مقوله زیست محیطی آن دانست و گفت: طبق برخی آمار باید برای تهیه یک تن کاغذ ۱۷ درخت قطع شود پس باید دید این طرح چقدر می‌تواند کمک کند که از قطع درختان جلوگیری شود.

قربانی خاطرنشان کرد: برخی از شهروندان نیز با استقبال از طرح به خوبی حمایت می‌کنند به طور مثال یک مغازه در کنار کتابخانه، تمام کارتن‌های اجناس خود را به این طرح اهدا می‌کند.

وی اضافه کرد: کتابخانه شهید بهشتی واقع در بازار شهر ملایر است، اگر یک درصد بازاری‌ها به این طرح کمک کنند ما دو هفته یکبار می‌توانیم انبار کاغذ باطله خود را خالی و درآمد آن را صرف خرید کتاب برای کتابخانه کنیم.

قربانی در پاسخ به اینکه از مرکز استان مورد حمایت قرار گرفته‌اند یا خیر؛ گفت: اینکه اجازه داده‌اند ما این طرح را اجرا کنیم، تنها حمایت آنها بوده است.

این طرح نه تنها گامی عملی در راستای مسئولیت‌پذیری زیست‌محیطی و کاهش حجم پسماند از طریق بازیافت مؤثر محسوب می‌شود، بلکه در یک رویکرد دوسویه، درآمد حاصل از این فعالیت را مستقیماً به یکی از ارزشمندترین سرمایه‌های هر جامعه، یعنی ارتقاء دانش و فرهنگ اختصاص می‌دهد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

نگاهی به زندگی تقی وحیدیان کامیار

نگاهی به زندگی تقی وحیدیان کامیار

معرفی مفاخر معاصر ادبی خراسان- ۱۷

نگاهی به زندگی تقی وحیدیان کامیار

خراسان‌رضوی - تقی وحیدیان کامیار، ادیب، نویسنده، پژوهشگر و زبان‌شناس نامدار ایرانی، پس از عمری تلاش در عرصه زبان و ادبیات فارسی، در سالروز تولد ۸۳ سالگی خود، چشم از جهان فروبست. او که استاد بلامنازع عروض و قافیه فارسی بود، آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشت که همچنان مورد استفاده پژوهشگران و علاقه‌مندان به این حوزه است.

سرویس استان‌های خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - جمال مدیرشانه‌چی، نویسنده و محقق: خطه خراسان، این سرزمین پربار فرهنگ و ادب فارسی، همواره جایگاه پرورش چهره‌های درخشانی بوده که فروغ علم و هنرشان، پهنه ایران را تابان کرده است. از فردوسی نامدار تا عطار نیشابوری و اسدی توسی و خواجه نظام‌الملک توسی و… این خاک، افراد ارزشمندی را در آغوش خود پرورده که اسم‌شان با هویت ایرانی عجین شده است.

این گنجینه محدود به گذشته نیست. در عصر حاضر نیز خراسان رضوی، شاعران، نویسندگان و متفکرانی را به جامعه معرفی کرده که هر کدام به نوبه خود، سهم بسزایی در شکوفایی فرهنگ و ادب این سرزمین داشته‌اند. نامدارانی چون محمدرضا شفیعی کدکنی، ملک‌الشعرای بهار، اخوان ثالث، بدیع‌الزمان فروزانفر و بسیاری دیگر که با اندیشه و آثار فاخر خود، نه تنها زبان فارسی را حفظ کرده‌اند، بلکه تصویری جامع از دغدغه‌ها، آرزوها و مسائل روزگار خود را نیز ارائه داده‌اند. مجموعه مقالات «معرفی بزرگان معاصر ادبی خراسان» قصد دارد هر سه‌شنبه، به معرفی یکی از این مفاخر ادبی معاصر بپردازد و فرصتی نو برای آشنایی با آثار و اندیشه‌هایشان فراهم کند.

تقی وحیدیان کامیار، ادیب، نویسنده، پژوهشگر و زبان‌شناس نامدار ایران، در چهارم بهمن ماه ۱۳۱۳ در محله پاچنار در نزدیکی باغ نادری مشهد دیده به جهان گشود. او پس از اتمام دوره راهنمایی تحصیلی، وارد هنرستان صنعتی شد اما پس از سه سال بدلیل عدم علاقه به شاخه صنعت وارد رشته ادبی در دبیرستان شد و دیپلم خود را در این رشته دریافت کرد.

وحیدیان کامیار پس از آن به شغل معلمی پرداخت استاد چندی بعد یعنی در سال ۱۳۳۶ برای تحصیل و اخذ مدرک کارشناسی در رشته زبان و ادبیات فارسی، وارد دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد شد او در این مقطع تحصیلی از کلاس درس بزرگانی چون، دکتر فیاض، دکتر یوسفی، سید احمد خراسانی و دکتر رضایی بهره‌ها برد و سپس با ارسال پایان نامه‌ای با عنوان، پژوهشی درباره هنر داستان‌های جانوران و پرندگان، که همان زمان در روزنامه شرق نیز به چاپ رسید از پایان نامه کارشناسی خود دفاع کرد.

تقی وحیدیان پس از اخذ کارشناسی ادبیات فارسی به تدریس در دبیرستان‌های مشهد پرداخت و ضمن تدریس در آموزش و پرورش، همه روزه در روزنامه خراسان نیز با درج تذکره شاعران مشهد، همکاری می‌کرد.

ذوق، شوق و علاقه فراوان وحیدیان برای آموختن، سبب شد که چهار سال در زمینه دستور زبان گفتاری به صورت خودآموز تلاش کند که ثمره این تلاش‌ها کتابی به نام، دستور زبان عامیانه بود که در سال ۱۳۴۳ آن را انتشار داد. او یک سال بعد از آن نیز کتاب، دستور زبان فارسی را با روشی جدید و نو تالیف و انتشار داد.

وحیدیان در سال ۱۳۴۸ در مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان شناسی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۵۰ با ارسال پایان‌نامه‌ای به اخذ مدرک فوق لیسانس از این دانشگاه نائل آمد.

هوش و ذهن سرشار از علم آموزی او را متوقف نکرد و پس از اخذ کارشناسی ارشد با تلاش، پشتکار و کوشش‌های فراوان خود و پس از تحصیل در این مقطع، به دریافت دکتری زبان‌شناسی از دانشگاه تهران نائل شد.

وحیدیان که سابقه تدریس در دانشگاه شهید چمران (جندی شاپور) اهواز را نیز دارد، با سازمان برنامه‌ریزی کتاب‌های درسی هم سابقه همکاری دارد. او در سال ۱۳۵۲ طرح وزن و قافیه به روش علمی و طرح دستور زبان فارسی با روش علمی را ارائه داد که در مجله وحید و در اردیبهشت همان سال به چاپ رسید.

تقی وحیدیان کامیار در طول ده‌ها سال تحقیق، پژوهش و تدریس در دانشگاه فردوسی مشهد، تالیفات و آثار ارزشمندی از خود برجا گذاشت که از مهم‌ترین آنها می‌توان به تالیفات و آثاری همچون فرهنگ نام‌آوایی فارسی، دستور زبان فارسی گفتاری، فرهنگ قافیه در زبان فارسی، نوای گفتار در زبان فارسی، بررسی وزن شعر عامیانه فارسی، بدیع از دیدگاه زیبا شناسی، وزن و قافیه در شعر فارسی، بررسی منشا وزن شعر فارسی، تصحیح دیوان کاتبی نیشابوری، فرهنگ اوزان شعر فارسی، تذکره شاعران مشهد و همچنین مجموعه مقالات او اشاره کرد.

تقی وحیدیان کامیار که استاد بلامنازع عروض و قافیه فارسی بود، سرانجام پس از عمری تحقیق و غواصی در دنیای زبان و ادبیات فارسی و تالیف آثار مهم، در ۴ بهمن ۱۳۹۶ و همزمان با سالروز تولدش در سن ۸۳ سالگی به دیدار معبود شتافت و پس از تشیعی باشکوه در آرامستان باغ اول خواجه ربیع مشهد آرام گرفت.

  •  
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰