انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بجنورد، «سفرنامه یزد؛ دیار قنات و قنوت و قناعت» اثری است که با نگاهی روایتگونه، طنزآمیز و همراه با توصیفات دقیق از اماکن تاریخی، آیینها و فرهنگ مردم یزد، تجربهای زنده از یک سفر مستند را پیش روی خوانندگان قرار خواهد داد.
کتاب «سفرنامه یزد؛ دیار قنات و قنوت و قناعت» به قلم احسان سیدیزاده، نویسنده و فعال فرهنگی بجنوردی، از سوی انتشارات زبان علم بجنورد منتشر و روانه بازار کتاب در حوزه گردشگری و تاریخ شد.
این اثر که بیستمین کتاب نویسنده به شمار میآید، روایت دقیق، صمیمی و گاه طنزآمیزی از سفر او به شهر تاریخی یزد را ارائه میکند و توانسته تصویری زنده از میراث فرهنگی، معماری و زیست مردم این خطه را در قالب یک سفرنامه مستند بازآفرینی کند.
در این کتاب، علاوه بر استفاده از تصاویر اختصاصی ثبتشده از شهر یزد، معرفی اجمالی اماکن تاریخی این خطه جایگاهی ویژه دارد. نویسنده با نگاهی دقیق و مستند، بناهایی چون میدان امیرچقماق، مسجد جامع، آتشکده زرتشتیان، زندان اسکندر، بقعه دوازده امام و دیگر آثار ارزشمند این شهر را به رشته تحریر درآورده است.
حضور نویسنده در مراسم جشن سال تحویل شهرداری یزد نیز بخشی از روایت کتاب را تشکیل میدهد. وی در کنار توصیف این آیین، به معرفی کتابخانه وزیری، خانه لاریها و باغ دولتآباد میپردازد و با قلمی توصیفی و روایتمحور، خواننده را در فضایی فرهنگی و تاریخی با خود همراه میسازد.
از ویژگیهای برجسته این سفرنامه، توجه نویسنده به جنبههای انسانی و اجتماعی یزد است. وی در بخشی از کتاب به ثبت اصطلاحات رایج مردم یزد میپردازد و در بخشی دیگر نحوه انتخاب نام خانوادگی در گذشته را بررسی میکند و در قسمتی دیگر گفتوگویی خواندنی با یک گردشگر چینی که چندمین سفرش به ایران را تجربه کرده نقل میکند.
پیشینه روزنامهنگاری سیدیزاده نیز در متن سفرنامه به چشم میآید. او از کنار هیچ مناسبت فرهنگی، نشانه شهری یا حتی برگه روزنامهای که در مسیر سفرش مییابد، بیاعتنا عبور نمیکند و روایتی تحلیلی از مشاهداتش ارائه میدهد.
کتاب «سفرنامه یزد؛ دیار قنات و قنوت و قناعت» با شمارگان یکهزار نسخه منتشر شده و انتشار آن از سوی انتشارات زبان علم، گامی دیگر در تقویت ادبیات سفرنامهنویسی معاصر و معرفی ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی یزد به شمار میآید.
این کتاب اکنون در دسترس علاقهمندان به ادبیات سفر، میراث فرهنگی و گردشگری قرار دارد.
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، آیین اختتامیه ششمین جشنواره کتاب برگزیده دانشگاهی، پنجشنبه (۶ آذرماه) با حضور محسن جوادی، معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، احمد مسجدجامعی، قائممقام ریاست مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، امیرمسعود شهرامنیا، رئیس مرکز نشر دانشگاهی، سیدعباس حسینینیک، رئیس هیئتمدیره انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی و جمعی از ناشران و اهل قلم نشر دانشگاهی در تالار شهید سلیمانی، دانشگاه تهران، برگزار شد.
نشر دانشگاهی در ایران پیشینه هزار ساله دارد
جوادی، معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، با بیان این مطلب که فکر میکنم به یک معنا، نشر دانشگاهی، سابقه بیش از هزار ساله دارد، افزود: اکثر آثار بزرگان ایران، نشر دانشگاهی بودند؛ ازجمله آثار ابنسینا یا ابوریحان بیرونی. علاوه براین آثار مفاخر علمی ایران، با فاصله اندکی در مراکز علمی بزرگ دنیا تدریس میشد؛ مثلاً کتاب شفای ابنسینا که کمتر از ۱۰۰ سال از تولید، در پاریس بهعنوان کتاب درسی، معرفی شد.
وی گفت: نشر دانشگاهی در ایران، یک دوره شکوه را تجربه کرده اما متاسفانه این روند ادامه پیدا نکرد؛ با این وجود به نظر میرسد، نشانههایی از امید به احیا نشر دانشگاهی دوباره دیده میشود.
جوادی، با اشاره به جایگاه بینالمللی پدیدآورندگان ایرانی، بیان کرد: در جریان برگزاری نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران ۱۴۰۴، در بخش ناشران خارجی، دیدم انتشارات اشپرینگر، طی تقریباً دو سال اخیر، ۱۰۰ کتاب از نویسندگان ایرانی را منتشر کرده بود که از سوی معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ خریداری شد.
وی با تاکید بر ظرفیت زبان فارسی در انتقال مفاهیم علمی، از توجه انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی به مقوله ترجمه قدردانی کرد.
معاون امور فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به مسائل حوزه نشر دانشگاهی ازجمله جزوهخوانی، اشاره و بیان کرد: یکی از دلایل جزوهخوانی دانشجویان، قیمت کتابهای دانشگاهی است. برای افزایش توان خرید کتاب، پیشنهادهای مختلفی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه و بررسی شد؛ ازجمله «فرهنگ کارت» که طراحی شده که به دانشجویان هم اختصاص داده میشود. صحبتهای ابتدایی نیز درباره برنامههای حمایتی، انجام شده اما هنوز نهایی نشده است.
جوادی، بر طراحی راهحلهای دیگر با هدف حمایت از دانشجویان برای تهیه منابع درسی، ازجمله ایجاد صندوقهای رفاهی برای پرداخت وام به دانشجویان از بخش خصوصی، همچنین توسعه نشر الکترونیکی، با هدف کاهش هزینه خرید کتاب تاکید کرد.
نشر دانشگاهی پیشران است و عرضه محتوای شبه علم را متوقف میکند
وی با بیان اینکه نشر دانشگاهی پیشران است، افزود: نشر دانشگاهی ارزشمند، توانایی توقف تولید منابع شبهعلم را دارد و بر فضای علمی جامعه اثر میگذارد. یکی از تجارب بینالمللی، تولید کتابهای علمی برای عرضه در فضای عمومی است. این شیوه تولید محتوا، ویژه عموم مردم، در پیشگیری از تولید شبه علم و البته رونق اقتصادی ناشران، بسیار موثر است.
میراث ناشران پیشکسوت دانشگاهی ثبت شود
در ادامه این آیین، مسجدجامعی به فضای اخلاقی این رویداد به عنوان نخستین ویژگی آن اشاره و بیان کرد: در مناسبتهایی از این دست، معمولاً مقامات صحبت میکنند و برگزیدگان کتاب جایی ندارند؛ بنابراین خوشحال شدم، هرکدام از برگزیدگان فرصت دارند که صحبت کنند. وجه دوم اخلاقی اینکه برگزیدگان، همکاران خود ازجمله نویسندگان، ناشران، ویراستاران و رفع مسائل نشر را فراموش نکردند؛ بهعبارت دیگر منم منم وجود ندارد.
وی به ثبت میراث فرهنگی نشر اشاره و بر ثبت میراث ناشران پیشکسوت دانشگاهی ازجمله مدیرمسئول انتشارات «گنج دانش» تاکید کرد.
قائممقام ریاست مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، به پیشینه ایجاد بخش «ناشران دانشگاهی» در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران و مسئله جایگاه زبان فارسی در حوزه علم اشاره و بیان کرد: نخستینبار که بخش ناشران دانشگاهی در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران ایجاد شد، نزدیک به ۱۲ ناشر دانشگاهی داشتیم؛ دلیل اصلی این اقدام، اعلام این پیام بود که زبان فارسی، زبان علم است و با ظرفیتهای علمی روز پیش میرود.
به گفته وی، دورههای بعد نمایشگاه، ناشران دانشگاهی، با جانمایی در غرفه و محل ویژه و حتی تعیین بن خرید ویژه بازدیدکنندگان، شان و شخصیت ویژهای پیدا کردند.
مسجدجامعی، با ابراز خوشحالی از رشد کمّی ناشران دانشگاهی، بیان کرد: فعالیت ۵۰۰ ناشر دانشگاهی در کشور، نشان میدهد که علم در ایران، در حال رشد، نوآوری، خلاقیت و همسو با جریانهای علمی روز جهان است؛ البته این موقعیت، به معنای نبود مشکلات نیست اما همین تحرک محدود که جامعه نشر بروز داده، منشا اثر بوده است. ازجمله جا انداختن زبان فارسی در تاجیکستان به عنوان زبان علم.
قائممقام ریاست مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، پیشنهاد کرد، برای برگزیدگان ششمین دوره جشنواره کتاب دانشگاهی، آیین بزرگداشت برگزار شود.
ناشران دانشگاهی فرهیختهترین اعضا جامعه نشر هستند
در ادامه این آیین، شهرامنیا، رئیس مرکز نشر دانشگاهی با تاکید بر ارزشمندی برگزاری آیین تجلیل از پدیدآورندگان کتاب دانشگاهی گفت: ناشران دانشگاهی از فرهیختهترین اعضا، در بدنه ناشران و عامل اصلی انتقال و نشر دانش هستند؛ بهعبارت دیگر بازویی هستند در کنار نهادهای علمی و آموزشی.
وی یکی از اهداف مرکز نشر دانشگاهی در دوره جدید را ایجاد ارتباط عمیق بین دانشگاه و ناشران دانشگاهی اعلام و با اشاره به تعطیلی تعداد درخورتوجهی از مراکز نشر در دانشگاهها، بیان کرد: مراکز نشر بسیاری از دانشگاهها تعطیل یا در حال توقف فعالیت است. این جریان به انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی به عنوان حامی ناشران بخش خصوصی کمک میکند تا فضای ایجاد شده را پُر کند.
شهرامنیا، ادامه داد: در حوزه نشر دانشگاهی نیازمند به روزآمدتر شدن هستیم؛ ازجمله در بحث کتاب الکترونیکی و طراحی پلتفرمها.
در ادامه این آیین، حسینینیک، رئیس هیئتمدیره انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی، با تاکید بر اهمیت و روزآمدی قوانین، گفت: در حوزه مهمِ تولید علم، و انتشار آثار علمی، قوانینی داریم که بیش از ۵۰ سال پیش، مصوب شده است؛ قانون حمایت از مؤلفان، مصنفان و هنرمندان، که انصافاً قانون خوبی است، سال ۱۳۴۸ و قانون «ترجمه و تکثیر کتب و نشریات و آثار صوتی» سال ۵۲ تصویب شدهاند. در مجموع حدود ۶ قانون در این حوزه تصویب شده که البته برای حمایت از پدیدآورندگان کافی نیست.
وی افزود: اگر میخواهیم، نویسندگان جوان از نوشتن، و ناشران از تولید ناامید نشوند، قوانین موجود باید، تجمیع، تنقیح و اصلاح شود؛ بنابراین قوانین موجود، کافی نیست نه در تعریف آثار مورد حمایت ازجمله در آثار الکترونیکی، فضای مجازی و هوش مصنوعی. درحالی که سال ۲۰۲۴ در اروپا، قانون حمایت از آثار هوش مصنوعی تصویب شد؛ بنابراین خوب است که مسئولان در شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، این قوانین را ببینند و بدانند که قوانین موجود باید اصلاح شود.
حسینینیک، بیان کرد: شاید تدوین لایحه جدید امکان نداشته باشد؛ البته یکبار از حدود سالهای ۱۳۹۱ _ ۹۲ این تلاش آغاز شد، اما لایحه جدید هم به نظرم، تا زمانی که تکلیفان با الحاق به کنوانسیون برن و کپیرایت معلوم نشود، خیلی معنا و مفهومی ندارد، یا شاید خاصیت لازم را نداشته باشد.
به گفته وی، بنابراین حداقل میتوانیم قوانین موجود که همه حول و حوش قانون حمایت از مولفان و مصنفان است، را تجمیع، تنقیح و اصلاح کنیم. تجربه این کار در انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی وجود دارد. شخصاً از سال، ۸۹ تا الان، معاونت امور فرهنگی، ماموریتی به من داد که قوانین را اصلاح کنم. این کار انجام، و بعد از حدود ۱۵ سال خدمت آقای دکتر صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ارائه شد. البته مانند دیگر قوانین قابل اصلاح است. این کتاب به اقای دکتر انصاری، معاونت حقوقی رئیس جمهور نیز ارائه شد.
پیشنهاد و خواسته اصلی ناشران از معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، این است که تجمیع، تنقیح و اصلاح قوانین حوزه نشر در دستور کار قرار بگیرد. با توجه به تمایل مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، فکر میکنم، ظرف ۶ ماه تا یکسال میتوان قوانین را اصلاح کرد تا در آینده شاهد تحولات ویژه در حوزه تالیف و ترجمه باشیم؛ بهویژه با توجه به تاثیرات فضای مجازی بر حوزه نشر. البته اصلاح قوانین فعلی به معنای ثابت ماندن آنها تا ۵۰ سال آینده نیست؛ شاید نیاز باشد هر دو یا هرسال، به بازبینی شوند.
کاظم آرمانپور، مدیرمسئول انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی درباره فرآیند برگزاری جشنواره ششم، بیان کرد: انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی با هدف هماندیشی ناشران دانشگاهی و تشویق به تولید آثار علمی فاخر، در اسفندماه ۱۳۸۲ بهطور رسمی آغاز به کار کرد.
وی ادامه داد: انجمن طی ۶ دوره برگزاری این جشنواره، کوشیده است، بخشی از وظایف مصرح در اساسنامه را در حد توان یک انجمن مردمنهاد، محقق سازد. این جشنواره با هدف پاسداشت و تقدیر از نویسندگان، مترجمان و پدیدآورندگانی برگزار میشود که نقش مؤثری در ارتقای ادبیات علمی و دانشگاهی کشور ایفا کردهاند.
آرمانپور افزود: بهمناسبت برگزاری ششمین دوره، فراخوان جشنواره در شهریورماه سال جاری منتشر و از نویسندگان، مترجمان و ناشران درخواست شد، نسخهای از کتابهای دانشگاهی تألیفی و ترجمه (چاپ اول سال ۱۴۰۳) را به دبیرخانه انجمن ارسال کنند. در پی این فراخوان، تعداد ۶۷۳ عنوان کتاب از سراسر کشور به دبیرخانه واصل شد که نسبت به سال گذشته ۱۱ درصد افزایش را نشان میدهد. آثار دارای مجوز و اعلام وصول، پس از تقسیمبندی براساس ردهبندی دیویی، در یک فرآیند سه مرحلهای داوری مورد ارزیابی قرار گرفتند.
مدیرمسئول انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی با اشاره به معیارهای داوری آثار گفت: داوری آثار بر مبنای معیارهای تخصصی و مصوب شامل چهار مولفه است؛. «نوآوری، اهمیت و ضرورت اثر و میزان توسعه و ترویج علم» «تحلیل داده و مسئلهمحوری، شیوه نگارش، ویرایش و رعایت قواعد دستوری، انسجام مطالب و نتیجهگیری» «رعایت حقوق مالکیت فکری، فصلبندی مناسب و پیوند منطقی فصلها، تعریف واژهها و مفاهیم کلیدی، نمایه و ارجاعات» «کیفیت ارائه اثر از حیث تولید فنی حروفنگاری، صفحهآرایی، طراحی جلد و نیز کیفیت چاپ و صحافی»
آرمانپور ادامه داد: آثار در چند نوبت ازسوی داوران متخصص هر حوزه بررسی و پس از اعلام امتیاز، به «کمیته انتخاب» ارجاع شد. در نهایت، براساس نتایج داوری و جمعبندی کمیته انتخاب، ۱۱ عنوان کتاب در ۶ رده دیویی بهعنوان آثار برگزیده انتخاب و تأیید نهایی شد که شامل این موارد است: «علوم کاربردی (فنی، پزشکی و کشاورزی): ۴ عنوان؛ علوم اجتماعی (حقوق و مدیریت): ۳ عنوان؛ فلسفه و روانشناسی: ا عنوان؛ علوم محض: ۱ عنوان؛ هنر و معماری: ۱ عنوان؛ دین: ۱ عنوان.
وی افزود: در دوره گذشته، سه عنوان از کتابهای برگزیده این جشنواره، در سطح ملی نیز بهعنوان «کتاب سال» انتخاب و معرفی شدند.
مدیرمسئول انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی، بیان کرد: اسامی همکاران محترم در کمیته انتخاب عبارت است از: آقایان مسعود پایدار، محمد سلگی، منوچهر اشرفالکتابی، احمد خلیلی، سیدعباس حسینینیک و کاظم آرمانپور. در این دوره، با همکاری «خانه کتاب و ادبیات ایران»، فهرست کتابهای چاپ نخست سال ۱۴۰۳ در حوزه دانشگاهی دریافت شد و فرآیند انتخاب نهایی با اتکا به اطلاعات تکمیلی انجام گرفته است.
به گفته آرمانپور؛ کمیته داوران همچنین در این دوره تصمیم گرفته است، علاوه بر اعطای «لوح و تندیس کتاب برگزیده»، از همکار ناشر که فعالانه در حوزه تخصصی، به نشر کتاب اقدام کند و در سال ۱۴۰۳ آثار متعددی در این زمینه منتشر کرده است، تقدیر و تشکر بهعمل آورد.
وی ادامه داد: انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی، امیدوار است این جشنواره، هرچند در مقیاسی محدود، گامی مؤثر در مسیر اعتلای فرهنگ کتابخوانی، ارتقای کیفیت منابع درسی و پژوهشی، و تقویت جریان تولید دانش در کشور باشد.
مدیرمسئول انجمن فرهنگی ناشران کتاب دانشگاهی، بیان کرد: موضوع تشکیل «شورای نشر دانشگاهی» که چندی است خدمت مدیران عالی کشور مطرح کردهایم را بار دیگر یادآور شوم. ضرورت تشکیل این شورا امروز بیش از هر زمان دیگر است؛ شورایی که با حضور متولی نشر، معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاونان پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، بتواند مسیر سیاستگذاری کلان، هماهنگ و هدفمند در حوزه نشر دانشگاهی را هموار سازد و از تألیف و ترجمه آثار علمیِ کیفی حمایت کند.
آرمانپور ادامه داد: امیدواریم با تأکیدات مقام عالی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، این امر در آینده نزدیک به سرانجام برسد. با شکلگیری شورای نشر دانشگاهی و تقویت فرهنگ مطالعه، استادان در کلاس درس به جای اتکا به جزوه، کتاب معرفی و دانشجویان نیز بدون دغدغه، نسخه چاپی یا الکترونیکی کتابهای مورد نیاز خود را تهیه کنند.
وی گفت: در این آیین، از دو چهره ارجمند و ناشر پیشکسوت که سالها در مسیر گسترش فرهنگ علم و کتاب در کشور کوشیدهاند نیز تجلیل خواهد شد؛ بزرگداشتی برای آنان که با تعهد و عشق به دانایی، نقشی ماندگار در اعتلای نشر دانشگاهی ایران داشتهاند.
به گزارش ایبنا؛ از برگزیدگان ششمین دوره جشنواره «کتاب برگزیده دانشگاهی» تجلیل به عمل آمد.
برگزیدگان:

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اهواز، حامد صافی در سلسله نشستهای نقد و بررسی باشگاه ترنج اولین نشست آن نقد و بررسی کتاب «اینجا مرکز دنیاست» در کتابشهر ایران اهواز، با نقبی بر پیدایش تاریخ شفاهی در ایران، بیان کرد: در دوره تاریخ ساسانیان، حکومت تصمیم میگیرد حکومت ایران را مکتوب کرده و به این معنا که به نوشتار کاغذی تبدیل کند. در آن دوره که کاغذ نبود بهصورت تاریخ شفاهی یا بر روی سنگ نوشتهها ثبت شد. و تاریخ ایران در کرمانشاه، ایذه و همدان بود. با یک فاصله ۴۵۰۰ سال در دوره اشکانیان، هخامنشیان تلاش کردند تاریخ را فراموش کنند، اما در دوره ساسانیان به ویژه زمان انوشیروان تلاش کرد تاریخ شفاهی به مکتوب تبدیل شود و سنت شفاهی براساس نقل سینه به سینه بود. وکتابهایی بهنام خداینامه نوشته شد.
صافی گفت: تاریخ ایران از آغاز آفرینش تادوره ساسانیان اینگونه بود که هرپادشاهی هم که پس از انوشیروان برسرکارمیآمد تاریخ خودش را اضافه میکرد و این تاریخ براساس نام پادشاهان بود. مثلاً دوره شاپور، دوره کیومرث و… اما وقتی اسلام وارد ایران شد نهضتی راه افتاد و هرآنچه قبل از اسلام به ایران را مظهر کفر میدانستند که باید نابود شود. ایرانیها زرنگی به خرج دادند و کتابهای پهلوی را به عربی ترجمه کردند. ونهضت ترجمه خداینامه راه افتاد. و عبداللهابن مقفع مهمترین مترجم خداینامهها بود که اسمش را سیرالملوک فرس گذاشت.
وی ادامه داد: پس از دو قرن تا سامانیان، اولین حکومت مرکزی در ایران شکل میگیرد. سامانیان به دنبال هویت ایرانی بودند و به تاریخی که از دوره ساسانیان مکتوب شده تکیه میکنند و نهضت شاهنامهنویسی را رواج میدهند و شاهنامههای متعددی نوشته میشود و هدف شاهنامهنویسی مستند کردن تاریخ ایران بود و حکومت تصمیم گرفت با زبان روز (فارسیدری) شاهنامه بنویسد و شاهنامه حکومتی با نام ابومنصوری نوشته میشود که در حال حاضر مقدمه از باقیمانده و بقیهاش از بین رفت. شاهنامه نثر ابوالموید بلخی، شاهنامه ابوعلی محمدبن احمد بلخی، شاهنامه مسعودی مروزی، شاهنامه طوسی و فردوسی هم یکی از کسانی بود که در این جریان شاهنامه مینویسد. اما فردوسی تنها کسی نبود که شاهنامه نوشته و با توجه به تعداد شاهنامهها چرا شاهنامه فردوسی مهم بود؟ به زیرکی و هوشمندی فردوسی برمیگردد. این همه شاهنامه نوشته شد؟ مقدمه شاهنامه منصور الصاق شده به شاهنامه فردوسی.
هوشمندی فردوسی علت ماندگاری شاهنامه
نویسنده خوزستانی علت ماندگاری شاهنامه فردوسی را نسبت به دیگر شاهنامهها هوشمندی فردوسی دانست و افزود: هرچندمحتواهای همه شاهنامهها یکی بود اما آنچه باعث ماندگاری شاهنامه فردوسی نسبت به دیگر شاهنامهها شده صرفاً درون مایه اثر نبوده زیرا دیگر شاهنامهها هم همین درونمایه را داشتند و به هوشمندی فردوسی برمیگردد. فردوسی چند کار بر روی شاهنامه انجام داد. برای اثر خودش یک اسپانسر مالی قدرتمند چون سلطان محمود غزنوی پیدا میکند. چون نسخهبرداری از کتاب گران بود هیچفردی بدون حامی حکومت نمیتوانست کتابش را ماندگار کند واین سنت بود. نسخهبرداری بیشماری که در طول تاریخ بماند و فردوسی با یک قدرت سیاسی و اجتماعی اثرش را جاودان کرد. همچون نویسنده امروزی هوشمند که به فکر ماندگاری کتاب از طریق نشر، توزیع وخواندنش باشد. دیگر اینکه فردوسی فرم و قالب مناسب پیدا میکند و بیشترین دستکاری را در داستان فردوسی انجام میدهد که امروزه در ادبیات امروز میگوییم گشتار و گاهی وقتها دگردیسی هنری وگاهی برای تطبیق روحیه ایرانی، نویسنده میتواند در متن دستکاری کند تا جایی که به سندیت متن ضربه وارد نشود.
صافی تشکیل نهضت خاطرهنویسی را پس از دوران جنگ ۸ ساله برشمرد و گفت: بعد از جنگ ۸ سال نهضت خاطرهنویسی راه افتاد. بخشی از آن را حاکمیت انجام داد و جزو سیاستهای فرهنگیاش بود و جامعه نیز همراهی کرد و برخی اقتضای جامعه است که خیلی حوصله خواندن متن طولانی را نداردچون خاطره کوتاه است.
نویسنده کتاب اینجا مرکز دنیاست در سخنانش به سندیت کتاب اشاره کرده و گفت: فایل صوتی و صدای راوی مهمتر است تا کتاب. سوال پیش میآید که چرا کتاب چاپ کردی؟ خاطره برای استناد نیست. اساس کارکرد ادبیات و هنر برای تاثیر است. اگر ما دنبال سندیت هستیم چرا فیلم یوسف پیامبر را میسازیم؟ چون در قرآن مستندتر است و یا چرا میرباقری موفقتر از سلحشور است چون میرباقری به تاریخ پایبند نبود و تاثیر برایش مهم بود. سوژه مختار را از تاریخ بیرون کشیده بیرون و تحلیل کرد و فیلم هیچسند تاریخی ندارد. یک جاهایی نویسنده یک چیز را برش میدهد و گشتار همان برش یکچیز و کنش دیگر جایگزین کردن است.
نویسنده «کتاب اینجا مرکز دنیاست» در این نشست، گفت: زندگی شهید قربانی ظرفیت زیادی داشت که خروجیهای زیادی مکتوب و غیر مکتوب از آن دربیاوریم و به این سبک روایت نیاز داشتیم. چونشهید در جاهایی چون شهرداری، بانک، فوتبال کار کرده بود که خیلی روایت ثبت شده وجود نداشت. این مشاغل زمینههایی است که در عامه مردم بیشترین اخبار منفی را میشنویم. یا نارضایتیها بیشتر در این چند بخش هستند. اما شهید قربانی کلی فعالیت کرد و الگو شد. حیف است که تک تک این روایتها هرچند کوتاه، خلاصه ومحدود آورده نشود.
۱۶۰ ساعت مصاحبه و تدوین ۴ ساله برای کتاب اینجا مرکز دنیاست
نسرین تتر با اشاره به خاطرات کتاب اینجا مرکز دنیاست، اظهار کرد: خاطرات خیلی بیشتر بود اما تعداد خاطرات را محدود کردیم و با توجه به اقتصاد کتاب و انتشارات محدودیتهایی وجود داشت اما ما تلاش کردیم. ۱۶۰ ساعت مصاحبه بود و تدوین پیوسته هم نبود، این اقدام چهار سال زمان برد و اصلاح و بازنویسی چند مرتبه انجام شد و به کتاب رجوع کردیم. اگر کامل نبود به متن اصلی برگشتیم و اصلاحاتی انجام شد.
وی ادامه داد: هرچند هنر نویسنده این است که فضاسازی و شخصیتپردازی کند اما آنچه در مصاحبهها بود، بهکار گرفته شد و خیلی هم محدود به جدا کردن راویها در فصلهای متفاوت نبودیم یا اینکه اگر اسم یک راوی بود پشت سرش از راوی دیگر استفاده نکنیم. با توجه به اینکه شهید خیلی خاص بود و چنین شخصیتهایی کمتر است بیشتر تمرکزم بر این بود که شخصیت شهید کامل نشان داده شود.
تتر افزود: در بحث مستندنگاری چه اشخاص و وقایع اتفاق نظر بین نویسندگان این است که تا چه اندازه در محتوا دست برده و در تدوین خودمان را نشان دهیم. اما در این کتاب تقریباً آنچه آوردم همان حرف راویها بود و دست نویسنده را در روایتها نمیبینید. جملات همانطور که روایت شده بود آورده شدند. هرچند ریزه کاری داشت و دغدغهام این بود اگر از من سوال کنند کتاب اینجا تنهاست یک سند است؟ در جواب پاسخم مثبت است. در مقدمه ذکر کردم یکسری خاطرات را به دلایلی خودم استخراج نکردم ولی همکارانی در این بخش خاطرات را استخراج کردند.
وی در پاسخ به این پرسش که «آیا در طول تدوین به اصل مصاحبهها برمیگشتید؟» اینگونه توضیح داد: از دل مصاحبهها و در هنگام تدوین سوالاتی را برایم پیش میآمد و مجبور میشدم اصل مصاحبه را نگاه کنم. حسین قربانی پسربزرگ شهید قربانی پروژه تحقیق را شروع کردند به موسسه شهید سیلاوی مراجعه کردند و این توفیق نصیبم شد که پروژه را برعهده بگیرم و در طول تدوین هرجا به خللی برمیخوردیم، آقای قربانی زحمت میکشیدند و تحقیقات تکمیلی را میگرفتندتا نقاط مبهم کامل شود.
این نویسنده خوزستانی درخصوص انتخاب اسم کتاب گفت: معمولاً نویسندهها در پروسه تدوین به اسم کتاب میرسند و برای این کتاب به اسامی زیادی رسیدیم اما هرکدام یک بعد را بیشتر پر رنگ میکرد در حالیکه اسم باید جامع و متناسب با محتوا و تک بعدی نباشد.با توجه به اینکه شهید قربانی در بخشهای مختلفی فعالیت داشتند ودر هربخش موثرترین کار را انجام میدادند و بهترین بودند با مشورت دوستان و خاطرات شهید در نهایت این اسم را انتخاب کردیم. و برای طرح جلد چون شهید یک جهاد رزمی و یک جهاد تمدنی در طول زندگیشان داشتند و طراح نیز زمین فوتبال مدنظرش بود موافقت کردیم.
وی در جواب این سوال که «قالب کتاب مینیمال است»، گفت: قالب مینیمال قواعد خاص خودش را دارد. نمیخواستیم خیلی در چارچوبها محدود شویم و هدف اصلی این بود که بتوانیم به بهترین روش پیامی را که میخواهیم به مخاطب منتقل کنیم. در سیر نوشتن کتاب یاد گرفتیم وقتی پروژهای را مینویسید از همان موقع یک قالب را در نظر بگیرید و همان را انجام دهید. تاریخ شفاهی خیلی کاربرد دارد. اتلاف زمان ندارد و محتوای مفید بیشتر میشود. آقای قربانی در مقدمه توضیح خیلی خوب داد که پس از شهادت شهید متوجه میشوند در خوزستان برای شهدا کمتر کار تحقیقاتی جامع انجام شده و اینکه منتظر بماند تا کسی پیدا شود و این را کار را پیش ببرد هیچ تضمینی نیست و خودشان شروع به کار میکنند.
وی افزود: وقتی مصاحبهها دست من رسید در هر مصاحبه یک تحقیق کامل داشتیم که نیاز بود در یک قالبی روایت شود تا بهترین استفاده را از آن ببریم چند تا گزینه داشتیم. گزینههای نیمه بلند، داستان و روایت بلند بود که بالاخره به یکجمعبندی رسیدیم و با توجه به چندبعدی بودن شخصیت شهید قربانی؛ روایت کوتاه بهتربن گزینه بود.زندگی ایشان را باتوجه به فعالیتهایشان به روایت دیگران تقسیم کردیم.
دیگر منتقد این نشست گفت: مستند داستانی وضعیت شترمرغی دارد نه شتر است نه مرغ، ما میدانیم بایک کار داستانی حاصل ذهن مولف روبهرو هستیم و نهایتاً الهامی گرفته و دریافت خودش را ارائه میدهد.با تخیل و نگاه خودش نسبت به قصه شخصی خودش دست میبرد. در تاریخ کار مستند هم تکلیفش مشخص است. اما سندیت تاریخی که عمده کارهای پژوهشی مثل زندگینامه، خاطره نگاری باشد متاسفانه کم است و در فضای کتاب نه مستند و نه داستان بلکه بیشتر فضای مستند داستانی خیلی رایج شده است.
مهرزاد قوی افزود: دو نکته کلیت کتاب به ذهنم میرسدکه ای کاش تیتر داشت و در کتابهای مینیمال معمولاً تیتر میتواند کار کند و به کشش متن اضافه کند و تکلیف ما را با متن بیشتر مشخص کندو فضای کلی نسبت به متن و خاطره به ما بدهد و خیلی کتاب روی هوش خواننده حساب نکرده و بدیهیات را توضیح میدهد.
قوی فکر و کلیت ایده کتاب را متفاوت و جالب دانست و بیان کرد: اینکه سراغ خاطرات مدیریتی یک شهید بروید تناقض دارد.م عمولاً مدیران میزشان عرصه خدمت مرسوم نیست. مدیر بانکی که همزمان رزمنده باشد. مدیران معمولاً میزشان را عرصه جهادشان میبینند و آثار تولید شده رزمنده ورزشکار داریم اما کار شاخص اینگونه کمتر انجام شده است.
مهرزاد قوی افزود: در زمینه شهدای مدافع حرم خیلی کم کار شده است اما در این کتاب موضوع متفاوت است. اینجا مرکز دنیاست، طرح روی جلد با لباس نظامی نسبت خوبی با مفهوم کتاب دارد.اگر بخواهم با طرح جلد ارتباط برقرار کنم ترکیب جلد و اسم کتاب کژتابی دارد. به نظر میرسد که سوریه مرکز دنیا است درحالی که اگر طرح این کتاب عکس کت و شلواری از شهید بود همسو با محتوای کتاب بود و برداشت میشود که لقمه آماده در دهان مخاطب گذاشته شده است و شاید لذت کشف و فرصت تجربه کردن برای مخاطب را کم کند.
هیچ متنی آفریده نشده نمیشود مگر آنکه با متون دیگر ارتباط داشته باشد
صافی با اشاره به نظریه دگر متنی و طرح جلد کتاب، گفت: ۱۵ سال برروی نظریه دگر متنی کار میکنم نظریه کامل و یکی از ابزارها را برای بررسی متون است. هیچ متنی آفریده نمیشود مگر آنکه با متون دیگر ارتباط داشته باشد. صفحه ۲۳ اولین خاطره است تا قبل ازوصیت نامه صفحه ۲۵۳ این متن قطعاً با متون دیگر ارتباط دارد. مصاحبههای گرفته شده پیش متن (هایپوتکس) متن نویسنده بیشمتن یا فزونمتن است. چون مصاحبهها را نداریم نمیتوانیم در مورد ارتباط متن با مصاحبهها بگوییم. متن دیگری که با متن نویسنده ارتباط برقرار میکند پیرامتنها است. اولین پیرامتنجلد کتاب است. پیرامتنها، متنهایی هستند که متن اصلی را فرا گرفتند.بعضی از این پیرامتنها نویسنده نوشت؛ خود نویسنده مینویسد مثل مقدمه، برخی دیگر ناشر نوشت؛ مثل مقدمه ناشر. پیرامتن جلد تا پیش از دوره مشروطه و قبل از صنعت چاپ خیلی مهم نبود و متنها همه به یک شکل و فقط اسم کتاب نوشته شده بود. هرچقدر از مشروطه جلوتر حرکت کنیم پیرامتنها خیلی اهمیت پیدا میکنند.
وی ادامه داد: پیرامتنی که کارکردش معرفی کتاب است مثل کسی است که متن را دربرگفته و به مخاطب نشان میدهد. پیرامتن بخش دارد و مهمترین بخش، تصویر روی جلدکتاب شخصی است که لبخند ملیح، چفیه در سر و اسلحه در دست دارد. با تصویر اول کار محتوا در صورت مخاطب زده میشود و در همان نگاه اول متوجه میشویم شخص نظامی و احتمالاً مهربان بوده است. اسم کتاب «اینجا مرکز دنیاست» میخواهید به مخاطب بفهمانید که هرجا قرار بگیرد مرکز دنیا است اما طرح جلد این موضوع را نمیرساند. چند کلیدواژه روی جلد خاطرات شهید، مدیر شهید، مدافع حرم، اسم شهید، نویسنده قرار دارد. و خاطره چند مولفه دارد. مبتنی بر واقعیتی در گذشته، حضور شخصیتها، و موقعیت زمانی و مکانی و کنش هم در آن وجود دارد.
صافی در توضیح گونه خاطرهنویسی اذعان کرد: خاطره مرزش با داستان کجاست و چه فرقی دارد؟ داستان مبتنی بر واقعیت نیست و برگرفته از واقعیت و الهام نویسنده از یک واقعیتی است، اما خاطره الهام نمیگیرد خود واقعیت است. وقتی خاطره گونه ادبی میشود که نویسنده در آنجا قلمفرسایی کند و هنر قلم خودش را به رخ مخاطب بکشاند. وقتی روی جلد نوشته شده خاطره یعنی با یک گونه ادبی در کتاب مواجه هستیم. به همین سبب شاهنامه را مثال زدم. دوست داستم واژه مدیر انقلابی و شهید مدافع حرم روی جلد نباشد. در وهله اول تصویر همه چیز را به من میگوید شهید مدافع حرم، مدیر انقلابی کتاب را نمیخوانم چون من میدانم کتاب چه میخواهد بگوید و پیرامتن شما را لو داده است. پیرامتن در مینیمالترین حالت ممکن باید مخاطب را جذب کند و کارکرد جلد و پیرامتن در دنیای امروز صرفاً جذب است اما نه به هر قیمتی.