انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی

سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: اول آبان، روزی است که تقویم، لباسی از نثر و خرد بر تن میکند. روزی که یادِ ابوالفضل بیهقی، آن دبیر دانا و روایتگر روزگار غزنوی، بر صفحه فرهنگ ایران میدرخشد. در این روز، نام مردی گرامی داشته میشود که نقطه عطفی را در نثر فارسی رقم زد.
بیهقی، آن مورخِ راستگوی قرن پنجم، نویسندهی «تاریخ بیهقی» است؛ اثری که نه فقط گزارشی از دوران مسعود غزنوی، که آیینهی اندیشه، اخلاق، و انسانیت ایرانی است. نثر او، روان چون چشمهای در کوهسارهای خراسان، و استوار چون درختی که ریشه در خاکِ دانایی دارد. واژهها در قلم او جان میگیرند، کردارها صدا مییابند، و تاریخ در هیئت داستانی زنده بر صفحه مینشیند.
در نخستین ماههای سال ۱۴۰۰، با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی، اول آبان به نام او و بهعنوان «روز ملی نثر فارسی» در تقویم رسمی ایران ثبت شد؛ روزی برای پاسداشت نثر سنجیده و بیپیرایهای که میراث جاویدِ بیهقی است. اول آبان، روز بیهقی، روزی است که نثر فارسی به خود میبالد و زبان ایران، به نام پدر خویش درود میفرستد. این روز، تجلیل از واژه و جشن روشناییِ خرد است. به همین مناسبت به سراغ سلمان ساکت، پژوهشگر و دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی رفتیم. با این گفتوگو همراه باشید:
از نگاه شما «روز نثر فارسی» چه معنا و اهمیتی دارد و چرا لازم بود چنین روزی در تقویم فرهنگی ما ثبت شود؟
با توجه به اینکه شعر پیشانی و نمودار ادبیات در هر فرهنگی به شمار میآید، در زبان فارسی هم شعر همواره بیش از نثر مورد توجه بوده و شاعران بلندپایه زبان فارسی همچون فردوسی، عطار، مولانا و نظامی، شعرشان همسنگ و همتراز بزرگترین شاعران جهان مطرح است. طبیعی است که همگام با دیگر فرهنگها، برای مردم شعر جایگاه والاتر و مهمتری داشته؛ بنابراین از گذشتههای دور تا امروز رواج شعر بیش از نثر بوده است. از اینرو آشنایی عموم مردم از یک سو و دپارتمانها و گروههای آموزشی ما از سوی دیگر با نثر فارسی هیچگاه همسنگ شعر نبوده است.
اگر برنامههای گروههای آموزشی را در دورههای مختلف بررسی بکنیم، عمده درسهایی که برای تدریس تنظیم شده معطوف به شعر فارسی است و نثر رنگ و بوی کمتری دارد. بنابراین نامگذاری روزی به نام «نثر فارسی» از این جهت که باعث توجه بیشتر به این گنجینه مهم ادبی و فرهنگی ما میشود، کاری درخور توجه و ستودنی بوده است.
بسیاری از صاحبنظران معتقدند که جوامع وقتی از دوران کهن به دوران جدید منتقل میشوند، جامعه هم تمایلاتش از شعر به سمت نثر میآید. شما اگر بررسی بکنید، در همین سه چهار دهه اخیر تمایل بسیاری از کتابخوانها و بهویژه جوانان از شعر به سمت رمان متمایل شده و بنابراین میشود این برداشت و این نتیجه را گرفت که جامعه ایران در گذر از فضای سنت به مدرنیته، از شعر به سمت رمان کشیده شده است.
به نظر شما علت اینکه نثر فارسی در مقایسه با شعر فارسی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است، چیست؟
بدیهی است که نثر فارسی جایگاه خودش را آنچنان که باید و شاید در میان دیگر نثرهای جهان، یا بهتر بگوییم در میان ادبیات منثور دیگر فرهنگها پیدا نکرده. به هر حال سبک ویژه نویسندگان ایرانی از یک سو و نبود تعاملات گسترده همهجانبه و عمیق فرهنگی میان ایران با دیگر فرهنگها و کشورها سبب شده تا نثر فارسی آنچنان که باید و شاید به علاقهمندان کشورهای دیگر معرفی نشود.
نسل جوان امروز بیشتر به ادبیات معاصر و دیجیتال روی آورده است. چگونه میتوان آنان را با نثر کهن آشتی داد؟
با توجه به مقتضیات دوران جدید طبیعی است که نسل جوان بیشتر به ادبیات معاصر، آنهم از نوع کوتاهشده و مبتنی بر ادبیات فضای دیجیتال و فضای مجازی روی آوردهاند. این البته در جای خودش فواید ویژهای دارد ولی در درازمدت سبب گسستگی میان نسل جوان با میراث کهن زبان فارسی خواهد شد و ممکن است اندکاندک به یک انقطاع کامل بینجامد که این البته بسیار خطرناک است.
چه راههایی برای سادهسازی یا بازآفرینی نثرهای کهن وجود دارد بدون آنکه اصالتشان از بین برود؟
بدیهی است باید در کنار توجه به اصل متون منثور زبان فارسی، از شیوههای مناسب بازآفرینی و بازنویسی و حتی خلاصهنویسی کمک گرفت تا جوانان در روزگاری که همهچیز با سرعت در حال گذر است و خودشان هم اغلب شتاب دارند، با این ادبیات آشنا شوند. ولی باید توجه کرد که استفاده از امکانات صوتی و تصویری جدید، همچنان میتواند نقش مهمی در علاقهمندی جوانان به ادبیات منثور کهن ما ایفا بکند. استفاده از کلیپها و نماهنگهای کوتاه، استفاده از فایلهای صوتی و پوشههای شنیداری، استفاده از پادکست که امروز مورد علاقهٔ بسیاری از جوانان است، میتواند در علاقهمندی آنان و ارتباط بیشترشان با نثر کهن زبان فارسی بسیار موثر باشد.
ما امروز شاهد هستیم که در اقصی نقاط ایران جلسات متنخوانی فراوانی برگزار میشود که برخی از آنها اختصاص به کتابهای نثر دارد. من بهخوبی به یاد میآورم که از گذشتهها تا حدود ۲۰ سال پیش، هر جا محفلی برای ادبیاتخوانی برپا میشد، مبتنی بر شعر بود. حالا برخی «شاهنامه» میخواندند، برخی «مثنوی معنوی» میخواندند. اما از یکی دو دهه پیش میبینیم که موجی از محافل خواندن متون کهن، یعنی متون منثور کهن مثل «تاریخ بیهقی»، «اسرارالتوحید»، «قابوسنامه» و بقیه هم ایجاد شده است. بنابراین فکر میکنم شیوههای جدید و استفاده از ابزارهای جدید میتواند در علاقهمندی بیشتر جوانان به نثر کهن فارسی مؤثر باشد.
به نظر شما مطالعهی نثر کهن چه مهارت یا بینشی به نویسندگان معاصر میدهد؟
مطالعه نثر کهن فارسی بیتردید برای نویسندگان و بهویژه مترجمان معاصر بسیار مهم و راهگشا خواهد بود. انس با کتابهای منثور کهن زبان فارسی میتواند ظرفیتهای گسترده این زبان را چه در حوزه صرف و چه در حوزه نحو برای نویسندگان و مترجمان آشکار کند.
امکان ندارد کسی بتواند نویسنده قابلی باشد بدون اینکه کتابهای کهن زبان فارسی را خوانده باشد. اگر نویسندگان معاصر ما با ادبیات کهن منثور زبان فارسی آشنا باشند و انس بگیرند، ناخودآگاه صورتهای زبانی و سبکی بهتری بر قلم و زبانشان جاری خواهد شد.
در پایان، شما چه نثری از ادبیات فارسی را برای مطالعه نسل جوان پیشنهاد میکنید و چرا؟
من در میان نثرهای فاخر زبان فارسی در گام نخست برای جوانان «تاریخ بیهقی»، «سیرالملوک» یا «سیاستنامه»، «قابوسنامه» و «گلستان سعدی» را پیشنهاد میکنم و فکر میکنم در گام نخست این چهار متن، دلنشینی و جذابیت بیشتری میتواند داشته باشد.
البته اگر علاقهمندان راه خود را در خواندن متون منثور فارسی ادامه بدهند، حتی در ادامه از خواندن نثرهای فنی مثل «کلیله و دمنه»، «تاریخ جهانگشای جوینی» و «مرزباننامه» هم لذت میبرند. هر کدام از این متنها گنجینهای از خلاقیتها و نوآوریهای نویسندگان ما در گذشته است که گاهی خواندن بخشهایی از آنها خواننده را به شگفتی وامیدارد.
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی

سرویس مدیریت کتاب خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در بازار پُرشتاب امروز شرکتهایی که فناوریهای نوین هوشمند را پذیرفتهاند، به فرایندهای سادهسازی در کاهش زمان تحویل و افزایش همکاری در سراسر زنجیره تامین دست خواهند یافت. پذیرش ابزارهای دیجیتال هوشمند، شرکتها را قادر میکند تا در کسب و کار خود بینش و نگرشهایی درباره عملیات و تصمیمگیری دادهمحور خود اجرایی کنند.
تحول دیجیتال و هوش مصنوعی یک نیرو و عامل انقلابی و تغییردهنده بازی حال و آینده صنعت چاپ و بستهبندی هستند و تاثیر آن بهویژه در گردش کار بسیار مفید است. تجربه مجموعهها و کشورهای مختلف نشان میدهد که دیجیتالی شدن هوشمندانه سبب شفافیت بیشتر عملکردها، کنترل ارتباطات، ارزشمندی و سازگاری بیشتر با دیگران را تسهیل میکند. تحول دیجیتال در حال ایجاد ارتباطات جدید در سراسر فرایند است و وظایفی را که قبلاً بهطور دستی انجام میشدند خودکارسازی میکنند، با این کار کارکنان تمرکز خود را بر امور پیچیدهتر در چاپ و بستهبندی در سطوحی بالاتر قرار میدهند.
میتوان گفت که اتوماسیون، سنگ بنای این تحول است و نویدی بر صرفهجویی قابل توجهی زمان و هزینه است، اتوماسیون فرایندهای تولید را از طراحی و نمونهسازی گرفته تا تولید و توزیع بهینهسازی میکند، این امر نهتنها منجر به کاهش هزینهها شده، بلکه خطر نقص و تاثیر بر کیفیت را بهشدت کاهش میدهد. شرکتها میتوانند با استفاده از دادههای صحیح، برنامههای تولید را به دقت تنظیم و ضایعات را به حداقل برسانند، همچنین بر کیفیت متمرکز شوند.
تجربه نشان داده است که اتوماسیون، تنها با حذف ناکارآمدیها، فرایندها را ساده میکند، نیروهای انسانی را قادر میسازد تا روی وظایف با ارزش افزوده بالاتر متمرکز شوند و در نتیجه قادر به رشد و نوآوری خواهند شد.
پایداری؛ یک واژه رایج و شیک و مجلسی نیست
اما صاحبان برند و کارخانهها بطور فزایندهای در حال استفاده از حسگرهای اینترنت اشیا در راهکارهای چاپ و بستهبندی هستند. این حسگرها، پارامترهایی مانند دما، رطوبت، تازگی محصول، رنگ، حالت، تاریخ و بارکدها را رصد کرده و دادهها، در زنجیره تامین، دیدگاه و بینش بهتری را فراهم میکند، در ضمن در نگهداری پیشبینانه در زمان واقعی و قبل از وقوع خرابی شناسایی و برطرف میشوند و از کارافتادگی برنامهریزی نشده ماشینها، کاهش مییابد.
اکبر شهریاری، مدرس و فعال حوزه چاپ و مترجم کتاب «راهنمای چاپ افست ورقی» درباره چاپ و بستهبندی هوشمند و ادغام با اینترنت اشیا، معتقد است؛ سیستمهای رباتیک در حال حاضر در عملیات جابهجایی عدلهای حاوی بندهای کاغذ، بستهها و پالتها بهصورت دقیق و هوشمند فعال بوده و برای شناسایی محل و کنترل کیفیت و جابهجایی از سنسور و دوربین و بینایی ماشینی و نیز شبکه و نرمافزار هوشمند استفاده میکنند، این رباتها بهطور موثر و هوشمندانه کارکرده و از خطاهای انسانی میکاهند.
به گفته وی، اکنون سیستمهای پیشرفته بیناییسنجی نصب شده، رباتها را کنترل و آنها را قادر به تشخیص مسیر، موانع، نقص و ایراد کرده و مطابق با الزامات خاص و استاندارد عمل میکنند.
شهریاری، با اشاره به مبحث تحول دیجیتال در صنعت چاپ و بستهبندی، افزود: افزایش کارآیی، کاهش هزینه، پیشبرد پایداری محیطزیستی، هدف اصلی بوده، درحالی که نوآوریها موتور محرکه این تحولات هستند، میتوان گفت که تحول دیجیتالی هوشمندی که نهتنها ادامهدهنده یک روند پر تلاش است، بلکه سبب انقلابی عمیق در همه ارکان آن خواهد بود.
وی همچنین درباره چشمانداز کنونی تحولات دیجیتال هوشمند، توضیح داد: این تحولات اینک بهعنوان یک نیروی عظیم پیشران و تغییر دهنده در بازی صنعت چاپ و بستهبندی تثبیت شده و اثرات آن بهویژه در گردش کار بسیار چشمگیر بوده است، مسئله این است که با پذیرش ابزارهای دیجیتالی هوشمند و نرمافزارها، شرکتها قادر خواهند بود تا نیازهایشان را با بینش و آگاهی ژرفی با مشتریان تطبیق دهند که پایهای برای تصمیمگیری داده محور دقیق خواهد بود.
مترجم کتاب «سرویس و نگهداری ماشین چاپ جی تی او» با بیان اینکه طی سالهای اخیر چاپ دیجیتال به سفارشیسازی محصولات و کالاها کمک میکند، گفت: این روال به صاحبان برند و کارخانهها و شرکتهایی که فرایندهای متنوع چاپ و بستهبندی دارند اجازه میدهد تا داخل شرکت خودشان کارها را انجام داده و کارآیی خود را افزایش دهند، کارهایی که در گذشته بهدلیل ماهیت یا پیچیدگی یا گرانی تجهیزات برون سپاری میشدند، اما اکنون به کمک هوش مصنوعی و تجهیزات دیجیتال بسیاری از کارها در خود شرکت انجام و بنابراین امکان شخصیسازی سفارشها بیشتر میشود، شرکتهای کوچک و متوسط هم توان انجام کارهای نفیس را یافتهاند درحالی که قبلاً غیر قابل تصور بود.
شهریاری، در ادامه با طرح این موضوع که در حوزه چاپ و بستهبندی، «پایداری» صرفاً یک واژه رایج و شیک و مجلسی نیست، عنوان کرد: میتوان با افزایش آگاهی مصرفکنندگان نسبت به محیطزیست، روشهای تولید به شکل پایدارتری ایجاد شده و تحولات متعددی در این زمینه روی دهد، کاهش اثرات کربن و ضایعات در زنجیره تامین اینک به بخش مهمی از این روال شده و به همین دلیل تعهدات اخلاقی و قانونی نسبت به آینده سبزتر در دستور کار قرار گرفته است.
وی با اشاره به راهکار هوشمندانه چاپ و بستهبندی در مواجه با محیط زیست، توضیح داد: استفاده مجدد از مواد قابل بازیافت یکی از ضروریاتی است که در صنعت چاپ باید به آن توجه شود، پوششهای کمتر بر سطوح چاپ، تغییراتی در همپوشانی رنگها ایجاد میکند به نحوی که با مصرف کمتر رنگ به همان مقادیر رنگ استاندارد برسد و یا بین قسمتهای حروف فضای خالی ایجاد کند تا نهتنها با اهداف زیست محیطی و پایدار همسو شود، بلکه منجر به بررسی مواد مختلف برای کاهش رد کربن شود.
به گفته شهریاری، در سالهای اخیر ماشینهای جدید از لحاظ مصرف انرژی بهطور قابل توجهی از هزینههای عملیاتی میکاهند، سرمایهگذاری و ارتقای تجهیزات خودکار و یا درگیری سیستم در لحظه مورد نیاز به موتورهای هوشمند، روشنایی LED و خشککن جدید و سیستمهای سرمایش و گرمایش کم مصرف، پردههای متحرک هوشمند متناسب با نور خورشید، هزینههای تولید و مصرف انرژی را کاهش میدهد .
فناوریهایی که فرایند را ساده میکنند
در زمانهای مختلف نوآوریهای هوشمندانه سبب شده تا مواد چاپ و بستهبندی، سبک وزنتر شود و همین مسئله از یک سو به حفظ و افزایش استحکام و یکپارچگی محصول و بسته کمک میکند و از سوی دیگر مصرف مواد را نیز کاهش میدهد. مواد سبک وزن مانند پلاستیکهای زیستی تخریب پذیر و کامپوزیتی پیشرفته، نهتنها هزینه مواد را کاهش میدهد، بلکه با تمایلات و ترجیحات مصرفکننده مثل توجه به موضوع محیط زیست نیز همسو و همجهت است. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که تحولات دیجیتال و هوش مصنوعی به هیچوجه یک روند گذرا و کاهشی نبوده، بلکه بهعنوان نیروی دگرگونکننده درحال تغییر شکلها و روشهای چاپ و بستهبندی و شکلدهی مجدد به آن است.
شهریاری، با اشاره به تاثیر هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی و اتوماسیون در صنعت چاپ و بستهبندی، عنوان کرد: صنعت چاپ و بستهبندی درحال گذار از تحولی قابل توجه است که تا حد بسیار زیادی به دلیل ادغام هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی و بیناییسنجی و اتوماسیون و درهم تنیده شدنشان، قابل تفکیک نیستند و بر همدیگر تاثیرگذار هستند، این فناوریهای پیشرفته نهتنها فرایندها را سادهتر میکنند؛ بلکه حتی ماهیت چاپ و بستهبندی را نیز تغییر میدهند، همچنین اتوماسیون و خودکارسازی امور را به مقدار بیشتری نیز متحول خواهند کرد.
وی ادامه داد: کارهای پیچیده و وقتگیری هم که قبلاً به نظارتهای دقیق نیاز داشتند، اکنون با ماشینها بهطور کارآمدی انجام شده و مدیریت میشوند، میتوان گفت که از مزایای برجسته هوش مصنوعی و اتوماسیون، بهینهسازی فرایندهای تولید است، با بهبود مداوم الگوریتم یادگیری ماشینی و بیناییسنجی ماشینی، اینک ماشینها و سیستمها سازگارتر، تکامل یافتهتر حتی ماهرتر میشوند.
شهریاری با طرح این موضوع که هوش مصنوعی بر بهینهسازی متمرکز است اما ظرفیت واقعی آن در شکلدهی به یادگیری خلاقانه در آینده خواهد بود، گفت: با تبدیل شدن هوشمندانه مصنوعی و اتوماسیون به بخش جداییناپذیر فرایندهای چاپ و بستهبندی، چشمانداز شغلی کنونی میتواند دستخوش تحولاتی بس عمیق شود، بهطور خاص شرکتهای کوچکتر و متوسط اموری را که قبلاً برونسپاری میکردند را دیگر خود انجام میدهند و وابستگی آنها تا حدودی کاهش خواهد یافت.
به گفته وی، اکنون فرصتهای شغلی جدیدی در زمینه نگهداری و برنامهنویسی هوش مصنوعی و رباتیک درحال ظهور است و صنعت چاپ و بستهبندی بنا به ماهیت بینرشتهای در مرکز این آماج و خط حمله این تحولات خواهد بود.
تعهدات اجتماعی و اخلاقی فعالان چاپ
شاید بتوان گفت که «پایداری» بهعنوان یک موضوع محوری در صنعت چاپ و بستهبندی به شدت ظهور کرده است، هر چند که خیلی هم موضوع جدیدی نیست، اما اهمیت پایداری و ارزشمندی بیشتر زمان سبب شده تا اهمیت ان را یادآوری مجدد کرد، اکنون برندها و تولیدکنندگان ضرورتهای زیستمحیطی را نهتنها تشخیص میدهند؛ بلکه به افزایش تقاضای مصرفکنندگان و فشارهای نظارتی برای راهحلهای سازگار با محیط زیست نیز پاسخ میدهند.
شهریاری با طرح این موضوع که شرکتها در حال سپردن تعهدات کاری و اجتماعی و اخلاقی برای توسعه راه حلهای متناسب هستند، گفت: این تعهدات کاری و اخلاقی فراتر از شعارهای ظاهری و عوامفریبانه است و در مواردی نیز مانند تعویض پلاستیکهای یکبار مصرف، انجام شده است، کاهش ضایعات و افزایش بازیافت، بهینهسازی، انتخاب مواد برتر، طرحهای جایگزین برای کاهش ضایعات همراه با ترویج بازیافت و افزایش چرخه عمر محصولات تولیدی ازجمله مزایای توجه به محیط زیست است.
وی با بیان اینکه نوآوری در علم مواد و کمپوستپذیر، اهمیت ویژهای دارد، افزود: توجه به این موضوع سبب هموار کردن راه پیشرو است تا آسیب کمتری به محیط زیست وارد شود، در این حوزه شرکتها طیف وسیعی از گزینههای خود را به اولویت در محیط زیست اختصاص داده و همزمان گواهینامههای پایداری محصولات و رعایت قوانین زیست محیطی را دریافت میکنند، این قوانین اکنون متناسب با قوانین کشورهای مختلف، در حال تکامل است مانند ممنوعیت استفاده از پلاستیک یکبار مصرف در سطح جهانی یکی از نمونههای آن است.
شهریاری با بیان اینکه این موضوع موجب ترویج کاهش رد کربن و استفاده از مواد بازیافتی مانند کاغذ، مرکبهای بازیافتی، همچنین کاهش پوششهای براق میشود، افزود: در حقیقت پایداری در آینده از اکنون شروع شده و تمرکز بر بازیافت مواد پلاستیکی سبزتر و بستهبندی کمپوستپذیر است، راهکار هوشمندانه چاپ و بستهبندی، استفاده مجدد و بازیافت و طراحی مجدد است.
وی همچنین با بیان اینکه یک جزء حیاتی در پایداری شاید فراتر از خود محصول، حمل و نقل و نگهداری آن است، گفت: امروزه دیگر از هوش مصنوعی برای جابهجایی محصول تا رسیدن به دست مصرفکننده نهایی استفاده میشود که در اینجا بهنوعی متولی حفظ محیطزیست نیز محسوب میشود، آموزش به مشتریان و مواردی مانند کدگذاری، رنگ بندی و اطلاعات ضروری بخش دیگری از تعهدات شرکتهاست.
در پایان باید گفت که بهنظر میرسد، «پایداری» را باید نیروی محرکه در پشت سر چاپ و بستهبندی دانست، نیروی محرکه و راننده این قطار، مصرفکنندگان هستند نه شرکتها و فناوریها، مشتریان با خریدهایشان، حمایت و پشتیبانی کرده و سبب گرایش به سمت بستهبندی پایدارتر میروند، نباید فراموش کنیم که رسیدن به روش و مواد جدید ممکن است سالها طول بکشد کما اینکه بیش از ۴۰ سال طول کشید، تا صنعت چاپ و بستهبندی از نفت فسیلی، به مواد انعطافپذیری مانند PET, PE ,P.P, PVC رسید.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - حمیدرضا سیدناصری، نویسنده و ناشر کودک و نوجوان: کودکان نسل آلفا در دنیایی چشم گشودهاند که تصویر، صدا و حرکت پیش از کلمه در ذهن آنان معنا میگیرد. این نسل نه با صفحهی کاغذ، بلکه با صفحهی نمایش رشد کرده است؛ نسلی که گفتوگوهای روزمرهاش با لمس، اشاره و تصویر آغاز میشود. در چنین جهانی، مفهوم کتاب و مطالعه نیز دگرگون شده است. کتاب دیگر تنها مجموعهای از واژهها نیست، بلکه بستری برای تجربه، تعامل و مشارکت است. داستانهای تصویری و کتابهای تعاملی، پاسخ فرهنگی و آموزشی به همین دگرگونیاند؛ ابزارهایی که میتوانند پلی میان دنیای فناوری و دنیای تخیل بسازند و از رهگذر آن، رشد زبانی و شناختی کودکان را شتاب دهند. پیش از آنکه کودک بتواند بخواند، میبیند. تصویر نخستین زبان ارتباطی او با جهان است. کتابهای تصویری با بهرهگیری از ترکیب رنگ، حرکت، فضا و احساس، به کودک میآموزند که معنا را میتوان از ورای واژهها دریافت. هر تصویر برای کودک حکم واژهای تازه دارد؛ واژهای که او خود میتواند تفسیر کند و با آن جهان ذهنیاش را گسترش دهد. تحقیقات آموزشی نشان دادهاند که کودکان در فرآیند مشاهدهی تصاویر داستانی، مهارتهایی چون نامگذاری اشیاء، توصیف موقعیتها، و درک روابط علت و معلولی را میآموزند. در واقع، کتاب تصویری، تمرینی طبیعی برای پرورش زبان گفتاری و واژگان فعال کودک است. افزون بر این، تصاویر متنوع از فرهنگها، چهرهها و موقعیتهای گوناگون، حس همدلی، درک تفاوت و تخیل را در او تقویت میکند.
کتابهای تعاملی نسل جدید، تجربهی سنتی خواندن را به تجربهای چندحسی تبدیل کردهاند. در این کتابها، کودک نه خوانندهای منفعل، بلکه شریکِ فعال داستان است. او با لمس، صدا، حرکت و گاه حتی تصمیمگیری، در روند روایت دخالت میکند. این نوع مشارکت، به شکل چشمگیری تمرکز، حافظهی فعال و خلاقیت را تقویت میکند. بهکارگیری فناوریهای نو مانند واقعیت افزوده و صداگذاری هوشمند در کتابهای کودک، فرصت تازهای برای پیوند دادن بازی و یادگیری فراهم آورده است. برای مثال، کودکی که با لمس تصویر یک حیوان صدای آن را میشنود یا با چرخاندن صفحه، نتیجهی عمل شخصیت داستان را میبیند، در واقع از طریق بازی، در حال تمرین زبان و شناخت است. این نوع یادگیری تعاملی، با اصول روانشناسی رشد هماهنگ است؛ زیرا ذهن کودک از رهگذر تجربه، آزمون و خطا به فهم مفاهیم میرسد.
زبان، تنها ابزار ارتباط نیست؛ ستون اصلی تفکر است. کتابهای تصویری و تعاملی میتوانند مسیر رشد زبانی را از سطح واژگان به سطح ساختارهای شناختی گسترش دهند. در جریان تعامل با تصویر و متن، کودک مفاهیمی چون زمان، مکان، ترتیب و احساسات را میآموزد. او یاد میگیرد چگونه داستان را بازگو کند، چگونه جمله بسازد، و چگونه از واژهها برای بیان ایدههایش بهره ببرد. همچنین کتابهای تعاملی باعث افزایش انگیزهی مطالعه میشوند. کودکی که از لمس، صدا و رنگ لذت میبرد، بیآنکه بداند، در حال تمرین درک مطلب است. همین امر میتواند مانع از افت علاقه به خواندن در سنین پایین شود و رابطهی کودک با کتاب را از اجبار به لذت تبدیل کند. در حوزهی شناخت، داستانهای تصویری و تعاملی به رشد تواناییهای تفکر خلاق، حل مسئله و تمرکز کمک میکنند. هنگامی که کودک درگیر کشف معنا در تصاویر، پیشبینی رویدادهای بعدی یا تصمیمگیری در روند داستان میشود، در واقع در حال تمرین فرایندهای شناختی پیچیده است. از منظر روانشناسی رشد، این نوع کتابها مهارتهای ادراکی (مانند توجه به جزئیات، تطبیق دیداری و حافظهی بصری) را نیز تقویت میکنند. حتی برای کودکانی که دچار اختلالات یادگیری یا تاخیر زبانیاند، کتابهای تعاملی میتوانند ابزاری توانبخش باشند، زیرا مسیر یادگیری را با تجربهی حسی و بازی درهم میآمیزند.
اگرچه فناوری در خدمت آموزش، فرصتی ارزشمند است، اما استفادهی نادرست از آن میتواند موجب خستگی ذهن، کاهش تمرکز و وابستگی بیش از اندازه به صفحهنمایش شود. از اینرو، نقش والدین، مربیان و ناشران در انتخاب محتوای باکیفیت و متناسب با سن کودک بسیار حیاتی است. کتابهای تصویری و تعاملی باید بر پایهی معیارهای تربیتی و هنری دقیق طراحی شوند تا کودک را نه اسیر سرگرمی سطحی، بلکه رهسپار درک و تخیل عمیق کنند. همچنین لازم است سیاستگذاران فرهنگی از تولیدکنندگان داخلی این حوزه حمایت کنند تا کتابهای بومی و متناسب با فرهنگ و زبان کودکان ایرانی گسترش یابد. در جهانی که سرعت، تصویر و صدا بر ذهن کودک فرمان میرانند، کتاب تصویری و تعاملی فرصتی است برای آشتی دوبارهی کودک با معنا، تخیل و اندیشه. اگر در گذشته، واژهها دریچهی شناخت بودند، امروز تصویر و تجربه دروازهی ورود به جهان مفاهیماند. این تحول نه تهدیدی برای سواد، بلکه افقی تازه برای بازآفرینی فرهنگ خواندن است؛ فرهنگی که باید با زیستجهان نسل آلفا هماهنگ شود، نه در برابر آن مقاومت کند. کتابهای تصویری و تعاملی، هنگامی که با اندیشهی تربیتی و معیارهای هنری و اخلاقی همراه شوند، میتوانند نقش مهمی در پرورش مهارتهای زبانی، شناختی و عاطفی کودکان ایفا کنند. در فرایند لمس، دیدن، شنیدن و شرکت در داستان، کودک نه تنها واژهها را میآموزد، بلکه معنا را تجربه میکند؛ یاد میگیرد که هر صحنه، رویداد و تصویر حامل اندیشهای است. این تجربهی چندحسی، پیوند میان زبان، احساس و تخیل را استوار میسازد و به کودک امکان میدهد تا اندیشه را در قالبی زنده و پویا درک کند. از منظر اجتماعی، این کتابها میتوانند به عدالت آموزشی و فرهنگی نیز یاری رسانند. کودکانی که در مناطق محروم یا با نیازهای ویژه زندگی میکنند، از طریق کتابهای صوتی، لمسی و واقعیتافزوده میتوانند به جهان دانش و تخیل دست یابند؛ حقی که در ادبیات حقوق کودک، «حق دسترسی برابر به منابع فرهنگی و آموزشی» نامیده میشود. از اینرو، توسعهی این نوع کتابها نه تنها اقدامی فرهنگی، بلکه گامی در مسیر تحقق حقوق بنیادین کودک است. با این حال، در برابر فرصتهای گستردهی فناوری، تهدیدهایی نیز نهفته است: از اعتیاد به صفحهنمایش تا فروکاستن یادگیری به سرگرمی زودگذر. راه چاره نه در حذف فناوری، بلکه در هدایت آگاهانهی آن است. وظیفهی والدین، مربیان و سیاستگذاران فرهنگی آن است که مرز میان «تعامل هدفمند» و «غرق شدن در سرگرمی» را روشن سازند و با انتخاب و تولید کتابهای باکیفیت، مسیر رشد متعادل ذهن و روح کودک را تضمین کنند.
در نهایت باید پذیرفت که کتاب در هر قالبی خواه کاغذی، خواه دیجیتال، خواه تعاملی زمانی ارزشمند است که به درک عمیقتر انسان از خود و جهان بینجامد. رسالت ما در این عصر آن است که از فناوری، پلی به سوی تفکر بسازیم، نه دیواری در برابر معنا. اگر آیندهی سواد را به درستی درک کنیم، خواهیم دانست که کودک امروز دیگر تنها خوانندهی کلمه نیست، بلکه خالق تجربه است. او در دل داستانهای تعاملی میزید، میآموزد، و از بازی تا زبان، از تصویر تا معنا، راه انسان شدن را طی میکند. بنابراین، سرمایهگذاری بر تولید و ترویج کتابهای تصویری و تعاملی، در حقیقت سرمایهگذاری بر آیندهی زبان، تخیل و تفکر است. نسلی که با تخیل میاندیشد، با گفتوگو میآموزد، و با تصویر معنا میسازد، همان نسلی است که میتواند جهانی انسانیتر، خلاقتر و آگاهتر بنا کند. پاسداری از این مسیر، مسئولیتی فرهنگی، تربیتی و تمدنی است؛ مسئولیتی که از اتاق کودک آغاز میشود، اما سرنوشت فردای جامعه را رقم میزند.