انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چهارمین نشست تخصصی مرکز نشر دانشگاهی با موضوع «کتاب بهمثابه رسانه» با حضور حامد زارع، سردبیر خبرگزاری کتاب ایران، سمیه لبافی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، سهشنبه (۲۷ آبانماه) در مرکز نشر دانشگاهی برگزار شد.
لبافی، عضو هیئتعلمی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، با اشاره به نقش تاریخی کتاب در توسعه علم گفت: در عصر گسترش پلتفرمهای شبکه اجتماعی و تضعیف مرجعیت رسانههای رسمی، باید به دنبال راهکارهای جدید جلب توجه مخاطبان به کتاب و مطالعه محتواهای بلندتر از پیامها باشیم؛ نظیر ایجاد پلتفرمهایی برای به اشتراک گذاشتن محتوای کتاب در حین تألیف و دریافت بازخورد از مخاطبان. کتاب میتواند در قالبهای مختلف عرضه شود تا مخاطب بیشتری جذب کند.»
او با تأکید بر اهمیت نیازسنجی مخاطبان، نقش ناشران را در رونق چرخه اقتصادی کتاب همچنان تعیینکننده دانست.
در ادامه، این نشست، زارع، سردبیر خبرگزاری کتاب ایران، با رد تصور رقابت رسانههای نوظهور با کتاب اظهار کرد: کتاب رقیب ندارد و فضای مجازی جایگزین آن نشده است. این انتخاب فرد است که کتاب بخواند. هویت کتاب همچنان پُررنگ است و مرجعیت معرفتی آن حفظ شده و باید تقویت شود..
او همچنین بر ضرورت استفاده هدفمند از ظرفیت رسانههای جدید تأکید و بیان کرد: باید رسانههای جدید را در خدمت ترویج کتاب و کتابخوانی به کار گرفت و از آنها برای جذب مخاطب بهره برد.
به گزارش ایبنا؛ در پایان این نشست، مسئله سرانه مطالعه کتاب در کشور و راهکارهای ارتقای آن بحث و ارزیابی شد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) «سارا شوت»، نویسنده و منتقد ادبی، طی یادداشتی برای مجله نشنال ریویو مینویسد که کتابهای خلاصهشده نهتنها کمکی به کودکان نمیکنند، بلکه به رشد ذهنی و تخیل آنها آسیب میزنند. او معتقد است این تصور که برای فهم و لذت بردنِ کودکان باید متنها را «سادهسازی» یا «کوتاه» کرد، هم به نویسنده توهین است و هم به کودک.
شوت سه دلیل اصلی برای مخالفت خود برمیشمارد: نخست اینکه حذف بخشهای اصلی یک کتاب، دایره واژگان کودک را محدود میکند و فرصت آشنایی با زبان غنیتر را از او میگیرد. او به نقل از اس. دی. اسمیت، نویسنده مجموعه Green Ember ، تاکید میکند که باید «برای بچهها توضیح داد، نه اینکه متن را تنزل داد». به باور او، واژگان قوی تخیل را گسترش میدهند و ظرفیت درک را بالا میبرند.
دلیل دوم شوت این است که کتابهای خلاصهشده خواندن را به یک «کار اداری» تبدیل میکنند؛ اینکه کودک فقط بتواند بگوید کتابی را خوانده است، بدون آنکه تجربه واقعی داستان را درک کند. او مینویسد اگر کودکی هنوز برای یک کتاب دشوار آماده نیست، باید صبر کرد نه اینکه نسخه تقلیلیافتهای به دستش داد.
شوت کوتاهکردن آثاری را که در اصل برای کودکان نوشته شدهاند از «تام سایر» تا «هایدی» کاملاً بیمعنی میداند. به باور او، چنین کارهایی هم زبانی سادهتر عرضه میکند و هم کودک را از تجربه کامل و اصیل داستان محروم میسازد.
او در پایان تاکید میکند کودکان باید نسخه کامل داستانها را در زمان مناسب و متناسب با توانایی خود بخوانند، یا اینکه خانواده آنها را با صدای بلند برایشان بخواند. نسخههای خلاصهشده از کلاسیکهای بزرگ مثل «کنت مونتکریستو» یا «آخرین موهیکان»، از نظر او چیزی جز سایهای از اثر اصلی نیستند. شوت توصیه میکند والدین و معلمان این بخش از کتابخانه را کنار بگذارند و به کودکان فرصت دهند تا از لذت تمامعیار ادبیات بهرهمند شوند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) دراهواز، محمود اکرامی فر شامگاه دوشنبه در کارگاه آموزشی «آموزش ادبیات درهوش مصنوعی» در تالار اجتماعات هتل توسعه نیشکر اهواز، با اشاره به این پرسش «درآینده، شعربه چه دردی میخورد؟»اظهارکرد: در جامعه شتاب زده امروز، شعر به انسان آرامش میدهدوبه جهان حس و عاطفه میبخشد.
وی با اشاره به نقش رسانهها افزود: در جهانی که درحال حرکت به سوی جهانی سازی است، کسانی که مسلط به سواد رسانه هستند سریعتر دیده میشوند.
اکرامی فر گفت: هوش مصنوعی نمیتواندشاعرواقعی را حذف کند، امامیتواندشبه شاعر ایجاد کند.
وی سه مرحله تحول تکنولوژی هوش مصنوعی را «سیم کارتها، ماشینهاو سوپرانسان دانست و تاکید کرد: در این شرایط و نبود سواد رسانهای، پدیده خود شاعرانگاری در جامعه تقویت شده است.
وی افزود: عصر امروز، عصرغولهای ادبیات نیست زیرا حجم عظیم اطلاعات اجازه ظهور آنها را نمیدهد پسهوش مصنوعی نمیتواند مانند غولهای ادبیاتی رفتارکند.
وی تاکید کرد: شاعرآینده باید حداقل دو بعد داشته باشد، یکی اصالت انسانی و تجربه زیست و دیگری شناخت رسانه و داشتن سواد رسانهای.
اکرامیفر سواد رسانهای را «توانایی نپذیرفتن هر پیام رسانهای، تحلیل پیام، چالشگری و آشنایی با مهندسی پیام» تعریف کرد و ادامه داد: شاعر رسانهای باید پیام را تولید، دروازه بانی، توزیع و بازخوردگیری کند.
وی افزود: مادیگرشهروندنیستیم وبه سمت جهانوندی میرویم زیرا شاعر فردا باید محتوای چندرسانهای تولیدکند واز فردی منفعل به کنشگری اجتماعی تبدیل شود.
اکرامی فر گفت: شاعری که رسانه را میشناسد آتش به اختیار، خودکفا ودارای تعادل اجتماعی است و میتواند نقش موثری در جامعه داشته باشد.
وی با اشاره به نقش هوش مصنوعی در تولید شعر گفت: هوش مصنوعی در برخی موارد بهتر از شاعر شعرمیگوید، اما انسان باید با مطالعه موضوعات تاریخی، سیاست، اقتصادی، فلسفه، علوم انسانی، قدرت تحلیل و آگاهی خودرا حفظ کند.
در کارگاه آموزشی «داستان در هوش مصنوعی» حسین براتی مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان نیز با بیان اینکه خوزستان نیازمند یک اراده جمعی برای شکوفایی فرهنگی است؛ گفت: نیشکر درکنار رسانهها برنامههای موثری اجرا کرده و انرژی مثبتی در حوزه فرهنگ ایجاد شده است، کهحوزه کتاب یکی از عرصههای مهم هویت بخشی است و همین شأن فرهنگی ماراتشویق میکند که برنامهریزی موثرتریبرای تولید، مطالعه وخوانش داشته باشیم.
وی افزود: احیای مکتب جنوب ضرورتی فرهنگی است و به بازخوانی و بازسازی نیازدارد، اگر اراده جمعی شکل بگیرد میتوانیم نمایشگاههای باشکوهتروبرنامههای ادبی فاخری را درخوزستان برگزار کنیم.
وی افزود: این نشست فرصتی برای عرض ادب و خداقوت به فعالان فرهنگی است که از زحمات تمامی این عزیزان که دراین عرصه صادقانه درحال فعالیت هستندتشکروتقدیرمیکنیم.
هوش مصنوعی پدیدهای پیچیده است اما جای ادبیات جنوب را نمیگیرد
آلبوناصر، مدیر روابطعمومی هتل توسعه نیشکر، دراین کارگاه، هوش مصنوعی را «پدیدهای بسیار پیچیده در طول تاریخ» توصیف کرد و گفت: در آغاز بسیاری نمیخواستند با این قافله همراه شوند، اما امروز هوش مصنوعی بخشی مهم از فرآیند تولید محتوا شده است.
او برداشت نیشکر را «بزرگترین رویداد کشاورزی» دانست و افزود: در سال ۱۴۰۰ جشنواره برداشت نیشکربرای نخستین بار ثبت ملی شد و امسال این جشنواره با محورهای ادبی، نقاشی و هنری و در دو زبان عربی و انگلیسی برگزار شد.
آلبوناصر با تأکید بر ضرورت «احیای مکتب جنوب» گفت: این اقدام باید در چارچوب مسئولیت اجتماعی شرکتها انجام شود. هر شرکت فعال در جامعه وظیفه دارد از فعالیتهای فرهنگی حمایت کند.
او درباره فعالیتهای شرکت توسعه نیشکر توضیح داد: این شرکت پس از انقلاب تأسیس شد و اکنون ۳۵ سال سابقه دارد و شامل ۱۸ شرکت و صنایع جانبی است. ۸۰ درصد الکل طبی مورد نیاز کشور در این مجموعه تولید میشود که از قطع یک میلیون درخت جلوگیری میکند.
وی با اشاره به شیوههای برداشت نیشکر گفت: برداشت نیشکر به دو روش سیاه و سبز انجام میشود و اکنون تمام برداشتها بهصورت سبز و در بازه صد روزه از ماه آبان تا اسفنداست.
او همچنین اعلام کرد: تاکنون حدود ۱۲۰۰ اثر برای جشنوارهها و برنامههای فرهنگی نیشکر دریافت شده است و آمادگی کامل برای برگزاری کارگاههای آموزشی وجود دارد.
در ادامه این مراسم از کتاب «بررسی شعرموج ناب درمجموعه شعر نرگس فرداوسپیدی جهان هرمز علی پور» کهیک اثر پژوهشی و تازه منتشر شده مینا عنصری یکی از برگزیدگان جشنواره نیشکر است رونمایی شد.
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، ۲۰؛ ۱۵؛ ۱۳ یا ۲ دقیقه؛ کدام واقعیت سرانه مطالعه کتاب در ایران است؟ آیا گفتوگو درباره وضعیت کتابخوانی، برای خود ایرانیها مهم است؟ البته اگر مهم نیست، چرا صحتسنجی دقایق باید مهم باشد؟!
اینکه برخی، تاکید میکنند، بحث درباره سرانه مطالعه، نوعی خودتحقیری است، یا مجموع قیمت پشت جلد کتابهای منتشر شده یکسال را برابر با واقعیت و جایگاه کتاب در جامعه ایرانی میدانند، را باید چشم و گوش بسته پذیرفت؟ میدانیم چند مرکز ازجمله مرکز آمار یا نهاد کتابخانههای عمومی کشور به اعلام سرانه مطالعه اقدام میکنند.
دبیرکل نهاد کتابخانههای کشور در نشست خبری اخیر بهمناسبت هفته کتاب درباره آخرین آمار سرانه مطالعه در ایران گفت: «در حال حاضر تحذر دارم درباره این مسئله صحبت کنم، زیرا سرانه مطالعه آیتم تکبعدیای نیست که صرفاً از اطلاعات و آمارهای نهاد کتابخانههای عمومی بیرون بیاید. در نهاد نهایتاً آمار تعداد اعضای فعال، تعداد کتابها و تعداد کتابهایی را که به امانت گرفته میشود، داریم. اما اینکه چقدر منجر به خواندن میشود، مشخص نیست.»
بنابراین به نظر میرسد، «خواندن در ایران»، یک مسئله چندوجهی و نیازمند پژوهشهای مستمر است. اما به نظر میرسد معیارهای محکم متعدد دیگری در میدان ارزیابی وضعیت کتاب و کتابخوانی وجود دارد که نهتنها سرانه مطالعه، بلکه اصل داستان، یعنی بود و نبود مسئله «خواندن» را به مسئله تبدیل کرده است.
فراتر از گفتن یا نگفتن سرانه مطالعه؛ واقعیت کتابنخوانی چیست؟
تلخکامی، درباره واقعیت کتابخوانی در ایران را بهمثابه داروی تجویزی پزشک ببینیم نه خودتحقیری؛ تلخ است اما میتواند نخستین گام برای درمان درد باشد. درد نااگاهی نسبت به نبود مسئله! به نظر میرسد آنچه بیش از اعداد و ارقام رسمی سرانه مطالعه، دقیقتر است، نبود «مسئله کتاب» در بین خانوادههای ایرانی باشد.
شاید مصادیقی برای نقض وجود داشته باشد؛ مثلاً جمعیت حاضر در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران یا آمار تراکنشها در این رویداد؛ یا آمار تولید سالانه کتاب در ایران و حتی تعداد ناشران، یا آمار مراجعه به فروشگاههای آنلاین کتاب، حتی رشد فزاینده بساطگستران کتاب که چند سال اخیر به معیار جدید و البته عجیب بررسی وضعیت خواندن مردم ایران، به ابزار تحلیل عدهای تبدیل شده است.
اما به نظر میرسد، هرکدام از این مصادیق که برای وجود علاقهمندی به کتاب و کتابخوانی ردیف شدهاند را بتوان با چند آمار رسمی کمی تا قسمتی به چالش کشید.
مثلاً شمارگان کتاب؛ میدانیم از ابتدای سال جاری و براساس اعلام خانه کتاب و ادبیات ایران، شمارگان کل کتابهای منتشر شده ۵۹ میلیون و ۲۷۹ هزار و ۲۴۵ نسخه و متوسط شمارگان، برابر با ۸۵۷ نسخه است. این اعداد را کنار کل جمعیت قرار دهیم؛ براساس برآورد مرکز آمار، ایران بیش از ۸۶ میلیون جمعیت دارد که از این تعداد به گفته رئیس سازمان نهضت سوادآموزی، ۹۸ درصد باسوادند؛ یعنی بیش از ۸۲ میلیون ایرانی! مرور کنیم، متوسط شمارگان ۸۵۷ نسخه و ۸۲ میلیون جمعیت باسواد؟!
البته ناگفته پیداست که انتشار این تعداد نسخه کتاب، لزوماً به معنای خرید یا خواندن آنها نیست اما میدانیم بررسی شمارگان کتاب، به عنوان معیار درخورتوجهی برای ارزیابی وضعیت کتاب در جامعه، شناخته میشود.
علاوه براین و بنابراعلام مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی، ۳ میلیون دانشجو در ایران مشغول تحصیلاند و به قول استاد عبدالحسین آذرنگ، این آمار از کل جمعیت لتونی با ۲ میلیون جمعیت، بیشتر است؛ کشوری که شمارگان کتاب در آن به ۱۰ هزار نسخه میرسد؛ درحالی که ناشران دانشگاهی در ایران، سالهاست نسبت به حذف تدریجی کتاب از فهرست خرید دانشجویان و جایگزین شدن جزوه، هشدار میدهند.
نکته دیگر اینکه مسلم است که اصلیترین دلیل برای بیتوجهی خانواده ایرانی به مطالعه، قیمت کتاب اعلام میشود. اگر وجود چنین مانعی را بپذیریم چرا کتابخانههای عمومی هم کمرونقاند؟ براساس اعلام دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، «در مجموع ۱۴ میلیون نفر از ۲۱ سال پیش، عضو کتابخانههای عمومی کشور شدند اما اعضای فعال، کمی بیش از دو و نیم میلیون نفر هستند.»
حتی اگر از بحث مقایسه خرید کتاب با کالاهای مصرفی دیگر مثل لوازم آرایش، گوشی تلفن همراه، هزینه خرید انواع کالاهای به اصطلاح ترند شده ازجمله انواع و اقسام اسباببازی و هزینههای عجیب کفش و پوشاک عبور کنیم؛ به نظر میرسد جامعه ایرانی با کتاب نه قهر، اما دوست هم نیست.
از خلوتی فروشگاههای کتاب، در ساعتها و روزهای شلوغ مغازههای دیگر کالاهی مصرفی در شهر و البته تغییر کاربری به اغذیهفروشی، همینطور گلایه کتابفروشان محلی، از نبود مشتری و کسادی دخل؛ همه مؤید وجود یک مسئله دارد؛ اینکه آیا کتاب اولویت خانوادههای ایرانی است؟ اصلاً چقدر باید توقع داشت مردم کتاب بخوانند؟
نام نخستین روز هفته کتاب که سیوسومین فصل خود را آغاز کرده، «کتاب و کتابخوانی» اعلام شده، روزی که نباید بین سیل خبرهای اقتصادی و سیاسی، گم شود؛ شاید فرصتی باشد برای پیدا کردن پاسخ به این پرسش که چرا کتاب نمیخوانیم؟