انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، صنعت چاپ؛ از ارکان اصلی زنجیره نشر، بستهبندی، تبلیغات و صنایع وابسته، نقشی کلیدی در اقتصاد فرهنگی و تولیدی کشور ایفا میکند. با این حال، کارشناسان و فعالان این حوزه معتقدند، نبود سیاستگذاری منسجم در زمینه ورود ماشینآلات و سرمایهگذاری، موجب شده بخشی از ظرفیتهای این صنعت بلااستفاده باقی بماند و از سوی دیگر، منابع مالی و ارزی به شکل غیراثربخش هزینه شود.
طی یک دهه اخیر، ورود بدون نظارت و ارزیابی ماشینآلات چاپ، بهویژه دستگاههای قدیمی و دستدوم، علاوه بر افزایش هزینههای نگهداری و مصرف انرژی، وابستگی واحدهای چاپی به قطعات و خدمات خارجی را تشدید کرده است. این روند نهتنها مانع نوسازی واقعی صنعت میشود، بلکه خروج بیرویه ارز و کاهش بهرهوری را نیز به همراه دارد.
این موضوع در حالی مطرح میشود که کارشناسان صنعت چاپ تأکید دارند که همه بخشهای این صنعت نیاز یکسانی به فناوری ندارند، در حالی که برخی حوزهها مانند چاپ بستهبندی و چاپ دیجیتال با رشد تقاضا مواجهاند، بخشهایی دیگر به مرحله اشباع رسیدهاند. از این رو، بررسی دقیق نیاز بازار و هدایت سرمایهگذاری به سمت بخشهای اولویتدار، میتواند از اتلاف سرمایه جلوگیری کرده و بازده اقتصادی واحدهای چاپی را افزایش دهد.
ضرورت توجه به ورود ماشینهای چاپ دیجیتال در حوزه کتاب
چاپ دیجیتال در حوزه کتاب طی سالهای اخیر با تغییر زیادی همراه بوده است، تغییراتی که نیازمند ماشینآلات بهروز و جدید است. چاپ دیجیتال با توسعه فروش آنلاین کتاب همراستا است و میتوان گفت که این دو کاملاً مکمل یکدیگرند. با رشد فروش اینترنتی و مدلهای جدید توزیع، چاپ بر اساس تقاضا به یک ضرورت تبدیل شده است. از سوی دیگر چاپ دیجیتال امکان حذف انبار، کاهش هزینههای توزیع و حتی شخصیسازی کتابها را فراهم میکند که اینها با منطق نشر نوین همخوانی کامل دارد.
عباس زارع، مدیرکل دفتر چاپ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، با بیان اینکه چاپ دیجیتال امروز دیگر یک فناوری حاشیهای یا مکمل صرف نیست، بلکه به یکی از ارکان مهم زنجیره نشر تبدیل شده است، گفت: شرایط اقتصادی، تغییر الگوی مصرف کتاب و تحولات بازار، ما را به سمتی سوق داده که بدون بهرهگیری از چاپ دیجیتال، ادامه مسیر برای بسیاری از فعالان حوزه نشر دشوار خواهد بود.
وی با اشاره به مهمترین ضرورت ورود ماشینهای چاپ دیجیتال به حوزه کتاب، عنوان کرد: مهمترین مسئله، کاهش ریسک مالی ناشران است. در چاپ سنتی، ناشر ناچار به سرمایهگذاری سنگین برای تیراژ بالا و تحمل هزینههای انبارداری است، در حالی که چاپ دیجیتال امکان چاپ در تیراژ پایین و حتی بر اساس سفارش را فراهم میکند. این موضوع بهویژه برای ناشران کوچک و تخصصی اهمیت حیاتی دارد.
زارع همچنین گفت: یکی از آسیبهای نشر سنتی، حذف تدریجی کتابهای کمتیراژ یا تخصصی است. چاپ دیجیتال این امکان را میدهد که کتابهای دانشگاهی، پژوهشی، یا حتی عناوین قدیمی و نایاب، بدون دغدغه اقتصادی دوباره در دسترس مخاطبان قرار بگیرند. این موضوع از منظر فرهنگی نیز بسیار اهمیت دارد.
وی با بیان اینکه سرعت یکی از مزیتهای کلیدی چاپ دیجیتال است، گفت: در حوزههایی مانند کتابهای آموزشی، کمکدرسی یا رویدادمحور، زمان انتشار بسیار تعیینکننده است. چاپ دیجیتال میتواند فاصله ایده تا عرضه را به حداقل برساند و به ناشر اجازه دهد متناسب با تغییرات سریع محتوا، نسخههای بهروز ارائه کند.
زارع با اشاره به سیاست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در این حوزه، توضیح داد: نگاه ما در دفتر چاپ، حمایت از نوسازی و بهروزرسانی صنعت چاپ کشور است؛ ورود ماشینهای چاپ دیجیتال به حوزه کتاب نهتنها یک نیاز اقتصادی، بلکه یک ضرورت فرهنگی است. ما تلاش میکنیم با سیاستگذاری، تسهیلگری و حمایت هدفمند، زمینه استفاده گستردهتر و هوشمندانهتر از این فناوری را در صنعت نشر فراهم کنیم.
هدایت سرمایهگذاری؛ راهکاری برای کاهش ریسک و افزایش بهرهوری
تجربه سالهای مختلف نشان داده است که سرمایهگذاری بدون مطالعه و آیندهنگری، اغلب به خواب سرمایه، رقابت ناسالم و حتی تعطیلی واحدهای کوچک منجر میشود. به اعتقاد فعالان این حوزه، هدایت هدفمند سرمایهگذاری از طریق سیاستهای حمایتی، تسهیلات هدفمند و ارائه اطلاعات شفاف، میتواند سرمایهها را به سمت فناوریهای نوین، کممصرف و سودآور سوق دهد و زمینه ارتقای کیفیت محصولات چاپی را فراهم کند.
اما باید این نکته را در نظر داشت که ورود ماشینآلات مدرن چاپ، تنها به نوسازی تجهیزات محدود نمیشود، بلکه به توسعه خدمات فنی، آموزش نیروی انسانی متخصص، تأمین مواد مصرفی و ایجاد فرصتهای شغلی پایدار نیز منجر خواهد شد. کارشناسان صنعت چاپ بر این باورند که مدیریت هوشمند این فرآیند میتواند زنجیره ارزش صنعت چاپ را تقویت کرده و نقش آن را در اقتصاد ملی پررنگتر کند.
مساله این است که اگر ورود ماشینآلات چاپ و هدایت سرمایهگذاری در این صنعت بر پایه برنامهریزی دقیق و نگاه راهبردی انجام شود، صنعت چاپ کشور میتواند از یک مصرفکننده صرف فناوری به بازیگری رقابتپذیر در سطح منطقه تبدیل شود. موضوعی که نهتنها به کاهش وابستگی، بلکه به ایجاد ارزش افزوده و ارزآوری نیز خواهد انجامید.
به نظر میرسد، توجه به چاپ دیجیتال، یعنی افزایش چابکی نشر، کاهش ریسک، حفظ تنوع فرهنگی و همراستایی با آینده صنعت کتاب و بیتوجهی به آن، بهمعنای عقبماندن از تحولات اجتنابناپذیر این حوزه است.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، عبدالحسین آذرنگ، در کتاب «مبانی نشر کتاب» در تعریف ناشران عمومی و تخصصی آورده است:
به اعتبار موضوع نیز میتوان ناشران را به دو دسته عمومی و تخصصی، و در تخصصی به موضوعهای خاص و اخص تقسیم کرد.
ناشران عمومی تقریبا در همه زمینهها فعالیت میکنند. نشر عمومی معمولا نشر تجارتی است و بیشتر ناشران کشورهای در حال توسعه، ازجمله ایران، در سلک ناشران عمومی قرار میگیرند. نشر عمومی اگر آرمانهای نشر را درست دنبال کند، تاثیرگذارترین نشر است.
ناشران تخصصی در یک یا چند حوزه بهخصوص فعالیت میکنند؛ برای مثال، ناشران کتابهای علمی، فنی، پزشکی، مذهبی، ادبی و کتابهای کودکان، ناشران تخصصی هستند. بعضی از ناشران تخصصی به حدی در حوزه فعالیت خود معروفیت و اعتبار دارند که مخاطبان خاصشان با اعتماد کامل، کتابهای تازه منتشر شدهشان را میخرند. این اعتماد و اعتبار به چند دلیل است:
- محدود بودن حوزه؛
- معلوم بودن مخاطبان؛
- پدیدآورندگان سرشناس در حوزه خود؛
- مشاوران متخصص؛
- ویراستاران تولیدکنندگان متخصص؛
- سابقه و سنت بازار فروش.
ناشران تخصصی، معمولا خوب میدانند برای پُرکردن خلاءها و برآورده ساختن نیازها سراغ چه کسانی بروند، و پس از پدید آمدن و انتشار کتاب، آثار را به چه کسانی و در کجاها عرضه کنند. نشر تخصصی، نشر حرفهای است. در کشورهای در حال توسعه امکان پیدایش و گسترش نشر تخصصی کمتر بهدست میآید.
محدود بودن بازار و معدود بودن پدیدآورنده، ویراستار، سایر عوامل تولیدی و مخاطب متخصص، مانعهای عمده برسرراه نشر تخصصی است. در سالهای اخیر در ایران، شماری ناشر تخصصی به فعالیت پرداختنهاند و چند تن از میان آنان در کار خود موفقیت هم داشتهاند که نشانه مثبتی بر امکان نضج نشر تخصصی در کشور است.
اصولا هرچه نشر بیشتر رونق بیابد، برشمار ناشران تخصصی نشر افزوده میشود. اداره نشر تخصصی به مراتب سادهتر از نشر عمومی است، زیرا عوامل نشر عمومی معمولا در تغییر و دستخوش نوسان است.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، انباشت کتاب در انبارها و خمیرشدن آثار راکد، تنها نشانه وجود یک بحران اقتصادی در صنعت نشر نیست؛ بلکه مصداقی است از گسست میان ناشر و مخاطب. در بسیاری از کشورها، این گسست با تمرکز بر برندسازی و تعریف هویت روشن برای ناشران ترمیم یا پیشگیری شده است.
وقتی هر ناشر بداند برای چه مخاطبی و با چه استانداردی تولید میکند، بازار بهطور طبیعی خود را پالایش میکند. در ایران اما برندسازی هنوز بهعنوان یک هزینه اضافی دیده میشود، نه سرمایهای برای بقا. بنابراین باید توجه داشت که چگونه آموزش بازاریابی، حمایت هدفمند دولت و مسئولیتپذیری صنف میتوانند مسیر تازهای برای صنعت نشر ترسیم کنند؛ مسیری که در آن، کتاب نه در انبار، بلکه در قفسه کتابخانه، ذهن و زندگی مخاطب جا میگیرد.
در بازار کتاب، «نخستینبودن» همیشه حاصل پاسخدادن به یک نیاز از پیش موجود نیست؛ بلکه گاهی نخستینها ساخته میشوند تا نیازی جدید در ذهن مخاطب شکل بگیرد؛ نیازی که پیشتر، نه مطالبه شده و نه حتی احساس میشد. این منطق که در ادبیات بازاریابی با عنوان «خلق نیاز» شناخته میشود، سالهاست در بازارهای مختلف از کالاهای مصرفی تا فناوری به کار میرود و به نظر میرسد، بیش از هر زمان دیگری، فعالان بازار کتاب ایران، نیازمند شناخت و عمل به مولفههای آن هستند.
تجربه چاپ نخستین لغتنامهها، تولید کتابهای صوتی و ورود کتابهای مبتنی بر واقعیت افزوده، نمونههایی هستند که نشان میدهند چگونه یک ایده جدید، توانایی تغییر مسیر مصرف فرهنگی را دارد.
در نقطه مقابل، توجه به نیاز بازار به معنای تمرکز بر «کمبودها و خواستههای آشکار» مخاطبان است؛ اصلی بنیادین در بازاریابی که بسیاری از ناشران سالهاست آن را مبنای تولید خود قرار دادهاند. با این حال، پرسش مهم اینجاست که آیا بازار کتاب، بهویژه در شرایط فعلی ایران، تنها با پاسخ به نیازهای موجود میتواند از رکود فاصله بگیرد یا ناگزیر است به سمت خلق نیازهای جدید حرکت کند؟
اما چگونه نیاز بازار کتاب شناخته میشود؟ معمولاً از دو مسیر؛ نخست که مسیری محافظهکارانهتر است؛ جایی که ناشر، مخاطب را میبیند، خواستهها و انتظارات او را میسنجد و براساس همان دادهها، کتاب تولید میکند. این شیوه، اگرچه کمریسکتر است، اما معمولاً به بازتولید الگوهای آشنا و تکرار محتوا منجر میشود.
مسیر دوم اما مبتنی بر پیشبینی و جسارت است؛ ناشر ایدهای را که هنوز به زبان مخاطب نیامده، به مرحله اجرا میرساند و تلاش میکند از دل آن، نیازی جدید بسازد.
در مسیر دوم، ناشر نقش فعالی در شکلدادن به ذائقه مخاطب ایفا میکند. برای مثال، تصور اینکه محتوای آموزشی درباره برندسازی یا بازاریابی، اگر در قالب روایت داستانی ارائه شود، میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد، از دل نیاز اعلام شده مخاطب، بیرون نیامده است.
با این حال، اجرای چنین ایدهای میتواند مخاطبانی را جذب کند که در زمانهایی خاص، حوصله مطالعه متون جدی و دانشگاهی را ندارند، اما همچنان به دنبال یادگیری هستند. اینگونه، کتاب نهتنها کارکرد آموزشی خود را حفظ میکند، بلکه بهعنوان یک سرگرمی مفید نیز تعریف میشود.
با وجود جذابیت این مسیر، خلق نیاز همواره با ریسک همراه است. هیچ تضمینی وجود ندارد که ایده ناشر به نیاز واقعی مخاطب تبدیل شود یا بازار از آن استقبال کند. در مقابل، تولید براساس نیازهای مطرح شده مخاطب، اگرچه جسارت کمتری میطلبد، اما نوعی امنیت نسبی برای ناشر فراهم میکند. همین دوگانگی، ناشران را در انتخاب مسیر آینده مردد کرده است.
پایه و اساس خلق نیاز در بازار کتاب، برقراری ارتباط مؤثر با مردم است. تجربههای روزمره نشان میدهد که چگونه یک محرک ساده میتواند میل جدیدی ایجاد کند؛ حتی زمانی که نیازی واقعی وجود ندارد. در منطق بازاریابی، نمایش فواید یک کالا و تأثیر آن بر زندگی مصرفکننده، میتواند احساس نیاز را در او بیدار کند.
در بازار کتاب نیز، صرف معرفی عنوان و نویسنده کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، نشاندادن کارکرد کتاب در زندگی مخاطب است؛ اینکه مطالعه آنچه تغییری ایجاد میکند، چه مسئلهای را حل میکند و چه تجربهای به همراه دارد.
در این میان، الگوگیری از شیوههای تبلیغاتی برندهای بزرگ جهانی، برای ناشران قابل تأمل است. این برندها بهجای تمرکز صرف بر معرفی محصول، سبک زندگی و امکانات جدیدی را به تصویر میکشند که مخاطب پیش از آن، به آنها فکر نکرده است.
همین رویکرد، نیاز را در ذهن مصرفکننده میسازد و خرید را به نتیجهای طبیعی تبدیل میکند. در بازار کتاب نیز، تبلیغ فواید مطالعه و تجربهای که کتاب برای مخاطب میسازد، میتواند نقشی مشابه ایفا کند.
با این وجود به نظر میرسد، خلق نیاز بدون خلاقیت ممکن نیست. اگر ناشر نتواند در شیوه ارتباط با مخاطب نوآوری داشته باشد، امکان ایجاد نیاز جدید در ذهن او از بین میرود. این مسئله در بازار کتاب ایران، اهمیتی دوچندان دارد؛ بازاری که برخلاف کالاهای ضروری، با چالش تکرار خرید مواجه است؛ بهعبارت دیگر بسیاری از مخاطبان پس از یک تجربه ناموفق یا دلزدگی از محتوا، برای مدتها از خرید دوباره کتاب فاصله میگیرند.
در چنین شرایطی، حفظ مشتری به یکی از دغدغههای اصلی ناشران تبدیل شده است. پاسخ این مسئله، بیش از آنکه در تبلیغات مقطعی یا انتخاب عناوین پُرفروش نهفته باشد، در «خلق هویت» برای برند ناشر معنا پیدا میکند. هویت برند، حاصل تعریف روشن حوزه فعالیت، گروه مخاطبان و استانداردهای کیفی است؛ مجموعهای از ویژگیها که در ذهن مخاطب تصویری قابل پیشبینی از ناشر میسازد.
ناشرانی که توانستهاند چنین هویتی ایجاد کنند، حتی بدون معرفی نویسنده یا مترجم، اعتماد مخاطب را جلب میکنند. مخاطب میداند کتابی که با نام این ناشر منتشر میشود، حداقلی از کیفیت را دارد و همین اعتماد، سرمایهای است که به تداوم خرید منجر میشود. در این مرحله، انتخاب پدیدآور نیز براساس هویت برند صورت میگیرد؛ همکاری با نویسندگان و مترجمانی که از نظر فکری و کیفی، به مسیر نشر نزدیک هستند.
پایبندی به هویت برند، گاهی به معنای چشمپوشی از سودهای کوتاهمدت است. ناشرانی که برند ذهنی قدرتمندی دارند، معمولاً از انتشار آثار سفارشی و بیکیفیت، حتی در برابر پیشنهادهای مالی جذاب، خودداری میکنند. دلیل این تصمیم، نگرانی از تخریب تصویری است که سالها برای ساخت آن زمان صرف شده است. در منطق بازاریابی، برند زمانی معنا پیدا میکند که برای مشتری قابل پیشبینی باشد؛ از نوع محتوا و لحن نویسندگان گرفته تا طراحی ظاهری کتاب.
هویت بصری نیز بخشی جداییناپذیر از این پیشبینیپذیری است. ناشرانی که به این موضوع توجه دارند، بهگونهای طراحی میکنند که کتابهایشان حتی از روی عطف یا رنگبندی، در قفسههای کتابفروشی قابل شناسایی باشد. در مقابل، ناشرانی که فاقد هویت مشخص هستند، معمولاً هر اثری را صرفاً با دریافت هزینه منتشر میکنند. نتیجه این رویکرد را میتوان در کنار هم قرارگرفتن کتابهای باکیفیت و بیکیفیت یک ناشر دید؛ وضعیتی که نشاندهنده نبود استراتژی و برند مشخص است.
این وضعیت، بارها در نقد صدور بیرویه مجوز نشر و انگیزههای غیرفرهنگی برخی ناشران مطرح شده است. با این حال، این پرسش همچنان باقی است که آیا رعایت اصول بازاریابی و برندسازی میتواند به ساماندهی بازار نشر کمک کند؟
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که پاسخ به این پرسش، مثبت است. در بسیاری از کشورها، نهادهای دولتی با سرمایهگذاری گسترده، ناشران را به سمت توجه به برندسازی سوق میدهند؛ با هدف افزایش کیفیت و پایداری صنعت نشر.
در این کشورها، برگزاری همایشها و دورههای آموزشی رایگان، ابزاری برای طرح مسئله و ایجاد آگاهی است. نتیجه این رویکرد، الزام ناشران به حفظ استانداردهای کیفی برای صیانت از برند خود است. در مقابل، بیتوجهی به برندسازی، پیامدهایی چون انبارشدن کتابها، فروش نرفتن آثار و حتی خمیرشدن آنها را به همراه دارد؛ وضعیتی که بازار نشر ایران سالهاست با آن دستبهگریبان است.
با این حال، برندسازی در ایران اغلب به طراحی نشان تجاری یا انتخاب نام ناشر محدود شده و کمتر به معنای واقعی آن، یعنی خلق هویت و رفتار قابل پیشبینی، توجه شده است. درحالیکه اصلاح این وضعیت، لزوماً به اقدامات پیچیده نیاز ندارد و میتوان از تجربه کشورهای مختلف بهره گرفت؛ کشورهایی که با حمایتهای هدفمند، تلاش کردهاند صنعت نشر خود را بیمه کنند.
در نهایت، شکلگیری جریان آموزش بازاریابی و برندسازی، نیازمند نقشآفرینی همزمان دولت و صنف است. تجربههای جهانی نشان میدهد دولتها معمولاً با طرح مسئله و تبیین مزایا، گام نخست را برمیدارند و پس از آن، این صنوف هستند که با آموزشهای تخصصی و کاربردی، مسیر را ادامه میدهند.
نتیجه این همافزایی، میتواند بازاری باشد که در آن کتاب، نهتنها پاسخی به نیازهای موجود، بلکه آفریننده نیازهای جدید و پایدار فرهنگی است.

مریم زندی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در همدان با اشاره به ظرافتها و چالشهای نوشتن برای کودکان و نوجوانان اظهار کرد: در نوشتن برای نوجوانان علاوه بر راهکارهای عملی و خلاقانه برای جذب آنها به دنیای کتاب و ادبیات باید همدلی و شناخت در این مسیر را نیز بشناسد.
وی ادامه داد: دنیای کودکی با تمام رنگها و شادیهایش و نوجوانی با دغدغهها و سوالات بیپایانش، هر دو نیازمند زبانی هستند که بتوان با آنها ارتباط برقرار کرد.
این نویسنده کودک و نوجوان در همدان عنوان کرد: شاعری که سالها در حوزه ادبیات کودک و نوجوان فعالیت کرده، این زبان را به خوبی میشناسد اما باید بتواند با نیازمندیهای نوجوانان همراه باشد.
وی با اشاره به تفاوتهای اساسی بین دنیای کودکان و نوجوانان تصریح کرد: برای کودکان، ریتم، موسیقی، شادی و موضوعات قابل درک اهمیت دارد. اما نوجوانان، دغدغههای عمیقتری از جمله صلح، جامعه، کودک کار، فرزند، طلاق، تنهایی، احساسات و عشق، مسائلی هستند که ذهن آنها را به خود مشغول میکند و باید در شعر و داستان به آنها پرداخته شود.
این نویسنده کودک و نوجوان با بیان اینکه شناخت سلیقه یکی از راهکارهای نوشتن برای نوجوانان است، گفت: نمیتوان به نوجوانی که به تاریخ علاقه دارد، کتاب عاشقانه داد. باید ابتدا علاقه او را کشف کرد و سپس از کتابهای کمحجم در همان حوزه شروع کنیم.
وی تشویق بر اساس استعداد را راهکار دیگری دانست و افزود: باید بتوانیم کودکان و نوجوانان را بر اساس استعدادشان به خواندن چه در زمینه داستان و چه شعر تشویق کنیم.
زندی استفاده از الگوهای الهامبخش را نیز مهم دانست و گفت: بررسی زندگی افراد مشهور و موفق میتواند به درک بهتر علایق و دغدغههای نوجوانان کمک کند.
وی با اشاره به اینکه بهرهگیری از پژوهشهای علمی یکی از مهمترین پارامترهاست، خاطرنشان کرد: مطالعه مقالات، پژوهشها و کتابهای مرتبط با روانشناسی و جامعهشناسی کودک و نوجوان، دیدگاه ما را نسبت به این نسل گستردهتر میکند.
نویسنده کودک و نوجوان با بیان اینکه قصهگویی خلاقانه برای کودکان و نوجوانان بسیار مهم است، عنوان کرد: والدین و مربیان میتوانند با خواندن قصه و استفاده از روشهای جذاب دیگر، کتاب را به کودکان معرفی کنند.
این شاعر معتقد است که همدلی، کلید اصلی ورود به دنیای نوجوانان است به نحوی که نباید دنیای خودمان را از دنیای آنها جدا کنیم و فکر کنیم چیزی نمیفهمند بلکه باید به آنها هویت داد و برایشان شأن اجتماعی، فردی و خانوادگی قائل شد.
زندی بر اهمیت هویتیابی در دوران نوجوانی تأکید کرد و گفت: وقتی نوجوان هویت خود را پیدا کند و بداند هدفش چیست، بهتر میتواند دنیا را درک کند و برای آیندهاش تصمیم بگیرد.
این شاعر کودک و نوجوان با بیان اینکه شعر و داستان، ابزاری قدرتمند برای کمک به نوجوانان در مسیر هویتیابی هستند، افزود: نوجوانی، دورانی پر از بحران هویت و ترس از آینده است بنابراین شعر و داستان کمک میکند تا نوجوان خودش را در ادبیات غرق کرده و از این بحران عبور کند.
وی اضافه کرد: نوجوانی پلی است که فرد را از کودکی به بزرگسالی میرساند و شعر و داستان، چراغی است که این مسیر را روشن میکند.
زندی با تأکید بر نقش هنر در شکلگیری شخصیت نوجوانان، از تمام نویسندگان و شاعران دعوت کرد تا با شناخت دقیق دغدغههای این نسل، آثاری خلق کنند که نه تنها دنیای تخیلی آنها را تقویت کند، بلکه مسیری روشن و امیدوارکننده را پیش روی آنها بگشاید.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بجنورد، ۴ کتاب توسط انتشارات زبان علم در موضوعات بهداشتی و آموزشی چاپ و کتاب «سبکهای دلبستگی والدین و میزان اضطراب جدایی کودکان» به قلم یگانه زاهدیحصار در قطع رقعی و در ۶۵ صفحه منتشر شد.
دلبستگی یکی از مفاهیم کلیدی در روانشناسی کودک و روابط انسانی به شمار میآید که به پیوند عاطفی عمیق و پایدار بین کودک و مراقب اصلی، به ویژه والدین، اشاره دارد. این پیوند عاطفی نه تنها ارتباطات عاطفی و اجتماعی کودک را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه بر تمام جنبههای رشد کودک از جمله رشد اجتماعی، عاطفی و شناختی نیز تأثیرگذار است.
کتاب «گام به گام با معاینات دهان و دندان»
این کتاب به قلم ملیحه رمضان زاده و زهرا همتی روانه بازار کتاب شده است.
در این کتاب آمده است سلامت دهان و دندان نه تنها بخش مهمی از سلامت جسمی کودک را تشکیل می دهد، بلکه تاثیر مستقیمی بر رشد، تغذیه، اعتماد به نفس و کیفیت زندگی او دارد. در سنین مدرسه کودکان در مرحلهای حساس از رشد جسمی و اجتماعی خود قرار دارند که در آن، مشکلات دهان و دندان میتواند باعث اختلال در یادگیری و تمرکز و حتی انزوا و کاهش عزت نفس شوند.
معاینات منظم دهان دندان در مدرسه به عنوان یکی از ارکان مهم سلامت دانشآموزان نه تنها امکان شناسایی به موقع بیماریهای دهان و دندان را فراهم می کند، بلکه از پیشرفت بیماریها و نیاز به درمان های پر هزینه و پیچیده جلوگیری میکند. این معاینات فرصتی طلایی برای پیشگیری زود هنگام، آموزش بهداشت، پیگیری درمان و هدایت به موقع خانوادهها به مراکز تخصصی است.
در این کتاب تلاش شده است تا با زبان علمی، کاربردی و قابل اجرا نکات کلیدی برای معاینهی صحیح دهان و دندان در مدارس ارائه شود تا گامی موثر برای ارتقا سلامت کودکان و نو جوانان کشور برداشته شود.
این کتاب در ۸۴ صفحه در قطع رقعی به چاپ رسیده است.
کتاب «گام به گام ساده کمکهای اورژانسی»
این کتاب به قلم محمد زاهد کریمی در قطع رقعی و با ۳۰۱ صفحه چاپ و روانه بازار کتاب شده است.
در این کتاب آمده است که در زندگی روزمره ما انسانها، بیماریها و حوادث زیادی غیر از حوادث طبیعی (زلزله، سیل، طوفان و…)، مانند حوادث جادهای و ترافیکی، محیط خانهها و محیط کار، وجود دارند که ممکن است هر ساله هزاران نفر را به کام مرگ بکشانند.
از آنجایی که مردم عادی جامعه به عنوان شاهدان اولیه حادثه جزو نخستین نفراتی هستند که در صحنه حضور پیدا میکنند و در صورت داشتن مهارتهای لازم و کافی کمکهای اولیه، میتوانند در نقش یک فرشته نجات ظاهر شوند و آسیب دیدگان را از خطر مرگ نجات و یا مانع بروز آسیب های جدیتر و غیر قابل بازگشت شوند.
در اینجا نقش آموزش کمکهای اولیه به اقشار مختلف جامعه به عنوان یک مأموریت کاهش تلفات، به طور ملموس معلوم است.
کتاب «۱۶ جلسه آموزشی با سفیران سلامت»
کتاب «۱۶ جلسه آموزشی با سفیران سلامت» به قلم وفا فرهادی، رقیه شاهحسینی دولتآبادی و معصومه موسوی خسروی در بجنورد چاپ و روانه بازار کتاب شد.
در این کتاب برنامه سفیران سلامت، یکی از مؤثرترین رویکردهای آموزشی در مدارس است که با هدف ارتقای آگاهی، ترویج رفتارهای سالم و ایجاد فضای یادگیری پویا برای دانشآموزان طراحی شده است.
کتاب حاضر حاصل تلاش برای ارائه مجموعهای کاربردی و قابل اجرا در قالب ۱۶ جلسه آموزشی است جلساتی که بهصورت مرحله به مرحله و متناسب با نیازهای مدارس تدوین شده تا مربیان، مراقبین سلامت و سفیران سلامت بتوانند از آن بهعنوان منبعی منسجم، ساده و قابل استفاده بهرهمند شوند و موضوعات ارائهشده در این مجموعه، حوزههای اصلی سلامت جسم، روان، محیط و سبک زندگی سالم را در بر میگیرد و تلاش شده محتوای هر جلسه هم بهروز، هم قابل فهم و هم قابل اجرا در محیط مدرسه باشد.
این کتاب در قطع رقعی در ۱۰۰ صفحه به چاپ رسیده است.