حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی

چرا باید از پدیده «سلبریتی‌های ضدکتاب» ترسید؟

چرا باید از پدیده «سلبریتی‌های ضدکتاب» ترسید؟

کتاب و اندیشه زیر آوار ابتذال رسانه‌ای؛

چرا باید از پدیده «سلبریتی‌های ضدکتاب» ترسید؟

توهین و تمسخر به کتاب و ادبیات و اندیشه دیگر حالتی سریالی گرفته است. از توهین به نویسندگان ایرانی و شاهنامه بگیرید تا تمسخر مطالعه و کتاب، همه محصول دورانِ جدیدی است که آدم‌ها برای دیده شدن به هر وسیله‌ای دست و پا می‌زنند.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا دختر جوان در استودیو مقابل دوربین نشسته و در پاسخ به سوالی درباره نیچه، بدون هیچ احساس شرم و خجالتی و با افتخار تمام می‌گوید که نیچه را نمی‌شناسد و مگر این فیلسوف بزرگ آلمانی، زهرا خواجوی را می‌شناسد که حالا او نیچه را بشناسد. همین چند کلمه کافی است تا حرف‌های او به سرعت در شبکه‌های اجتماعی بازنشر و دست به دست شود.

دورانِ عجیبی را پشت سر می‌گذاریم. زمانه، زمانه گفتنِ حرف‌های توخالی، مضحک و سطحی است و عجیب اینکه هیچ کسی ابایی از بیان چنین حرف‌هایی ندارد. انگار همه در مسابقه بلاهت شرکت کرده‌اند و هر کسی دوز حماقت حرف‌هایش بیشتر باشد، در مسابقه دیده شدن در صدر می‌نشیند.

در دورانِ عجیب و سخت و رها شده‌ای هستیم. در دورانی که مفاخرِ علمی و فرهنگی‌اش در گوشه‌ای و در انزوا در حال فراموش شدن هستند، جماعتی که هیچ نسبتی با فرهنگ و اندیشه ندارند، مدام به برنامه‌های گفت‌وگومحور دعوت می‌شوند و نمک بر زخمِ بی‌فرهنگی این روزهایمان می‌پاشند.

دیدن چنین وضعیتی برای اهل کتاب و اندیشه سخت است. انگار عده‌ای چاقو به دست گرفته‌اند و هر بار در یکی از تاک‌شوها ضربه‌ای به پیکر زخمی و کم جان فرهنگ می‌زنند. و چقدر سخت که در مسابقه برنامه‌سازها و مجری‌ها و پلتفرم‌ها، برنامه‌های زیادی برای کتاب و فرهنگ در نظر گرفته نشده و کسی تلاشی برای ارج نهادن به فرهنگ غنی ایران نمی‌کند.

توهین و تمسخر به کتاب و ادبیات و اندیشه دیگر حالتی سریالی گرفته است. از توهین به نویسندگان ایرانی و شاهنامه بگیرید تا تمسخر مطالعه و کتاب، همه محصول دورانِ جدیدی است که آدم‌ها برای دیده شدن به هر وسیله‌ای دست و پا می‌زنند؛ دیده شدنی که با خود پول و منافع مالی را به همراه دارد.

گفتن حرف‌های به نابخردانه جهت دیده شدن توسط سلبریتی‌ها، بخشی از پروژه‌شان جهت دیده شدن و درآمدزایی است ولی بخش پنهان و خطرناک آن، جایی است که این حرف‌ها وقتی شکلی سریالی به خود می‌گیرد، تاثیر خود را بر روی افکار عمومی می‌گذارد.

زمانی برای ظهور سلبریتی‌های ضدکتاب

پدیده «سلبریتی‌های ضدکتاب» با گرفتن ژست کتاب نخواندن، در حال تزریق و ارائه فضایی تازه و سبک جدیدی از زندگی هستند که در آن کتاب و مطالعه جایی ندارد و آدم‌ها بدون کتاب خواندن می‌توانند موفق و پولدار باشند.

جملاتی مثل «من کتاب نمی‌خوانم»، «نیچه را نمی‌شناسم» یا «شاهنامه برایم مهم نیست»، جملاتی ساده نیستند؛ اینها وقتی به شکل پشت سر هم از دهان چهره‌های مشهور تکرار می‌شوند، به تدریج برای عموم مردم به معیار تبدیل می‌شوند و این پیام را مخابره می‌کنند که مطالعه و کتابخوانی کاری بی‌فایده و بی‌اساس است.

اینفلوئنسرها و سلبریتی‌ها با حرف‌ها و ژست‌های‌شان در حال انتقال این مفهوم هستند که من کتاب نمی‌خوانم ولی موفق و پولدار هستم. تزریق چنین پیامی و نسخه‌پیچی‌های اینچنینی برای یک جامعه بسیار ترسناک و وحشتناک است. هیچ جامعه‌ای به شکلی ناگهانی دچار بی‌سوادی و عقب‌ماندگی فرهنگی نمی‌شود، بلکه به شکلی آرام و تدریجی دچار بی‌سوادی فرهنگی می‌شود، درست زمانی که مطالعه و کتاب را کم‌ارزش جلوه دهد.

جامعه دچار به چنین پدیده منحوسی، دچار اتفاقات تلخی می‌شود. هیجان، جای عقلانیت را می‌گیرد، تصمیم‌های احساسی و لحظه‌ای جای منطق و تحلیل می‌نشیند و سطحی بودن و کم‌مایگی به عارضه‌ای همگانی تبدیل می‌شود.

وقتی تکه‌های پازل حرف‌های چهره‌های مشهور را کنار هم می‌گذاریم، می‌بینیم تبلیغ کتاب نخواندن و دشمنی با فرهنگ، دیگر یک تصمیم فردی نیست و به پدیده‌ای اجتماعی با تبعات بلندمدت تبدیل می‌شود. پدیده «سلبریتی‌های ضدکتاب» تهدیدی خاموش اما واقعی و پرقدرت برای فرهنگ ایران هستند. کمرنگ کردن جایگاه کتاب و اندیشه، پررنگ‌ترین شکل بی‌احترامی به فرهنگ است.

تلاش چهره‌های مشهور غربی برای تبلیغ کتاب

در حالی که چهره‌های مشهور در ایران به جنگ فرهنگ رفته‌اند در کشورهای اروپایی، برنامه‌ریزی و اقدامات فرهنگی زیادی جهت استفاده از سلبریتی‌ها برای معرفی کتاب و ترویج کتابخوانی صورت می‌گیرد. چهره‌های مشهور در بحث‌های تبلیغی، قدرت زیادی جهت اثرگذاری بر روی افکار عمومی دارند و آنها به خوبی دریافته‌اند باید از این ظرفیت به بهترین و درست‌ترین شکل استفاده کرد.

در بریتانیا در «ساعت خواندن» از هنرمندان و چهره‌های مشهور جهت خواندن کتاب دعوت به عمل می‌آید تا خواندن به رفتاری اجتماعی و یک ارزش اجتماعی تبدیل شود. سایر کشورهای اروپایی نیز چنین برنامه‌هایی را در دستور کارشان دارند و با دعوت سیستماتیک از سلبریتی‌ها و شخصیت‌های محبوب، بخش‌هایی از کتاب‌ها را در مراکز عمومی برای مردم می‌خوانند. برخی دیگر با پخش ویدئوهای کتابخوانی‌شان به فروش و تبلیغ کتاب‌ها کمک می‌کنند. آلمان یکی از کشورهایی است که چنین برنامه‌هایی را برای مردم دارد و از هر بهانه‌ای برای ترویج کتابخوانی استفاده می‌کند.

اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازنگری در نقش چهره‌های مشهور و رسانه‌ها در شکل‌دهی به ذائقه فرهنگی جامعه هستیم. مسئله، صرفاً بیان یک جمله اشتباه در یک برنامه پربیننده نیست، مسئله، سازوکاری است که «بی‌اعتنایی به کتاب» را به یک ارزش تبدیل می‌کند و «دانستن» را به حاشیه می‌برد. اگر امروز در برابر این جریان ایستادگی نکنیم، فردا باید با نسلی روبه‌رو شویم که میان هیاهوی سرگرمی‌های سطحی، پیوندش با عمیق‌ترین میراث فرهنگی و فکری‌اش گسسته شده است.

فرهنگ، با تحمیل دستور و شعار زنده نمی‌ماند ولی با ترویج توسط چهره‌هایی که مردم دوستشان دارند، جان می‌گیرد. پس اگر سلبریتی‌ها می‌توانند الگوی سبک زندگی باشند، لازم است نهادهای فرهنگی، رسانه‌ها و حتی افکار عمومی، از آن‌ها الگوی مسئولانه‌تری بخواهند. استفاده از ظرفیت چهره‌های محبوب برای ترویج کتابخوانی، تجربه‌ای است که کشورهای دیگر با موفقیت آزموده‌اند و ما نیز می‌توانیم از آن بهره بگیریم.

در نهایت، تنها راه عبور از این دوران آشفته، بازگرداندن «اعتبار مطالعه» به جایگاه واقعی خود است. «کتاب» باید دوباره به یک ارزش بدل شود؛ ارزشی که نه با شعار، بلکه با عمل، برنامه‌ریزی و مطالبه‌گری اجتماعی ساخته می‌شود. اگر قرار است فرهنگ ایران از زیر آوار ابتذال رسانه‌ای بیرون بیاید، باید دوباره به کتاب بازگردیم. به این میراث بی‌ادعا اما نیرومند که آینده هر جامعه‌ای از آن آغاز می‌شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

همه چیز درباره داستان نویسی برای همه سطوح

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آموزش کمک های اولیه برای همه

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آموزش زبان برای همه با بهترین متدهای روز دنیا

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

تا بیست راهی نیست / به زودی...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

مثل آباد و متل آیاد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

خاطرات شیرین سفر به یزد

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

هدیه ای برای همه کودکان ایران زمین

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

چالش‌های عبور از نشر دیجیتال به پسا دیجیتال

چالش‌های عبور از نشر دیجیتال به پسا دیجیتال

 

چالش‌های عبور از نشر دیجیتال به پسا دیجیتال

مرکز نشر دانشگاهی در سومین نشست از نشست‌های تخصصی به مناسبت هفته کتاب و کتاب‌خوانی میزبان مهدی فیروزان (مدیرعامل پیشین شهر کتاب) علی جعفرآبادی (مدیرعامل شهر کتاب) بود تا به بحث در مورد وضعیت نشر و آینده آن در عصر پسادیجیتال بپردازند.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در ابتدا مهدی فیروزان از پیشکسوتان حوزه نشر و مدیر عامل سابق شهر کتاب در سخنان خود تلاش کرد تا به ارائه راه حل هایی برای باقی ماندن حیات ناشران در دوران پسا دیجیتال اشاره کند.

اقای فیروزان با تاکید براینکه مرکز نشر دانشگاهی در طول حیات خود بهترین اساتید و ویراستاران را در مجموعه خود پرورش داده است مرکز نشر را مکانی قابل اعتماد برای جامعه علمی دانست که حالا باید در دوران پسا دیجیتال خود را به روز کند.

بنیان گذار فیدیبو تاکید کرد که مرکز نشر در کنار هسته اصلی تجارت خود که تاکنون تولید و رساندن کتاب به دست دانشجویان بوده است باید به دنبال خلق ارزش های افزوده ای نیز باشد.

فیروزان ضمن اشاره به پایان عصر کتاب کاغذی تاکید کرد که به طور مثال باید تمام آثار نشر از نظر وی دیجیتال شوند تا بدین ترتیب گسترش علم و همینطور برخورداری ساکنان تهران تا بلوچستان از منابع یکسان گردد.

او پیش بینی کرد که در آینده نه چندان دور جایگاه نویسنده و مولف از اساس دگرگون خواهد شد و حتی خواننده مطالب علمی با توجه به مختصات محل زندگی اش در مطالب کتاب دست خواهد برد و ممکن است نتایج آن را نیز تغییر دهد.

فیروزان با گرامیداشت یاد ویراستاران برجسته مرکز نشر همچون سمیعی گیلانی و موسی اسوار و اسماعیل سعادت تاکید کرد که جایگاه مرکز نشر در دوران خرده روایت‌ها و عدم قطعیت‌ها این خواهد بود که امضای تایید علمی را به پای مطالب فراوان منتشر شده در فضای پسادیجیتال بزند و این اعتبار را بفروشد تا باقی بماند. از این رو فیروزان تربیت نسل جدیدی از ویراستاران علمی و ادبی را لازم دانست تا مرکز نشر بدین شکل یک اتوریته و جایگاه تایید علم پیدا کند.

در ادامه دکتر علی جعفرآبادی مدیر عامل کنونی شهر کتاب نیز به بیان سرنوشت کتاب در عصر دیجیتال پرداخت. او با بیان اینکه امروز همه در یک اکوسیستم واحد هستیم و باید با هم تعامل کنیم مسئله بحران مخاطب را ناشی از بحران در نگرش به مخاطب دانست و توضیح داد که ناشران اکنون رویکردی منفعلانه دارند و به خصوص ناشران دانشگاهی باید از حصار تنگ گفتگو با همرده های خود بیرون بیایند و شیوه ارائه بسته خود به مخاطبان را تغییر دهند و به سراغ عامه بروند.
در همین راستا او موضوع تغییر زبان رمز آلود به زبان ساده برای همه مردم، بازتعریف کتاب به عنوان یک محصول چند رسانه ای، احیای نگارش کتب درسی به شکل روز آمد و آمیخته به ابزار دیجیتال و ساخت یک معماری اکوسیستم دیجیتال به گونه ای که هر محصول جماعت مخاطبان فعال خودش را خلق کند که مثلاً در یک کافه به بحث در باب یک کتاب علمی می‌پردازند را از جمله راه حل‌ها دانست. در پایان مدیر عامل شهر کتاب ابراز آمادگی کرد که چنین دست برنامه‌هایی به میزبانی و همکاری مشترک شهرکتاب و مرکز نشر دانشگاهی انجام پذیرند.


دیگر سخنران این برنامه یعنی امیر مسعود شهرام نیا، رییس مرکز نشر دانشگاهی نیز ضمن برشمردن موج‌های مختلف ورود صنعت چاپ و کتاب و نشر به ایران تاکید کرد که ویرایش و انتشار کتاب به شکل کنونی تقریباً در حال نزدیک شدن به پایان عمر خود است و ما نیازمند به روز رسانی صنعت نشر هستیم.

وی اذعان کرد که مرکز نشر دانشگاهی به دنبال ارتباطی وثیق میان آموزش و نشر است و قصد دارد در مسیر تعامل با استارتاپ‌ها و استفاده از پلتفرم‌ها حرکت کند تا به حیات خود ادامه دهد و فصلی جدید را در نشر ایران آغاز نماید.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

چرا کتاب‌های کودکان اهمیت دارند؟

چرا کتاب‌های کودکان اهمیت دارند؟

ادبیات کودکان فقط قصه‌ گفتن برای وقت‌گذرانی نیست؛ پنجره‌ای است رو به دنیایی که می‌تواند نگاه و ذهن یک نسل را بسازد. حالا با آغاز جایزه تازه بوکر برای کتاب کودک، فرصتی پیش روست تا نویسندگان جدی‌تر به این حوزه بیایند و شمار بیشتری از بچه‌ها به جمع خوانندگان مشتاق اضافه شوند.

سرویس بین‌الملل خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهه شمس: ادبیات کودکان فقط سرگرمی نیست؛ پنجره‌ای است به جهان‌هایی که می‌تواند جنس بودن را عوض کند، ذهن را وسعت بدهد و حتی امید تازه‌ای به اخلاق و اجتماع بدهد. حالا، بیش از هر زمان دیگر، به داستان‌هایی نیاز داریم که تخیلمان را گرم کند و راه پیشنهادی تازه‌ای از زیستن پیش پای ما و کودکانمان بگذارد.

دبلیو.اچ. آودن—شاعر و منتقد بزرگ—در یادداشتی مفصل بر “آلیس در سرزمین عجایب” لوئیس کارول، این جمله را نوشت: «کتاب‌های خوبی هست که تنها بزرگ‌ترها می‌توانند بفهمند، اما هیچ کتاب خوبی نیست که فقط برای کودکان باشد.» راست می‌گوید. کتاب‌های کودک اگر درست نوشته شوند، قدرت تغییر دارند، نه فقط برای کودکی بی‌پیش‌فرض، بلکه برای تمام سن‌ها.

نویسنده کودک، برخلاف رمان‌نویس بزرگسال که هر بار درگیر زمان و دغدغه‌های روز است، فرصت دارد از قید و بندها خلاص شود. باید همه پیش‌داوری‌های ذهنی خودش درباره روایت را کنار بگذارد، زبان ساده را قربانی نکند و درعین‌حال دغدغه‌اش را برای خواننده‌ای تازه‌نفس و بی‌تجربه بنویسد—زیرا او نه به سنت‌ها مقید است و نه به فرمول‌های رایج داستان‌گویی.

جایزه‌های کتاب همیشه راه را به سوی توجه بیشتر باز می‌کند. اعلام جایزه جدید بوکر کودک خبر مهمی است؛ شاید فرصتی برای این باشد که بحث ادبیات کودک، جدی‌تر شود. کودکانی که کتاب می‌خوانند یا برایشان کتاب خوانده می‌شود، اغلب در مدرسه هم بهتر ظاهر می‌شوند. اما نویسندگان بزرگ والاترین هدف را دنبال می‌کنند: شکل دادن به “اقلیم ذهن” برای جهش به پیشنهادهای اخلاقی و جهان‌اندیشی تازه. مهم این است که ذهن بچه‌ها را به پهنای امکانات و بدیل‌های اجتماعی و خیالی ببریم.

یک نمونه نزدیکش، نوه شش ساله نگارنده این یادداشت است: از “ولاد خون‌آشام” تا شعرهای “جومبلی”، سلایقش مثل یک ماجراجو در زمان و سبک جست‌وجو می‌کند. ادبیات کودک برای او نه در حصار زبانی و زمانی است؛ نه محدود به امروز، نه مقید به گذشته‌ای دور.

در ادبیات کودکان، نویسنده می‌تواند پا را فراتر بگذارد، خطر کند، جهانی تازه بنا کند؛ هم مخاطب خردسال تازه‌نفس را قانع سازد، هم دلیل خواندن دست‌دوم بزرگ‌ترها باشد. آثار بزرگ، مثل “آلیس”، یا ماجراهای تالار وزغ کنت گراهام و واقعیتِ خیال‌پردازانه ایدیت نسبیت یا “جایی که موجودات وحشی هستند” سنداک، نه‌تنها قصه بلکه بخش ضروری چیدمان ذهن و تخیل گروه بزرگی از آدم‌ها شده‌اند.

برای بسیاری این‌ها نخستین فرار واقعی بوده‌اند؛ فرصتی برای خروج از مرز تجربه محدود خودشان. تجربه‌ای از تفاوت و تنوع که همواره ماندگار است. اما حالا اغلب کودکان حتی یک کتاب هم ندارند؛ گزارش‌ها از بنیاد ملی سواد می‌گوید، فقط یک‌سوم نوجوانان واقعاً از کتاب‌خوانی در وقت آزاد لذت می‌برند. خبر خوب آنکه “بانک‌کتاب‌ها” کتاب رایگان در کنار غذا ارائه می‌کند، و البته کتابخانه‌های عمومی همیشه چارهٔ کار بوده‌اند؛ بچه‌ای که با کتابخانه بزرگ شده باشد زندگی غنی‌تر و افقی وسیع‌تر دارد.

اما همه این شانس را ندارند. نگارنده، سال‌ها پیش در مصر بزرگ شده، بدون کتابخانه اما با مهربانی یک کتاب‌فروشی انگلیسی‌زبان، هفته‌ها پنهانی کتاب‌هایی را تورق می‌کرده، غرق در ماجراهای “پرستوها و آمازون‌ها” و آن کشف دنیای متفاوت همان جرقه تخیل بوده.

روزی داستان‌های پریان و اسطوره‌ها بیشتر خوراک بزرگترها بود؛ قصه راهی برای پیشنهاد بدیل به “جریان معمول” بود. دنیایی که در آن دختر رخت‌شوی با شاهزاده ازدواج می‌کرد و نامادری بخت‌برگشته به سزای خود می‌رسید. قصه‌ها متعلق به همه بودند چون وعده‌ای برای بیرون‌جستن از قفس روزمرگی داشتند.

فلسفه اصلی هم همین است: همه ما، چه کودک چه پیر، محتاج داستانیم. از فیلم و تلویزیون گرفته تا حتی زبان خبر، محتوای روز ما، همه و همه آغشته به قصه‌اند. تمایز میان خیال و واقعیت کمرنگ‌تر شده؛ مثل خاطره نگارنده که روزی افسانه‌های تروا را با حرف‌های شبانه بزرگ‌ترها درباره نبرد لیبی قاطی می‌کرده—واقعیت و خیال دوباره گره می‌خورند.

با این همه، دغدغه‌های بزرگسالی مثل حافظه، حضور گذشته و کشمکش منافع، همان‌ها بود که کتاب کودک و رمان بزرگسال نویسنده را تغذیه کرد—این دو جنس روایت، برخلاف تصور، نه دشمن بلکه هم‌ریشه‌اند.

حتی وقتی ناشر برای انتشار رمان بزرگسال نگارنده پیشنهاد داد نام دیگری انتخاب شود تا جدی گرفته شود، او نپذیرفت؛ کتاب به فهرست کوتاه بوکر رسید. این نگاه مردد هنوز هم در جامعه هست. همان‌قدر که مارتین امیس می‌گوید: “اگر ضربه مغزی جدی داشتم، شاید کتاب کودک می‌نوشتم”، آدم‌هایی مثل کاترین ران‌دل هم در هر دو عرصه می‌درخشند—نمونه بارز تلفیق داستان‌گویی کودک و پژوهش جدی در ادبیات بزرگسال.

امسال که جایزه بوکر برای کتاب کودک رونمایی شد، شاید نگاه تازه‌ای به این حوزه داده شود. باید امیدوار بود که نسل جدیدی از نویسندگان و، مهم‌تر از همه، کودکان مشتاق کتابخوان از دل این تحرک برآید.

پنلوپی لایولی (تنها نویسنده برنده بوکر و مدال کارنگی)، این یادداشت کوتاه را پیش‌تر در سخنرانی ویژه جایزه بوکر ۲۰۲۵ ارائه کرده بود.
منبع: observer.Tuesday, 11 November 2025

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰