حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی

داستانی جذاب برای همه گروههای سنی ...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

واژه نامه هوش مصنوعی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

رنگان برای همه کودکان ایران زمین

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

قصه‌ها پیوند دهنده نسل جدید با هویت ایرانی هستند

قصه‌ها پیوند دهنده نسل جدید با هویت ایرانی هستند

در رویداد ملی «وطن فارسی» مطرح شد؛

قصه‌ها پیوند دهنده نسل جدید با هویت ایرانی هستند

مرکزی‌– پژوهشگر و روزنامه‌نگار کشور گفت: قصه‌ها می‌توانند نسل جدید را با هویت ایرانی پیوند دهند و جایگاه جهانی زبان فارسی را تقویت کنند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در اراک، سیدعلی میرفتاح شامگاه چهارشنبه در پنجمین رویداد ملی «وطن فارسی» در اراک اظهار کرد: خدا را شاکریم که به زبان فارسی سخن می‌گوییم؛ زبانی که ما را قادر می‌سازد با حافظ، سعدی و مولانا ارتباط مستقیم برقرار کنیم و میراث هزار ساله خود را بی‌واسطه بخوانیم.

وی افزود: گستره زبان فارسی در گذشته بسیار وسیع‌تر بود و در عثمانی، پاکستان و هند رواج داشت؛ اما امروز فقط در افغانستان و تاجیکستان با فشار و محدودیت همراه است. با این حال، افتخار ما این است که هنوز متون کهن را بدون واسطه درک می‌کنیم؛ امکانی که بسیاری از ملت‌ها از آن محروم‌اند.

میرفتاح با اشاره به پیوند عمیق زبان فارسی با قرآن کریم گفت: بسیاری از واژگان اساسی فرهنگ ما همچون ایمان و شهید از قرآن سرچشمه گرفته‌اند و این ارتباط موجب شده زبان فارسی حامل مفاهیم حکمی و اخلاقی باشد.

این پژوهشگر نقش قصه را در حافظه هویت ملی برجسته دانست و عنوان کرد: روایت‌ها تنها ابزار سرگرمی نیستند؛ بلکه قانون زندگی، زبان عدالت و پیوند ملی محسوب می‌شوند. قصه‌های کهن اگر با زبان امروز بازآفرینی شوند، می‌توانند عدالت، اخلاق و هویت ایرانی را دوباره در ذهن نسل جدید زنده کنند.

وی با بیان اینکه زبان فارسی خانه فکر و حافظه تاریخی ملت‌هاست، افزود: قصه‌ها از «مرزبان‌نامه» تا «هزار و یک شب» ظرفیت جهانی شدن دارند و در برابر هژمونی فرهنگی زبان انگلیسی می‌توانند هویت ایرانی را حفظ کنند.‌

میرفتاح ادامه داد: قصه‌های اسطوره‌ای و تاریخی همچون روایت‌های ابومسلم خراسانی و برزویه طبیب علاوه بر سرگرمی، آموزش اخلاق و عدالت هستند و با روایت‌های مدرن می‌توانند الهام‌بخش سینما و هنر امروز شوند.

‌وی روایت‌های مشترک ملی را یکی از چالش‌های امروز جامعه عنوان کرد و گفت: باید قصه‌هایی خلق کنیم که نشان دهد کردستان، سیستان و بلوچستان، گیلان و آذربایجان اجزای جدایی‌ناپذیر ایران‌اند. بدون قصه، گذشته منتقل نمی‌شود و آینده‌ای مشترک شکل نمی‌گیرد.

این پژوهشگر تأکید کرد: حذف قصه از آثار هنری، ارتباط اثر با مخاطب را قطع می‌کند. ایرانیان از دیرباز با روایت‌های شفاهی و مکتوب پرورش یافته‌اند و قصه اساس ارتباط هنر با مردم است.

وی افزود: حتی آثار مدرن همچون نمایش‌های شکسپیر همچنان بر روایت استوارند و اگر قصه نیمه‌کاره رها شود، اثر برای مخاطب نامفهوم می‌ماند. قصه ریشه ایمان، فرهنگ و هنر ماست و هنر بدون قصه نمی‌تواند با جامعه پیوند بخورد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

هوش مصنوعی و تحلیل داده؛ نقشه راه صادرات هوشمند در صنعت چاپ و بسته‌بندی

هوش مصنوعی و تحلیل داده؛ نقشه راه صادرات هوشمند در صنعت چاپ و بسته‌بندی

در گفت‌وگو با ایبنا عنوان شد:

هوش مصنوعی و تحلیل داده؛ نقشه راه صادرات هوشمند در صنعت چاپ و بسته‌بندی

یک کارشناس توسعه و بهبود کسب و کار در صنعت چاپ با توجه به چالش‌هایی مانند کمبود زیرساخت یا نیروی متخصص، معتقد است؛ اولویت اول در این حوزه تغییر نگرش مدیران است، باید تصمیم‌گیری بر مبنای داده را جایگزین تصمیم‌گیری‌های صرفاً تجربی کنیم.

آرش نیک‌دست، مشاور و مجری توسعه و بهبود کسب و کار در صنعت چاپ و بسته بندی در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا با اشاره به اهمیت بحث هوش مصنوعی و تحلیل داده در صنعت چاپ و بسته‌بندی، گفت: در دنیای امروز، رقابت در بازارهای جهانی تنها با کیفیت فیزیکی محصول تعیین نمی‌شود، مشتریان بین‌المللی به دنبال تجربه شخصی‌شده، سرعت در پاسخگویی و هماهنگی با ارزش‌های فرهنگی و زیست‌محیطی خود هستند. هوش مصنوعی و تحلیل داده‌ها نیز به ما کمک می‌کنند تا این نیازها را به صورت دقیق، سریع و در مقیاس بزرگ درک و پاسخ دهیم.

 

وی ادامه داد: در غیر این صورت، حتی بهترین طرح‌های گرافیکی در محصولات چاپی ازجمله بسته‌بندی‌ها نیز ممکن است در بازار هدف شکست بخورند.

 

نیک‌دست، با بیان اینکه هوش مصنوعی می‌تواند به شخصی‌سازی بسته‌بندی برای بازارهای مختلف کمک کند، افزود: فرض کنید یک شرکت ایرانی قصد صادرات به حوزه خلیج فارس و یا حتی اروپا را دارد، هوش مصنوعی با تحلیل داده‌های رفتاری، فرهنگی و تراکنش‌های پیشین، می‌تواند تشخیص دهد که بازار اروپا به طراحی‌های مینیمال، رنگ‌های خنثی و تأکید بر پایداری محیط‌زیست پاسخ مثبت می‌دهد یا خیر.

 

به گفته وی، یا اینکه در مقابل، بازار عربی ممکن است به طرح‌های پرتزئین، رنگ‌های طلایی و جلوه‌های لوکس تمایل بیشتری نشان دهد. این بینش، به شرکت کمک می‌کند بدون آزمون و خطای پرهزینه، مستقیماً به سلیقه بازار هدف نزدیک شود.

 

نیک‌دست با اشاره به کاربرد هوش مصنوعی در حوزه بازاریابی دیجیتال نیز گفت: بسیاری از پلتفرم‌های تبلیغاتی مانند Google Ads یا Meta Advantage+ از هوش مصنوعی برای بهینه‌سازی خودکار کمپین‌ها استفاده می‌کنند. برای مثال، اگر یک شرکت بخواهد در بازار امارات یا عربستان کمپین تبلیغاتی اجرا کند، سیستم به صورت پویا بهترین کانال، زمان نمایش آگهی و حتی محتوای تبلیغ را شناسایی کرده و بودجه را به صورت هوشمند تخصیص می‌دهد. نتیجه این کار، افزایش نرخ کلیک (CTR) و بازگشت سرمایه (ROI) است.

 

هوش مصنوعی و تحلیل داده؛ نقشه راه صادرات هوشمند در صنعت چاپ و بسته‌بندی

 

وی همچنین در پاسخ به این سوال که تحلیل داده چه نقش دیگری در بهبود فرآیندهای داخلی صنعت چاپ و بسته‌بندی ایفا می‌کند، گفت: متأسفانه در بسیاری از چاپخانه‌ها، اتلاف مواد اولیه به دلیل خطاهای طراحی یا تنظیمات نادرست دستگاه‌ها تا ۱۵ درصد گزارش شده است. سیستم‌های تحلیل داده در لحظه (Edge Analytics) می‌توانند این خطاها را بلافاصله شناسایی و اصلاح کنند. همچنین، با تحلیل داده‌های لجستیک و تولید، می‌توان زمان تحویل را کوتاه‌تر و هزینه‌ها را کاهش داد که این امر در قیمت نهایی محصول و رقابت‌پذیری در بازار صادرات بسیار مؤثر است.

 

نیک‌دست با ارائه راهکار برای مدیران این صنعت با توجه به چالش‌هایی مانند کمبود زیرساخت یا نیروی متخصص نیز گفت: اولویت اول، تغییر نگرش مدیران است، باید تصمیم‌گیری بر مبنای داده را جایگزین تصمیم‌گیری‌های صرفاً تجربی کنیم. در گام بعد، استفاده از پلتفرم‌های ابری داخلی و همکاری با استارتاپ‌های فناور می‌تواند راهکار کم‌هزینه و عملی باشد. دوره‌های آموزشی کوتاه‌مدت نیز برای توانمندسازی نیروی موجود بسیار مؤثرند.

 

وی درباره آینده صنعت چاپ و بسته‌بندی با حضور هوش مصنوعی نیز عنوان کرد: به زودی شاهد ظهور بسته‌بندی‌های تعاملی خواهیم بود که با مصرف‌کننده ارتباط برقرار می‌کنند، اصالت کالا را تأیید می‌کنند یا حتی تاریخچه تولید را روایت می‌کنند. این تحول با ترکیب هوش مصنوعی، اینترنت اشیا و داده‌کاوی ممکن می‌شود. شرکت‌های ایرانی اگر امروز اقدام کنند، نه تنها صادرکننده بسته‌بندی، بلکه ارائه‌دهنده «راه‌حل‌های هوشمند بسته‌بندی» خواهند بود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ریاضی هفتم را ضربه فنی کنید

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

ادبیات فارسی برای دانشجویان

 

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

تمرین نویسندگی

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

فرزندان و واژه‌های فضای مجازی

فرزندان و واژه‌های فضای مجازی

بحران زبان مشترک در خانواده‌های ایرانی؛

فرزندان و واژه‌های فضای مجازی

وقتی واژگانِ فضای مجازی، زبانِ مشترکِ نسل‌ها را می‌شکند

شکافِ زبانی میان کودکانِ نسلِ زد و آلفا و والدین، پدیده‌ای فنی یا گذرا نیست؛ پدیده‌ای ساختاری است که اگر بی‌توجه بماند، ریشه‌های مشارکت، امنیت و حقِ شنیده‌شدن را سست می‌کند.

سرویس کودک و نوجوان خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان: نسل‌هایی که امروز در مدرسه و خانه حضور دارند (نسلِ زد و نسلِ آلفا) نخستین نسلی‌اند که از بدو کودکی در زیست‌بوم دیجیتال تربیت شده‌اند. زبانِ آنان دیگر محدود به واژگانِ سنتی نیست؛ ترکیبی است از کدهای کوتاه، ایموجی‌ها، عبارت‌های رمزی و اصطلاحاتی که در پلتفرم‌ها زاده و به‌سرعت گسترش می‌یابند. این تحولِ زبانی اگرچه ظرفیتِ خلاقیت و پیوند گروهی را افزایش می‌دهد، اما هم‌زمان یک «شکافِ زبانیِ پنهان» میان کودکان و والدین به‌وجود آورده است: والدینی که با ادبیاتِ کلاسیک و جریان‌های فرهنگیِ پیشین آشناترند، قادر به درک و همراهیِ معناییِ گفت‌وگوهای فرزندان نیستند. پیامدها فراتر از سوءتفاهم است؛ این شکاف می‌تواند بر امنیتِ کودکان، مشارکتِ اجتماعی، حقِ شنیده‌شدن و توانِ حمایتِ والدین اثر بگذارد.

زبانِ نوینِ دیجیتال چه ویژگی‌ای دارد؟

زبانِ کودکان در فضای مجازی سه ویژگی مشخص دارد: فشردگیِ واژگانی (واژگانِ فشرده و مختصر)، تغییرِ معناییِ سریع (کلماتی که ظرف روزها معنایی تازه می‌یابند) و استفاده گسترده از نمادها و صداها به‌جای جمله‌بندیِ طولانی. پژوهش‌های تازه نشان می‌دهند نسلِ آلفا به‌شکل فزاینده‌ای اصطلاحاتِ خاصِ بازی، میم‌ها و ترندهای صوتی را به‌عنوان «زبانِ گروهی» به کار می‌برد؛ دایره معانی برای آنان درونِ این کدها شکل می‌گیرد و بیرون‌ماندن از این حلقه به منزله بیگانگی اجتماعی است. چنین زبانِ سریعی برای همذات‌پنداریِ گروهی مفید است، اما در برابر والدین و معلمانی که زمانِ شکل‌گیری، این واژگان را نداشته‌اند، نفوذ و فهم‌پذیری پایین دارد.

پیامدِ شکافِ زبانی بر گفت‌وگو و پیوندِ نسلی

شواهد پژوهشی نشان می‌دهد افزایش زمانِ صفحه‌نمایش در سال‌های حساس رشد با کاهشِ گفت‌وگوی والد کودک همراه است؛ زمانِ بیشترِ صرفِ محتوا به معنای کاهش «نوبت‌های گفت‌وگو» و فرصت‌های زبانیِ دوطرفه است که اساسِ یادگیریِ زبان و درک متقابل را می‌سازند. وقتی گفت‌وگوی روزانه کاهش یابد و فرزندان عمدتاً در فضای الگوریتمی با هم‌سالان و تولیدکنندگانِ محتوا ارتباط برقرار کنند، والدین از مسیرها و معانیِ نو بی‌خبر می‌مانند و به‌تدریج نقشِ راهبران فرهنگی و زبانی خود را از دست می‌دهند. نتیجه: احساس تنهاییِ والدین، سوءتفاهمِ عاطفی، و کاهشِ توانِ نظارتِ حمایتی.

مخاطراتِ امنیتی و حقوقیِ ناشی از فاصله معنا

شکافِ زبانی نه تنها یک اختلافِ لفظی است، بلکه حوزه‌های مهمی از حقوق کودک را لمس می‌کند:

۱. حقِ حفاظت و امنیت: زمانی که اصطلاحاتی رمزی یا کوتاه‌شده برای اشاره به رفتارهای مخاطره‌آمیز (نمونه: اصطلاحات در بازی‌ها یا اتاق‌های صوتی) پدید می‌آید، والدین و ناظرانِ قانونی ممکن است نتوانند سیگنال‌های خطر را تشخیص دهند. مطالعات جدید هشدار می‌دهند واژگانِ نسلِ آلفا گاهی از چشمِ ابزارهای نظارتی انسانی و ماشینی مخفی می‌ماند و به آسیب‌پذیریِ آنلاین می‌انجامد.

۲. حقِ مشارکت معنادار: برای اینکه کودک بتواند رأی یا نظرش را درباره امور مربوط به خود بیان کند، باید زبانِ مشترکی با مخاطب (والد، آموزگار، مسئول) داشته باشد؛ شکافِ زبانی راهِ مشارکتِ معنادار را سد می‌کند و حقِ شنیده‌شدن را تهدید می‌نماید.

چرا والدین و معلم‌ها عقب می‌مانند؟ ساختارهای نگاهی و زمانی

چند عامل توضیح‌دهنده عقب‌ماندگیِ نسلی‌اند:

۱. فارق زمانی در تجربه‌های رشد: والدینی که در فضای پیشادیجیتال بزرگ شده‌اند، فاقد تجربه زیستِ آنلاین‌اند و فرصتِ طبیعیِ تطبیقِ آنی با واژگانِ سریع را ندارند.

۲. بارِ زندگی و کاهشِ زمانِ آگاهانه: کار، مسئولیت‌های معیشتی و کمبود وقتِ والدین مانعِ پیگیریِ مستمرِ ترندها می‌شود؛ لازم نیست والد تمام اصطلاحات را بداند، اما باید «قابلیتی» برای پرسش، گوش دادن و یادگیری حفظ کند.

۳. ابزارهای ناکافیِ آموزشی: نظام آموزشی در بسیاری موارد مهارتِ خواندنِ زبانِ نوین و تحلیلِ محتوای شبکه‌ها را به‌صورت رسمی آموزش نمی‌دهد؛ در نتیجه معلم نیز به‌درستی توانِ میانجی‌گری را ندارد. این وضعیت نیازمند مداخلاتِ ساختاری است.

راهبردِ حقوقی، آموزشی و فرهنگی برای کاهشِ شکافِ زبانی

برای بازسازیِ زبانِ مشترک و حفظِ حقوقِ کودک، لازم است هم‌زمان در چهار سطح عمل کنیم: قانون و سیاست، مدرسه، خانواده و ابزارهای فنی.

الف) سیاست‌گذاری و مقررات

۱. تدوینِ راهنمای ملیِ «ارتباطِ کودک و خانواده در فضای مجازی» که دستگاه‌ها را ملزم به فراهم‌کردن منابعِ آموزشیِ عمومی و دوره‌های آشنایی برای والدین کند.

۲. الزامِ پلتفرم‌ها به ایجادِ گزارش‌گرِ ساده و قابل‌فهم برای والد (مثلاً «واژه‌های داغ این هفته» به‌صورت خلاصه و فارسی) تا خانواده از روندهای زبانیِ فرزندان آگاه شود. (مطالعات نشان می‌دهد درکِ ترندها می‌تواند خطراتِ نوظهور را بهتر آشکار کند).

ب) آموزش و مدرسه

۳. گنجاندنِ واحدهای کوتاه در برنامه درسی با عنوانِ «زبانِ دیجیتال و فهمِ معنا» برای پایه‌های میانی و دبیرستان؛ هدف: آشناکردن معلم و دانش‌آموز به‌صورت هم‌زمان با اصطلاحات، روشِ تولیدِ معنا و نحوه تحلیلِ ایمنِ گفت‌وگوهای آنلاین.

۴. توانمندسازیِ معلم به‌عنوان «میانجیِ زبانی»: دوره‌های ضمن‌خدمت برای شناسایی نشانه‌های خطر و راهبردهای گفت‌وگوی باز با دانش‌آموزان. پژوهش‌ها نشان داده معلمانی که زبانِ فرهنگیِ دانش‌آموز را می‌فهمند، بهتر می‌توانند حمایتِ اجتماعی و آموزشی فراهم کنند.

ج) خانواده

۵. «قراردادِ کنجکاوی»؛ توافق ساده‌ای بین والد و کودک: والد هر هفته ۱۵ دقیقه از زمانِ خویش را صرف پرسش درباره واژگانِ نوِ فرزند کند، بدون قضاوت و با هدفِ یادگیری. این رفتارِ نمادین هم پیوند را تقویت می‌کند و هم هشدارهای بالقوه را آشکار می‌سازد. مطالعات رشد زبانی نشان می‌دهد تعامل‌های کوتاه اما پیوسته زمینه‌سازِ درک متقابل‌اند.

د) ابزارهای فنی و رسانه‌ای

۶. تولیدِ ویدئوهای کوتاه و راهنمای تصویری برای والدین به زبانِ ساده درباره «معنیِ اصطلاحاتِ رایج»، «محیط‌های خطرزا» و «چگونه درباره واژگان با کودک حرف بزنم؟»؛ همکاریِ وزارتخانه‌های مربوط با رسانه‌های ملی و پلتفرم‌های بومی می‌تواند این محتوای کاربردی را به سرعت منتشر کند. (مطالعاتِ اخیر بر ضرورت تطبیق ابزارهای ایمنی با زبانِ نوین تأکید دارند).

توجه داشته باشیم که ورود به زبانِ کودکانه نباید به «اشراف‌گری» یا نظارتِ فراگیر تبدیل شود. هدف، فهمِ معنا و توانمندسازیِ حمایتِ والدین است، نه کنترلِ بی‌ضابطه. هر سیاست یا ابزاری که طرح می‌شود باید اصلِ حریمِ خصوصی، حقِ رشدِ آزاد و مشارکتِ معنادارِ کودک را رعایت کند؛ کودکان باید در فضای امن و با احترام به کرامتِ خویش، امکانِ استفاده خلاق و بی‌خطر از زبانِ مجازی را داشته باشند.

شکافِ زبانی میان کودکانِ نسلِ زد و آلفا و والدین، پدیده‌ای فنی یا گذرا نیست؛ پدیده‌ای ساختاری است که اگر بی‌توجه بماند، ریشه‌های مشارکت، امنیت و حقِ شنیده‌شدن را سست می‌کند. راهِ عبور ساده است ولی نیازمند اراده هماهنگ: «یادگیریِ متقابل». دولت، مدرسه، رسانه و خانواده باید ابزارهایی فراهم کنند که زبانِ نوینِ کودک فهمیده شود و در برابر آن نه واهمه باشد و نه تسلط؛ بلکه گفت‌وگویی خلق شود که کرامتِ کودک را پاس دارد، حفاظتِ او را تأمین کند و پیوندِ نسلی را بازسازی نماید. قراردادِ هفتگیِ کنجکاوی، واحدهای آموزشیِ زبانِ دیجیتال، و بسته‌های اطلاع‌رسانیِ ساده برای والدین می‌توانند نخستین سنگِ بنا باشند. سنگ‌هایی کوچک اما سرنوشت‌ساز برای آینده‌ای که در آن زبانِ کودک، پلی است میان نسل‌ها نه دیواری که آنان را از هم جدا کند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

آموزش مکالمه برای حرفه ای ها

Leraning English Fast 

Bojnourd

North Khorasan 

Iran

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰