انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی

سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): دغدغه کتاب دارد، هنوز دلش برای قلب کتابخانه و اعضایی که مراجعه میکنند، میتپد، کمبود منابع کتابخانه برایش قابل قبول نیست، او دلش میخواهد کتابخانهاش را پر کند از کتابهای رنگارنگ تا مراجعانش دست خالی برنگردند.
خودش دست به کار میشود و با بن ۱۰۰ هزار تومانی و مبلغی که خود به آن اضافه میکند، ۶۰۰ هزار تومن از نمایشگاه مجازی کتاب خرید میکند و اینگونه چراغ اول کمک به کتابخانه روشن میشود.
اما این راه به اینجا ختم نمیشود بلکه راهی بزرگ و تمام نشدنی پیش رویش قرار میگیرد، فروش کاغذ باطله! کاغذهایی که این روزها دیگر زباله نیستند و میتوانند کتابی شود برای کتابخانهای، کتابی که مراجعان، هر روز سراغش را میگیرند.
پس، از درون کتابخانه و خانواده و آشنایان شروع به جمعآوری کاغذ، مقوا و کارتن و … میکند و با فروش آن کتابهای پرمخاطب را به کتابخانه میآورد. این همان طرحی است که مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر مبدع آن شده است.
این حرکت، بهانهای شد برای گفتوگو با سمیه قربانی، مسئول کتابخانهای که از محل فروش کاغذ باطله، کتاب در قفسههای کتابخانه مینشاند.
مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر در گفتوگو با خبرنگار ایبنا با بیان اینکه نبود منابع مالی برای خرید کتاب و در دسترس نبودن کتابهای پرمخاطب در کتابخانه باعث شد که طرح فروش کاغذ باطله و خرید کتاب به ذهنم برسد، اظهار کرد: در سال ۹۹ همزمان با شیوع ویروس کرونا، با بن کتاب ۱۰۰ هزار تومانی و مبلغی که خودم اضافه کردم از نمایشگاه مجازی، کتاب خریدم و به کتابخانه اهدا کردم.
سمیه قربانی ادامه داد: با این خرید و اهدای آن به کتابخانه، بازخورد خوبی از اعضا دیدم، پس به این فکر کردم که چطور میشود کسی بیاید کتابخانه و دست خالی برنگردد. اینکه کسی به کتابخانه مراجعه کند و کتاب مدنظر خود را پیدا نکند، ناراحتم میکرد، پس تصمیم گرفتیم به هر نحوی منابع کتابخانه را بهروز و پربار کنم.
مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر عنوان کرد: گاهی کتابهایی که به کتابخانه اهدا میشد، قابل استفاده نبودند بنابراین به همه اعضا و دوستان و آشنایان پیشنهاد دادم که هر چیز مقوایی و کاغذی دور ریز حتی قوطی کبریت را به انبار کتابخانه تحویل دهند. قرار شد کاغذ، مقوا و کارتنهای دور ریز پس از جمعآوری، فروخته شود و درآمد حاصل از آن صرف خرید کتاب و منابع مورد درخواست مخاطبان و اعضا شود.
وی ادامه داد: با توجه به اینکه دوران کرونا بود، ابتدا از خانواده و آشنایان خود شروع کردیم اما پس از کرونا تبلیغات چهره به چهره را گسترش دادیم به طوری که تقریباً چهار ماه قبل یک نفر تماس گرفت و یک کامیون کتاب و کاغذ را تحویل کتابخانه ما داد تا تبدیل به کتاب شود.
مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر با بیان اینکه پس از شناخته شدن طرح ما، آذرماه سال ۱۴۰۱ رونمایی از این طرح انجام شد تا این کار را منسجمتر انجام دهیم بنابراین لوگوی «کاغذ تو کتاب نو) راهاندازی شد.
وی به برگزاری رونمایی لوگوی طرح در کتابخانه علامه مجلسی ملایر اشاره کرد و گفت: در این برنامه گزارشی از کسانی که در این طرح و تامین منابع مشارکت داشتند، ارائه شد و کتابخانههای دیگری نیز در این طرح با ما همراه شدند و در حال حاضر در کتابخانه شهید بهشتی ۸۰۰ نسخه کتاب به ارزش ۱۴۰ میلیون تومان خریداری شده و این نشان میدهد طرح، خروجی خوبی داشته است.
قربانی با بیان اینکه اکنون هم منابع بهروز شده و هم تازههای نشر در کتابخانه وجود دارد و باعث افزایش عضویت هم شده است، گفت: ۲۲ کتابخانه در ملایر وجود دارد که اکنون کتابخانههای بهشتی، علامه مجلسی و کتابخانه توحید شهر سامن در این طرح فعال هستند.
مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر با تاکید بر اینکه این طرح با جمعآوری منابع مالی، اهرم قوی و خوبی برای کتابخانه شد، خاطرنشان کرد: روند تهیه کتاب در کتابخانه نیز اینگونه بود که لیست کتابهای مورد نیاز برای تایید به مرکز استان ارسال میشد و پس از تایید، با منابع حاصل از فروش کاغذ باطله، کتابها تهیه میشد.
وی یادآور شد: از طرح کاغذ تو کتاب نو مقالهای هم نوشته و در یک همایش ارائه کردیم که جزو مقالات منتخب معرفی شد و در مراسم هفته کتاب نیز طرح ما به عنوان منتخب استانی، تقدیر شد که مبلغ هدیه را نیز قرار است به طرح کمک کنم.
قربانی در پاسخ به اینکه فضای لازم برای جمعآوری کاغذهای باطله در کتابخانه وجود دارد یا خیر، گفت: فضای زیادی نداریم اما کاغذ باطلهها در یک زیر پله در کتابخانه جمع شده و توسط یک واسطه برای بازیافت تحویل داده میشود. اگر فضای بیشتری در کتابخانه داشتم، میتوانستیم حجم زیادی انبار کنیم و به صورت مستقیم بفروشیم تا آورده مالی بیشتری عاید کتابخانه شود، ولی چون فضا کم است باید زود به زود توسط واسطه تخلیه شود.
وی در پاسخ به اینکه چرا نباید منابع لازم در کتابخانه باشد تا مجبور به اجرای چنین طرحهایی شویم، گفت: بودجه فرهنگی ضعیف است، منابع نیست و همین باعث شده کتابخانهها بهروزرسانی مناسبی نداشته باشند.
وی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه آیا برای خرید کتاب میتوانید با نویسنده به صورت مستقیم ارتباط بگیرید، گفت: این کار نیاز به زمان، انرژی و نیرو دارد و چون عایدی برای ما ندارد شاید انگیزهای برای این کار نباشد و البته منابع مالی ما هم آنچنان زیاد نیست که بتوان چنین کاری کرد.
مسئول کتابخانه شهید بهشتی ملایر با بیان اینکه امیدوارم موجودیت طرح وابسته به شخص بنده نباشد و روز به روز فراگیر شود، گفت: تعدادی از همکاران کبودراهنگ اجرای این طرح را شروع کردهاند و از آستان قدس نیز برای ادامه یافتن طرح با ما تماس گرفتهاند.
وی یکی از جنبههای مهم این طرح را توجه به مقوله زیست محیطی آن دانست و گفت: طبق برخی آمار باید برای تهیه یک تن کاغذ ۱۷ درخت قطع شود پس باید دید این طرح چقدر میتواند کمک کند که از قطع درختان جلوگیری شود.
قربانی خاطرنشان کرد: برخی از شهروندان نیز با استقبال از طرح به خوبی حمایت میکنند به طور مثال یک مغازه در کنار کتابخانه، تمام کارتنهای اجناس خود را به این طرح اهدا میکند.
وی اضافه کرد: کتابخانه شهید بهشتی واقع در بازار شهر ملایر است، اگر یک درصد بازاریها به این طرح کمک کنند ما دو هفته یکبار میتوانیم انبار کاغذ باطله خود را خالی و درآمد آن را صرف خرید کتاب برای کتابخانه کنیم.
قربانی در پاسخ به اینکه از مرکز استان مورد حمایت قرار گرفتهاند یا خیر؛ گفت: اینکه اجازه دادهاند ما این طرح را اجرا کنیم، تنها حمایت آنها بوده است.
این طرح نه تنها گامی عملی در راستای مسئولیتپذیری زیستمحیطی و کاهش حجم پسماند از طریق بازیافت مؤثر محسوب میشود، بلکه در یک رویکرد دوسویه، درآمد حاصل از این فعالیت را مستقیماً به یکی از ارزشمندترین سرمایههای هر جامعه، یعنی ارتقاء دانش و فرهنگ اختصاص میدهد.

این گنجینه محدود به گذشته نیست. در عصر حاضر نیز خراسان رضوی، شاعران، نویسندگان و متفکرانی را به جامعه معرفی کرده که هر کدام به نوبه خود، سهم بسزایی در شکوفایی فرهنگ و ادب این سرزمین داشتهاند. نامدارانی چون محمدرضا شفیعی کدکنی، ملکالشعرای بهار، اخوان ثالث، بدیعالزمان فروزانفر و بسیاری دیگر که با اندیشه و آثار فاخر خود، نه تنها زبان فارسی را حفظ کردهاند، بلکه تصویری جامع از دغدغهها، آرزوها و مسائل روزگار خود را نیز ارائه دادهاند. مجموعه مقالات «معرفی بزرگان معاصر ادبی خراسان» قصد دارد هر سهشنبه، به معرفی یکی از این مفاخر ادبی معاصر بپردازد و فرصتی نو برای آشنایی با آثار و اندیشههایشان فراهم کند.
تقی وحیدیان کامیار، ادیب، نویسنده، پژوهشگر و زبانشناس نامدار ایران، در چهارم بهمن ماه ۱۳۱۳ در محله پاچنار در نزدیکی باغ نادری مشهد دیده به جهان گشود. او پس از اتمام دوره راهنمایی تحصیلی، وارد هنرستان صنعتی شد اما پس از سه سال بدلیل عدم علاقه به شاخه صنعت وارد رشته ادبی در دبیرستان شد و دیپلم خود را در این رشته دریافت کرد.
وحیدیان کامیار پس از آن به شغل معلمی پرداخت استاد چندی بعد یعنی در سال ۱۳۳۶ برای تحصیل و اخذ مدرک کارشناسی در رشته زبان و ادبیات فارسی، وارد دانشکده ادبیات دانشگاه مشهد شد او در این مقطع تحصیلی از کلاس درس بزرگانی چون، دکتر فیاض، دکتر یوسفی، سید احمد خراسانی و دکتر رضایی بهرهها برد و سپس با ارسال پایان نامهای با عنوان، پژوهشی درباره هنر داستانهای جانوران و پرندگان، که همان زمان در روزنامه شرق نیز به چاپ رسید از پایان نامه کارشناسی خود دفاع کرد.
تقی وحیدیان پس از اخذ کارشناسی ادبیات فارسی به تدریس در دبیرستانهای مشهد پرداخت و ضمن تدریس در آموزش و پرورش، همه روزه در روزنامه خراسان نیز با درج تذکره شاعران مشهد، همکاری میکرد.
ذوق، شوق و علاقه فراوان وحیدیان برای آموختن، سبب شد که چهار سال در زمینه دستور زبان گفتاری به صورت خودآموز تلاش کند که ثمره این تلاشها کتابی به نام، دستور زبان عامیانه بود که در سال ۱۳۴۳ آن را انتشار داد. او یک سال بعد از آن نیز کتاب، دستور زبان فارسی را با روشی جدید و نو تالیف و انتشار داد.
وحیدیان در سال ۱۳۴۸ در مقطع کارشناسی ارشد رشته زبان شناسی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۵۰ با ارسال پایاننامهای به اخذ مدرک فوق لیسانس از این دانشگاه نائل آمد.
هوش و ذهن سرشار از علم آموزی او را متوقف نکرد و پس از اخذ کارشناسی ارشد با تلاش، پشتکار و کوششهای فراوان خود و پس از تحصیل در این مقطع، به دریافت دکتری زبانشناسی از دانشگاه تهران نائل شد.
وحیدیان که سابقه تدریس در دانشگاه شهید چمران (جندی شاپور) اهواز را نیز دارد، با سازمان برنامهریزی کتابهای درسی هم سابقه همکاری دارد. او در سال ۱۳۵۲ طرح وزن و قافیه به روش علمی و طرح دستور زبان فارسی با روش علمی را ارائه داد که در مجله وحید و در اردیبهشت همان سال به چاپ رسید.
تقی وحیدیان کامیار در طول دهها سال تحقیق، پژوهش و تدریس در دانشگاه فردوسی مشهد، تالیفات و آثار ارزشمندی از خود برجا گذاشت که از مهمترین آنها میتوان به تالیفات و آثاری همچون فرهنگ نامآوایی فارسی، دستور زبان فارسی گفتاری، فرهنگ قافیه در زبان فارسی، نوای گفتار در زبان فارسی، بررسی وزن شعر عامیانه فارسی، بدیع از دیدگاه زیبا شناسی، وزن و قافیه در شعر فارسی، بررسی منشا وزن شعر فارسی، تصحیح دیوان کاتبی نیشابوری، فرهنگ اوزان شعر فارسی، تذکره شاعران مشهد و همچنین مجموعه مقالات او اشاره کرد.
تقی وحیدیان کامیار که استاد بلامنازع عروض و قافیه فارسی بود، سرانجام پس از عمری تحقیق و غواصی در دنیای زبان و ادبیات فارسی و تالیف آثار مهم، در ۴ بهمن ۱۳۹۶ و همزمان با سالروز تولدش در سن ۸۳ سالگی به دیدار معبود شتافت و پس از تشیعی باشکوه در آرامستان باغ اول خواجه ربیع مشهد آرام گرفت.

سرویس بینالمل خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهه شمس: نوشتن، فعالیتی بهظاهر ساده و همگانی، در سالهای اخیر به عنوان یکی از ابزارهای اثرگذار در تقویت تابآوری فردی مورد توجه دوباره قرار گرفته است. از یک پیامک احساسی کوتاه گرفته تا نوشتن یادداشتی تحلیلی، بسیاری از ما بیآنکه بدانیم از نوشتن برای فاصله گرفتن از تنشهای ذهنی و روشنتر کردن موقعیتهای دشوار استفاده میکنیم؛ امری که به گفتهٔ پژوهشگران، ریشه در سازوکارهای عمیق مغز دارد.
در فضای عمومی نیز تابآوری معمولاً کیفیتی فردی توصیف میشود که باید پرورده شود: انجمن روانشناسی آمریکا آن را فرایند پیوستهٔ رشد در دل دشواریها میداند و رسانهها از کسانی مینویسند که در بحرانها تسلیم نمیشوند. اما آنچه کمتر طرح میشود، نقش نوشتن در ساختن همین توان ایستادگی است.
استادان مطالعات نوشتار سالهاست مشاهده میکنند که دانشجویان در موقعیتهای احساسی و فشارهای اجتماعی، ناخودآگاه به نوشتن پناه میبرند؛ رفتاری که به گفتهٔ آنان نهفقط تخلیهٔ احساسات بلکه شکلی از بازیابی پیوند اجتماعی است. این تجربهها اکنون با یافتههای علوم اعصاب همپوشانی پیدا کرده است.
در دههٔ ۱۹۸۰، جیمز پِنِبیکر، روانشناس آمریکایی، شیوهٔ «نوشتن بیانی» را مطرح کرد؛ روشی درمانی که بر نوشتنِ پیوسته دربارهٔ تجربههای دردناک تکیه دارد. ایدهٔ اصلی روشن بود: بیرونی کردن پریشانی، ذهن را سبک میکند و فرد را از چرخهٔ نشخوار ذهنی خارج میسازد. در این روند، مغز بخشی از بار عاطفی را به صفحه منتقل میکند و فرد میتواند با فاصلهٔ بیشتری به تجربهٔ خود نگاه کند.
این شیوه همچنین نشان داد که نوشتن کاری پیچیده و چندلایه است: حافظه، تصمیمگیری، برنامهریزی و حتی سیستمهای حرکتی و دیداری درگیر میشوند. همین فعالیت یکپارچه به مغز کمک میکند تجربههای پراکنده را سازماندهی و به خاطرههای قابل فهم تبدیل کند؛ آمادگیای که مدیریت احساسات را آسانتر میکند.
کارکرد نوشتن به همینجا محدود نیست. تحقیقهای تصویربرداری مغزی نشان میدهد نامگذاری احساسات از یک کلمهٔ ساده تا جملههای دقیق میتواند آمیگدالا را آرام و قشر پیشپیشانی را فعال کند؛ یعنی همان بخشهایی که مسئول تنظیم هیجان و تصمیمگیریاند. در نتیجه فرد از واکنشهای غریزی فاصله میگیرد و به «پاسخ» سنجیده نزدیک میشود. حتی نوشتن فهرست کارهای روزانه، به دلیل فعال کردن همین شبکهها، میتواند تمرکز را بازیابد.
نوشتن از طرفی عمل «معناسازی» است. پژوهشها نشان میدهد نوشتن حس عاملیت را تقویت میکند و به فرد امکان میدهد تجربههایش را بازتعریف کند. به همین دلیل است که بسیاری از متخصصان نوشتن را نوعی اندیشیدن میدانند، نهفقط ثبت احساس. با این نگاه، نوشتن میتواند هویت فردی را شکل دهد و باز شکل دهد.
با وجود این، تصویری که رسانهها از تابآوری ارائه میکنند معمولاً اغراقآمیز است: روایتهای قهرمانانه از عبور از فاجعهها یا خوشبینیِ بیوقفه. اما واقعیت روزمره چیز دیگری است. بسیاری از مردم تابآوری را همین حالا و بیآنکه نامی بر آن بگذارند تمرین میکنند؛ از نوشتن نامههایی که هرگز ارسال نمیشود تا یادداشتهایی که خشم یا نگرانی را تخلیه میکند. این رفتارهای کوچک در مجموع الگوی سازگاری را میسازند.
پژوهشگران چند توصیهٔ ساده نیز برای ساختن عادت نوشتن مطرح کردهاند: نوشتن با دست که ریتم فکر را کند و شفاف میکند؛ نوشتن روزانه حتی در چند خط؛ نوشتن پیش از واکنش نشان دادن؛ نوشتن نامههایی که هدفشان فقط تخلیهٔ ذهن است؛ و نگاه کردن به نوشتن به عنوان یک فرایند که بازنویسی و بازاندیشی را شامل میشود. همهٔ اینها به فرد کمک میکند احساسات را مدیریت و خودآگاهی را تقویت کند.
در نهایت، تابآوری الزاماً در دل تجربههای بزرگ تعریف نمیشود؛ گاه در یادداشتهای روزمرهای است که مردم سرسری مینویسند، ایمیلهایی که رد و بدل میشود یا حتی تکالیفی که دانشجویان برای استادان مینویسند. نوشتن در این معنا، سازوکار سازگاریِ در حال وقوع است؛ ابزاری ساده اما توانمند که مغز و ذهن را بازآرایی میکند.

سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، چاپ دیجیتال، طی دو دهه گذشته یکی از امیدهای صنعت نشر ایران برای عبور از بحرانهای متعدد بوده است؛ فناوریای که قرار بود با کاهش شمارگان، افزایش سرعت تولید و کاهش هزینههای انبارداری، مسیر جدیدی برای ناشران باز کند. اما بهگفته بسیاری از فعالان این حوزه، چاپ دیجیتال نهتنها به کمک نشر نیامده، بلکه خود به یکی از معضلات ساختاری آن تبدیل شده است.
فناوری چاپ دیجیتال، در شرایطی وارد فرآیند تولید کتاب در ایران شد که مسیرهای واردات دستگاههای چاپ، بهشدت زیر فشار تحریمها بود؛ علاوه براین صنعت نشر، از نظر اقتصادی توان خرید دستگاههای نو و استاندارد را نداشت و همین مسئله در طول دو دهه اخیر چالشهای زیادی را پیش پای فعالان این حوزه ایجاد کرده است.
جلال ذکایی، فعال و کارشناس حوزه چاپ دیجیتال که سالها در این حوزه فعالیت کرده است، در این زمینه معتقد است؛ انبوهی از دستگاههای دستدوم، بازسازی شده و فاقد کیفیت لازم بود.
وی با بیان اینکه بخش عمده دستگاههایی که وارد کشور میشود، در کشورهای مبدأ از رده خارج شدهاند، افزود: این دستگاهها شاید از نظر ظاهری نوسازی و باسازی کامل شده باشند، اما از نظر فنی، عمری کمتر از یکسال دارند و پیامدهای این وضعیت، افزایش هزینه تعمیرات و قطعات، کاهش شدید بهرهوری، افت کیفیت خروجی و بیاعتمادی بازار به تولید دیجیتال بوده است.
به نظر میرسد، فناوری چاپ دیجیتال در ایران از ابتدا با نقص همراه بود و همین نقص پایهای، عملاً امکان توسعه سالم این فناوری را از بین برده است.
در ادامه مسیر، مصرفکنندگان مجبور به استفاده از تونرها، جوهرها و قطعات مصرفی چینی و غیراستاندارد شدند، ذکایی علت این وضعیت را اقتصاد ضعیف نشر و افزایش هزینههای واردات مواد اصلی دانست و افزود: استفاده از مواد چینی برای دستگاههای دستدوم، مثل تزریق سوخت نامرغوب به موتورهای فرسوده است؛ هم کیفیت خروجی را نابود میکند و هم باعث تخریب دستگاه میشود.
او به نتایج قابل مشاهده در بازار بر اثر این موضوع اشاره کرد و یادآور شد: پایین آمدن استاندارد چاپ در حد محصولات اداری، افزایش نرخ خرابی دستگاهها، کاهش اعتماد ناشران به چاپ دیجیتال و حرکت بازار به سمت «ارزانسازی» مفرط از تبعات این موضوع به شمار میآید.
اگر بخواهیم همه عوامل را در کنار همدیگر قرار دهیم باید بگوییم که این چرخه معیوب، عملاً مانع شکلگیری یک بازار حرفهای چاپ دیجیتال نشر، در ایران شده است.
رقابت مخرب و بازار بیکیفیت
نگاهی به وضعیت امروز چاپ دیجیتال در صنعت نشر نشان میدهد که ترکیب دستگاههای فرسوده و مواد بیکیفیت، زمین بازی چاپ دیجیتال را دچار آشفتگی و رقابت ناسالم کرده است.
ذکایی، با بیان اینکه قیمتشکنی، مزیت رقابتی اصلی بازار شده و کیفیت تقریباً از معادله خارج شده است، گفت: علت اصلی این وضعیت، ورود بیرویه فعالان غیرحرفهای، نبود استانداردهای فنی و نظارتی، نبود الزام برای اخذ مجوز تخصصی و تفاوت شدید در سطح سرمایهگذاری فعالان بازار بوده است.
به گفته او، بازار چاپ دیجیتال نشر، اکنون در حال تجربه نوعی «دِفلایشنِ کیفی» است؛ یعنی کاهش کیفیت بهمنظور کاهش قیمت.
وقتی چاپ دیجیتال و فتوکپی از هم تمیز داده نمیشوند
یکی از مهمترین محورهای نقد ذکایی، درباره ساماندهی چاپ دیجیتال و نظارت بر فعالیتهای آنان است، او در این زمینه گفت: امروزه هر مرکز فتوکپی کوچک، میتواند با نصب یک تابلوی چاپ دیجیتال، خود را چاپخانه دیجیتال معرفی کند. نه نظارتی بر مجوز هست، نه بر دستگاهها، نه حتی بر محصولات چاپشده.
به گفته وی، ریشه این آشفتگی، آییننامه ۳۰ ساله و منسوخ چاپخانهها، شرایط سخت و غیرمنطقی برای دریافت مجوز رسمی، امکان فعالیت بدون نظارت و مجوز اتحادیه فتوکپی و نبود تعریف دقیق از «چاپ دیجیتال صنعتی» است.
بنابراین به نظر میرسد، استمرار این وضعیت، تفاوت میان چاپخانههای حرفهای و واحدهای کوچک رومیزی را کمرنگ کرده و بازار را به سمت بیقاعدگی سوق داده است.
چرا بستهبندی و چاپ صنعتی موفقاند؟
برخی از کارشناسان بر این باورند که مشکلات چاپ دیجیتال نشر، ناشی از فناوری نیست؛ بلکه نتیجه ساختار اقتصادی و مدیریتی نشر در ایران است. ذکایی برای تحلیل دقیقتر این وضعیت، نگاهی مقایسهای به حوزههای دیگر چاپ دیجیتال دارد؛ ازجمله چاپ بستهبندی و چاپ پارچه. بر خلاف نشر، این حوزهها بهشدت رشد کردهاند و دستگاههای نو و باکیفیت در آنها رایج است.
او ادامه داد: دلایل این تفاوت، اقتصاد پویا و سودآور در صنایع بستهبندی، وجود مشتریانی که کیفیت را میخرند، تقاضای واقعی و آیندهدار و استانداردهای فنی الزامآور است.
ذکایی، همچنین به چاپ دیجیتال و نقش آن در گسترش قاچاق کتاب اشاره کرد و گفت: یکی از جنبههای کمتر گفتهشده اما بسیار مهم، نقشی است که چاپ دیجیتال در سهولت تکثیر و انتشار کتابهای قاچاق ایفا کرده است. نبود نظارت کافی موجب شده فایلهای کتاب بهراحتی تکثیر شده و در چاپخانههای کوچک تولید شوند.
او گفت: وقتی کوچکترین مرکز تکثیر میتواند بدون نظارت هر فایلی را چاپ کند، قاچاق کتاب بهصورت ساختاری تقویت میشود، این مسئله علاوه بر ضربه به حقوق ناشران و نویسندگان، زنجیره اقتصادی نشر را نیز مختل کرده است.
اما چه باید کرد؟
با وجود همه موضوعات و مسائلی که به آنها اشاره شد، اما راهکارهای بازسازی بازار چاپ دیجیتال نشر، چیست؟
ذکایی با اشاره به مجموعهای از راهکارهای عملی و قابل اجرا، گفت: در گام اول باید تعریف قانونی «چاپ دیجیتال» بازتعریف شود، یعنی تدوین مقررات مشخص، برای چاپ دیجیتال صنعتی، چاپ دیجیتال اداری و مراکز فتوکپی تا براساس آن مجوزها و نظارتها سامان پیدا کند.
او همچنین حمایت هدفمند از واردات دستگاههای استاندارد را یک ضرورت دانست، و افزود: با همکاری وزارت صمت و بانک مرکزی میتوان مسیر واردات دستگاههای نو، بهخصوص مدلهای چینی باکیفیت، را باز کرد تا ایران بیش از این به مرکز دستگاههای دست دوم تبدیل نشود.
به گفته ذکایی، اصلاح فوری آییننامه صدور مجوز چاپخانهها نیز یک ضرورت است، این کار موجب میشود تا فعالان حرفهای مجبور نباشند به مجوزهای کماعتبار فتوکپی، پناه ببرند. ایجاد سامانههای نظارت بر فایل و محصول چاپی نیز میتواند نقش مهمی در مقابله با قاچاق کتاب داشته باشد.
در مجموع، بحران «چاپ دیجیتال» در ایران یک پدیده تکعاملی نیست. این بحران مجموعهای از علل همافزا دارد؛ نبود استاندارد واردات، ضعف اقتصاد نشر، نبود سرمایهگذاری در فناوری، بینظمی در صدور مجوزها، رقابت مخرب و رهاشدگی بازار از سوی نهاد ناظر.
اگرچه چاپ دیجیتال میتواند راه نجات مسئله نشر کمتیراژ ایران باشد، اما با ساختار فعلی، خود به تهدیدی برای کیفیت، اقتصاد و حقوق نشر تبدیل شده است و احیای این حوزه نیازمند رویکردی چندبعدی، تخصصی و مبتنی بر اصلاح ساختارها است؛ در غیر این صورت، چاپ دیجیتال در نشر، نه یک فرصت، بلکه یک بحران مزمن باقی خواهد ماند.
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی