خراسان شمالی- کتاب واژه نامه هوش مصنوعی با ترجمه الیاس خسروی و به همت انتشارات زبان علم در بجنورد چاپ و روانه بازار کتاب شد.
به گزارش خبرنگارخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بجنورد، کتاب واژه نامه هوش مصنوعی نه تنها برای مطالعه بلکه به عنوان یک مرجع همراه در یادگیری هوش مصنوعی میتوان در نظر گرفت.
با این کتاب میتوان هر زمان که با یک اصطلاح یا مفهوم ناآشنا مواجه شدیم، یا اگر به دنبال تقویت درک خود از یک موضوع خاص هستیم، به این واژه نامه مراجعه کنیم.
با مرور مجدد اصطلاحات و کاوش در مفاهیم مرتبط، به تدریج پیچیدگیهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی را میتوانیم رفع کنیم و هر اصطلاح و مفهوم را واضح و قابل دسترس بسازیم.
با پیروی از این دستورالعملها، به خوبی میتوانیم رمز و رازهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی را هر بار بازگشایی کنیم و از یادگیری لذت ببرید.
این کتاب در قطع رقعی و در ۲۵۰ صفحه به چاپ رسیده است.
مدیر انتشارات نگاه معاصر، معتقد است، اگر ناشران موضوعات بیربط به نیازهای جامعه را منتشر کنند و سپس فضای مجازی آنان را برجسته کند، مخاطب بدون آنکه بداند از مسئله اصلیاش جدا میشود.
اکبر قنبری، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، سلیقهسازی در بازار کتاب را مسئلهای پیچیده و چندلایه دانست و بیان کرد: این مسئله ریشه در تبلیغات، نیازهای متغیر جامعه و حتی وضعیت اقتصادی دارد. نویسندگان یا چهرههای شناخته شده، کتابهایی را برجسته میکنند که نه با اکنون ما نسبتی دارند و نه با آیندهمان، مثلاً سخن گفتن از پُستمدرنیسم ایرادی ندارد، اما بیآنکه جامعه مدرنیسم را فهم کرده باشد، سخن از پستمدرنیسم بیجاست.
وی با بیان اینکه هنوز میان سنت و مدرنیته در رفتوآمدیم، ادامه داد: در جامعهشناسی سیاسی، کتابی که از تثبیت دموکراسی میگوید، مسئله امروز ایرانیان نیست. مخاطب باید کتابی بخواند که درد مرحله گذار را روایت کند.
مدیر انتشارات نگاه معاصر، افزود: اگر ناشران، موضوعات بیربط به نیازهای جامعه را منتشر کنند و سپس فضای مجازی آنان را برجسته کند، مخاطب بدون آنکه بداند، از مسئله اصلیاش جدا میشود؛ اینگونه، سلیق در افراد شکل نمیگیرد؛ بلکه ساخته میشود.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از کتابهای پُرفروش، محصول تبلیغ شبکههای سلیقهسازند، ادامه داد: شبکههایی وجود دارند که تصمیم میگیرند، کدام کتاب دیده شود؛ برخی نویسندگان و ناشران با این شبکهها در پیوندند. بخشی از ماجرا نیز مربوط به موجهای جهانی است؛ کتابی که در جهان سروصدا کرده، طبیعی است که در ایران هم نگاه را به خود جلب کند. البته گاه کتابی در آمازون پُرفروش است اما در ایران نه؛ چراکه مسئلهها و نیازها فرق دارد.
قنبری، با بیان اینکه نویسندههایی که در شهرستان زندگی میکنند، نمیتوانند در تهران مطرح شوند، برای اینکه ۹۵ درصد جریان تولید و توزیع فرهنگ در تهران متمرکز شده است، بیان کرد: یک نویسنده در خارج از تهران، باید از هفتخوان رستم بگذرد تا کتابی را منتشر کند. معمولاً ارزیابیهای سختی درباره آنها انجام میشود و ناشران ریسک نمیکنند.
وی با این توضیح که مسائل اقتصادی موجب شده ناشران کمتر کتابهای تالیفی منتشر کنند، افزود: معمولاً چاپ کتاب، در سه درجه اولویتبندی میشود، بیشتر ناشران چاپ کتاب تالیفی را قبول نمیکنند مگر اینکه نویسنده شناخته شدهای باشد چون ریسک آن زیاد است. کتاب اولیها در تالیف و ترجمه دچار مشکل هستند و در طول زمان شناخته میشوند. معضل همین جاست با این تفکر، استعدادها کشته میشوند؛ برای اینکه ناشر نمیخواهد ضریب ریسک را بپذیرد.
قنبری، بر ضرورت دقت و وسواس در مراحل نشر از ویراستاری، طراحی تا صحافی و شیوه عرضه تاکید کرد و گفت: باید مخاطب را جدی گرفت؛ ممکن است تعداد آنها کم شده باشد، اما مخاطبانی پیوسته همیشگی داریم که موضوع بسیار مهمی است. خواننده باید ناشر را بشناسد و بداند برای چه کتابی میخواهد به او مراجعه کند.
وی با اشاره به ریزش مخاطب در بازار کتاب، اضافه کرد: کتابهایی که در حوزه علوم انسانی منتشر میشود، عمدتاً برای طبقه متوسط شهری نوشته شدهاند. وقتی قدرت خرید این طبقه کاهش پیدا میکند، توان خرید کتاب و شمارگان کتاب روزبهروز کاهش پیدا میکند.
خراسان شمالی- کتاب «هنر درمانی کاربردی؛ از شناخت تا اجرا» به نگارش مبین روحانی بهتازگی توسط انتشارات زبان علم در بجنورد چاپ و روانه بازار کتاب شد.
به گزارش خبرنگارخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در بجنورد، اثر جدید نویسنده بجنوردی در زندگی امروزه که مملو از فشارها و چالشهای فراوان است، هنر درمانی را بهعنوان راهی برای بهبود سلامت روانی و جسمانی معرفی میکند.
کتاب هنر درمانی کاربردی، از شناخت تا اجرا بر پایه تجربیات شخصی، روایتهای مراجعان و دانش متخصصان در حوزه روانشناسی، خوانندگان را به سفری دعوت میکند که در آن از طریق انواع مختلف هنرهای تجسمی و کلامی، همچون نقاشی، موسیقی، شعر و داستان، بتوانند احساسات پنهان خود را کشف کنند، گذشته خود را بازسازی کرده و به سوی آیندهای روشنتر حرکت کنند.
این کتاب بهطور خاص بر قدرت هنر در ایجاد تعادل روانی و جسمانی، غلبه بر احساس بیگانگی و ایجاد امید تأکید دارد و بهدنبال این هدف، نویسنده روشهای مختلفی را برای کار گروهی و انجام تمرینات عملی معرفی میکند تا خواننده بدون قضاوت بتواند خلاقیت درونی خود را آزاد کرده و از آن برای رشد و توسعه شخصی بهرهبرداری کند.
روحانی، نویسنده اثر در مقدمه کتاب چنین میگوید: هنر نه تنها ابزاری برای بیان عواطف است، بلکه روشی است برای بازسازی هویت فردی و رهایی از مشکلات روانی. این کتاب به شما میآموزد که چگونه با استفاده از هنر میتوان به خودشناسی رسید و به تعادل روانی دست یافت.
کتاب هنر درمانی کاربردی، از شناخت تا اجرا بهطور ویژه بر اهمیت مشارکت در گروههای درمانی و استفاده از هنر بهعنوان ابزاری برای درمان و رشد فردی تمرکز دارد و نه تنها برای کسانی که در حوزه روانشناسی و هنر درمانی فعالیت میکنند، بلکه برای هر فردی که خواهان خودشناسی و بهبود وضعیت روانی خود است، مناسب است.
این اثر در قطع رقعی، با شمارگان ۵۰۰ جلد و ۱۹۷ صفحه به چاپ رسیده است و در دسترس علاقهمندان قرار گرفته است و بهعنوان راهنمایی برای کسانی که قصد دارند هنر را بهعنوان یک ابزار درمانی برای خود و دیگران به کار گیرند، یک منبع بهشمار میرود.
فضای دیجیتال، با منطق الگوریتمی خود، توجه کودک را قطعهقطعه، سریع و واکنشی میکند. در مقابل، کتاب و خواندن، فرآیندی آهسته، تأملی و مبتنی بر پیوستگی ذهنی است. اگر حقوق کودک نتواند نسبت خود را با فرهنگ، مطالعه و خواندن بازتعریف کند، خطر آن وجود دارد که کودک آینده دادهای غنی اما ذهنی فقیر داشته باشد.
سرویس کودک و نوجوانخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان: کودک امروز، بیش از هر نسل دیگری، در معرض فناوری است؛ اما نه صرفاً بهعنوان مصرفکننده ابزارهای دیجیتال، بلکه بهعنوان موضوع تحلیل، پیشبینی و تصمیمگیری الگوریتمی. بر اساس گزارشهای رسمی یونیسف، کودکان در جهانی رشد میکنند که فرصتهای دیجیتال آن بیسابقه است، اما نظامهای حقوقی، فرهنگی و آموزشی هنوز آمادگی کامل برای مواجهه با پیامدهای این زیست جدید را ندارند. این شکاف، بهویژه در حوزهی حقوق کودک، خود را با شدت بیشتری نشان میدهد؛ زیرا کودک، همزمان هم کنشگر است و هم آسیبپذیر. تحولات اخیر در حقوق اروپا، بهویژه در چارچوب مقررات عمومی حفاظت از دادهها (GDPR)، نشان میدهد که این نگرانی دیگر صرفاً نظری نیست. پروندههای مطرحشده علیه پلتفرمهایی مانند اینستاگرام و تیکتاک، بهروشنی ثابت کردند که کودک در نظام دیجیتال، نباید بهعنوان یک «کاربر عادی» تلقی شود. در این پروندهها نهادهای ناظر اروپایی تأکید کردند که: طراحی پیشفرض پلتفرمها، زبان اطلاعرسانی حقوقی، و منطق پردازش دادهها باید متناسب با سن، درک و توانمندی کودک باشد. به بیان دیگر، حقوق کودک میتواند در معماری دیجیتال نقض شود، حتی بدون آنکه قصد سوء مستقیمی در میان باشد. این نکته ما را به یک درک مهم میرساند: حقوق کودک در عصر دیجیتال صرفاً در سطح «حریم خصوصی» یا «امنیت آنلاین» خلاصه نمیشود، بلکه مستقیماً با فرآیند شکلگیری هویت، یادگیری و فرهنگ کودک پیوند خورده است. اینجاست که بحث فرهنگ و کتابخوانی اهمیت ویژهای پیدا میکند. فضای دیجیتال، با منطق الگوریتمی خود، توجه کودک را قطعهقطعه، سریع و واکنشی میکند. در مقابل، کتاب و خواندن، فرآیندی آهسته، تأملی و مبتنی بر پیوستگی ذهنی است.
اگر کودک امروز، عمدتاً در معرض محتوایی قرار گیرد که توسط الگوریتمها انتخاب میشود، بر اساس بیشترین تعامل و کمترین عمق طراحی شده و با منطق تجاری هدایت میشود، آنگاه باید پرسید: حق کودک بر فرهنگ و آموزش معنادار، دقیقاً چگونه محقق میشود؟ کنوانسیون حقوق کودک حق دسترسی به اطلاعات، آموزش و مشارکت فرهنگی را به رسمیت شناخته است. اما در عصر پلتفرمها این حق بدون توجه به تنظیمگری دیجیتال، عملاً تهی میشود. زیرا آنچه کودک میخواند، میبیند و میآموزد، بیش از آنکه محصول انتخاب آگاهانه باشد، نتیجهی هدایت الگوریتمی است. در چنین شرایطی کتاب و کتابخوانی دیگر صرفاً یک انتخاب فرهنگی نیست، بلکه بهنوعی کنش مقاومتی نرم در برابر سطحیسازی تجربهی یادگیری کودک تبدیل میشود. کتاب به کودک امکان میدهد: از منطق مصرف سریع محتوا فاصله بگیرد، تمرکز، تخیل و تفکر انتقادی را تجربه کند و رابطهای فعال، نه منفعل، با دانش برقرار سازد. از منظر حقوق کودک، ترویج کتابخوانی در عصر دیجیتال، نه در تقابل با فناوری، بلکه در تکمیل آن معنا پیدا میکند. حقوق بینالملل کودک امروز باید به این سمت حرکت کند که: فضای دیجیتال را نه حذف کند و نه تقدیس، بلکه آن را در خدمت رشد فرهنگی و شناختی کودک قرار دهد. اگر حقوق کودک نتواند نسبت خود را با فرهنگ، مطالعه و خواندن بازتعریف کند، خطر آن وجود دارد که کودک آینده دادهای غنی اما ذهنی فقیر داشته باشد.
در پایان، شاید بتوان گفت مسئلهی حقوق کودک در عصر دیجیتال، نه صرفاً مسئلهی فناوری است و نه صرفاً مسئلهی حقوق. این مسئله، پیش از هر چیز، مسئلهی تصوری است که ما از کودکی داریم. اگر کودک را تنها موجودی آسیبپذیر ببینیم که باید از جهان دیجیتال دور نگه داشته شود، حقوق کودک ناگزیر به محدودسازی و حذف ختم میشود. و اگر کودک را صرفاً یک کاربر کوچکسال تلقی کنیم، حقوق او در منطق بازار، داده و سود حل خواهد شد. چالش اصلی حقوق کودک امروز، ایستادن میان این دو افراط است؛ یعنی ساختن نظمی حقوقی که هم کودک را ببیند، و هم جهان دیجیتال را آنگونه که هست، نه آنگونه که دوست داریم، درک کند. در این میان، فرهنگ و کتابخوانی جایگاهی حاشیهای ندارند. کتاب، در جهانی که بر سرعت، واکنش و مصرف لحظهای محتوا بنا شده، آخرین سنگر تجربهی عمیق یادگیری است. دفاع از حق کودک بر خواندن، دفاع از حق او بر تمرکز، تخیل و تفکر انتقادی است. حقوق کودک اگر بخواهد در عصر الگوریتمها زنده بماند، باید از سطح حمایت صرف عبور کند و وارد قلمرو مسئولیتپذیری طراحی دیجیتال شود؛ جایی که پلتفرمها نه صرفاً ابزار، بلکه فضاهای مؤثر بر شکلگیری ذهن و فرهنگ کودکاند. و شاید بتوان سخن را با این گزاره به پایان برد: در جهانی که کودکان بیش از آنکه بخوانند، اسکرول میکنند، دفاع از کتاب و فرهنگ خواندن، دفاع از حقوق کودک به معنای دقیق کلمه است. اگر این جمله در ذهن ما بماند، شاید بتوان امیدوار بود که حقوق کودک، در هیاهوی داده و الگوریتم، خاموش نشود.