حامی کتاب و کتابخوانی / بجنورد ، خراسان شمالی

۱۶۳ مطلب در شهریور ۱۴۰۴ ثبت شده است

چرا کتاب‌های محبوبمان را بارها می‌خوانیم؟

چرا کتاب‌های محبوبمان را بارها می‌خوانیم؟

نوستالژی میان صفحات؛

چرا کتاب‌های محبوبمان را بارها می‌خوانیم؟

تحقیقات تازه نشان می‌دهد یک خواننده معمولی کتاب مورد علاقه‌اش را دست‌کم شش بار خوانده و انتظار دارد هفت بار دیگر هم به سراغش برود. این بازخوانی صرفاً عادتی ادبی نیست؛ بلکه راهی برای بازگشت به احساس امنیت، صمیمیت و خاطرات آشناست.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از نیویورک پست، خواندن کتاب‌های محبوب دوباره و دوباره، تنها عادتی ادبی نیست؛ این رفتار، پلی است میان زمان حال و خاطرات گذشته، میان اضطراب‌های روزمره و دنیایی که روزگاری برای ما آشنا و امن بود.

تحقیقات جدید روی ۲هزار دانشجوی آمریکایی نشان می‌دهد که یک مخاطب معمولی، کتاب مورد علاقه‌اش را به‌طور متوسط شش بار خوانده و انتظار دارد هفت بار دیگر در طول زندگی آن را بازخوانی کند. این اعداد شاید ساده به نظر برسند، اما پشت آنها داستانی عمیق از نیاز انسان به امنیت روانی و احساس تعلق نهفته است.

مفهوم «نوستالژی کتابی» که مطالعه آن را بررسی کرده، نشان می‌دهد افراد اغلب برای تجربه حس آشنایی، صمیمیت و دلتنگی، به کتاب‌هایی که قبلاً خوانده‌اند بازمی‌گردند. ۷۱ درصد از شرکت‌کنندگان اذعان کردند که بازخوانی را عمدی انجام می‌دهند تا حس دلتنگی و آشنایی را تجربه کنند و ۸۲ درصد خود را افرادی نوستالژیک می‌دانند. این گرایش میان نسل Z پررنگ‌تر است؛ نسلی که در جهانی متلاطم و سریع رشد کرده و نوستالژی برای آنها کمتر به معنای گذشته و بیشتر به معنای بازپس‌گیری حس سادگی، امنیت و ارتباط احساسی است.

«زی‌تا کریش‌تو»، روانشناس بالینی، این پدیده را استراتژی مقابله‌ای احساسی می‌داند. خواننده در بازخوانی کتاب، وارد فضایی آشنا می‌شود؛ جایی که شخصیت‌ها، پایان‌ها و خاطرات قابل پیش‌بینی هستند. در جهانی که سرعت تغییرات و فشارهای آن گاه طاقت‌فرساست، این تجربه کوچک اما قدرتمند، نقش تکیه‌گاهی امن را ایفا می‌کند.

آمارها نیز این گرایش را تایید می‌کنند: ۴۵ درصد از افراد اذعان دارند که با سرعت تغییرات جهان مشکل دارند، و نسل Z در این زمینه پیشتاز است (۵۲ درصد). به همین دلیل، کتاب‌ها (۵۸ درصد)، برنامه‌ها و فیلم‌های تلویزیونی (۵۹ درصد)، آشپزی (۴۵ درصد) و ورزش (۳۹ درصد) ابزارهایی برای حفظ آرامش و تعادل روانی می‌شوند. همچنین، ۸۰ درصد افراد عادت دارند در پایان یک روز سخت، با کتابی خوب روز خود را به پایان برسانند.

از نگاه ادبی، جذابیت کتاب‌های نوستالژیک نه تنها در داستان یا شخصیت‌هاست، بلکه در تجربه فیزیکی و حسی کتاب چاپی نیز نهفته است: ۶۲ درصد لذت در دست گرفتن کتاب و ۳۶ درصد لذت از بوی کتاب را دلیل اصلی علاقه خود به کتاب چاپی ذکر کرده‌اند. حس ملموس بودن صفحات، بوی کاغذ و حس نوستالژیک، خواندن را از صرفاً دریافت اطلاعات به تجربه‌ای تمام‌عیار از خاطره و احساس تبدیل می‌کند.

به‌طور خلاصه، بازخوانی کتاب‌ها، تجربه‌ای روانشناختی، فرهنگی و احساسی است. این عمل نشان می‌دهد که ادبیات فراتر از سرگرمی است؛ ادبیات ابزاری برای مقابله با تغییر، حفظ هویت، و یافتن امنیت در جهانی پر از بی‌ثباتی است. هر بار که کتابی محبوب را بازمی‌خوانیم، نه تنها داستان آن را دوباره تجربه می‌کنیم، بلکه خاطرات، احساسات و نسلی از تجربه انسانی را با خود همراه می‌کنیم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

چه می‌شود اگر هیچ‌ کس کتاب نخواند؟

چه می‌شود اگر هیچ‌ کس کتاب نخواند؟

خطر از دست دادن تجربه عمیق و انسانی کتابخوانی

چه می‌شود اگر هیچ‌ کس کتاب نخواند؟

نسل جدیدی که به خلاصه‌ها و هوش مصنوعی برای خواندن متکی است، در خطر از دست دادن یکی از غنی‌ترین تجربه‌های بشری است: نشستن با یک کتاب و گفت‌وگوی ذهنی با نویسنده و شخصیت‌ها.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از فری‌پرس، چه چیزی در نشستن با یک کتاب، تجربه‌ای که تا همین اواخر یکی از شاخصه‌های زندگی متمدن بود، وجود دارد که نمی‌توان آن را خودکار یا جایگزین کرد؟

با وجود اینکه هوش مصنوعی می‌تواند از خلاصه کردن کتاب‌ها گرفته تا نوشتن رمان برای نوع بشر جایگزین نوشتن شود ولی همچنان انسان نیاز دارد که یادآوری کند که هنوز به خواندن نیاز دارد. هرچند آمارهای سال‌های اخیر در کاهش مطالعه داستان توسط دانشجویان و دانش آموزان قابل توجه است ولی هنوز بسیاری این کار را دوست دارند.

در سال‌های اخیر، معلمان شاهد تفاوت معناداری بوده‌اند. دانش‌آموزانی که حتی در مدارس ممتاز هرگز یک رمان را از ابتدا تا انتها نخوانده‌اند. نیکلاس دیمز استاد ادبیات دانشگاه کلمبیا در مصاحبه با آتلانتیک گفت که دانش‌آموزانش در حفظ جزئیات کوچک و هم‌زمان پیگیری طرح کلی داستان مشکل دارند. یک مطالعه جدید هم نشان داده است که تعداد آمریکایی‌هایی که برای لذت شخصی کتاب می‌خوانند، از ابتدای قرن بیست‌ویکم ۴۰ درصد کاهش یافته است.

اسپنسر کلاوان استاد دانشگاه و نویسنده معاصر طی مقاله‌ای می‌نویسد: به عنوان یک استاد دانشگاه، من هم شاهد این روند بوده‌ام. دانش‌آموزان من کاملاً علاقه‌مند و جدی‌اند و حتی حاضرند بر اساس گفته‌های من، ارزش مطالعه تکالیف را بپذیرند. آنها در طول زندگی شنیده‌اند که خواندن برای موفقیت آینده اهمیت دارد. اما بسیاری هرگز لذت شخصی واقعی از آن نبرده‌اند و تجربه آنچه کتاب می‌تواند ارائه دهد، چیزی که یک صفحه ویکی‌پدیا به سرعت نمی‌تواند بدهد، نداشته‌اند. تعطیلی مدارس در دوران کووید احتمالاً این مشکل را تشدید کرد و هوش مصنوعی این روند را به سرعت بیشتر کرد، با ارائه خلاصه‌ها و تحلیل‌های آماده و درست از هر کتابی که می‌توان گوگل کرد.

اما همه این‌ها تنها نیاز ما را به پرسیدن دوباره سوالی که همیشه مطرح بوده، تقویت کرد: چرا بخوانیم؟ چه چیزی در نشستن با یک کتاب، تجربه‌ای که تا همین اواخر یکی از شاخصه‌های زندگی متمدن بود، وجود دارد که نمی‌توان آن را خودکار یا جایگزین کرد؟

در گذشته، نگرانی‌ها دقیقاً معکوس امروز بود. فیلسوفان باستان حتی نگران بودند که نوشتن ذهن را تنبل کند. افلاطون در گفت‌وگوی فایدروس نوشته است که ابزارهایی مانند پاپیروس باعث می‌شوند دانش‌آموزان تنبل شوند، زیرا دیگر مجبور نیستند حافظه خود را تمرین دهند. او حتی افسانه‌ای را تصور می‌کند که یکی از خدایان نگران استفاده انسان‌ها از نوشتن است، زیرا باعث فراموشی می‌شود.

شگفت‌آور است که افلاطون این انتقاد را در قالب نوشتار مطرح کرد. فرم ادبی او (گفت‌وگوی فلسفی) روش کاربردی متفاوت از متن برای چیزی فراتر از ذخیره اطلاعات بود. گفت‌وگوها راهی بودند برای بازسازی تجربه گفتگو و تبادل فکری. خواننده با کتاب و شخصیت‌های آن وارد رابطه می‌شود. تجربه خواندن، فکر کردن، و بازگشت به کتاب پس از روزها یا سال‌ها، خودش هدف اصلی محسوب می‌شود.

هوش مصنوعی نمی‌تواند همان چیزی را ایجاد کند که در تجربه یک زندگی با مطالعه رمان‌ها شکل گرفته است. از دوران افلاطون، لذت خالص خواندن خواندن برای لذت و ارتباط انسانی، نه برای انباشت اطلاعات همیشه مورد بی‌اعتنایی برخی بوده است. حتی در دوران اوج رمان اروپایی در قرن نوزدهم، ادبیات داستانی اغلب به عنوان سرگرمی بی‌اهمیت تلقی می‌شد.

جرج الیوت نویسنده مشهور انگلیسی در رمان «مدرمارچ» به طنز نشان می‌دهد که خواندن رمان، عملی کم‌اهمیت و صرفاً تفریحی است. اما با همین طنز، الیوت همان جمله افلاطون را تکرار می‌کند: رمان، وارث مدرن گفت‌وگوی فلسفی است؛ متنی که هدفش صرفاً تجربه کردن و زندگی کردن با شخصیت‌هاست، نه جمع‌آوری داده‌ها.

سی. اس. لوئیس می‌گوید: «کسانی که ادبیات بزرگ را برای خودش می‌خوانند، تمام آگاهی‌شان تغییر می‌کند. آنها تبدیل می‌شوند به چیزی که پیش از آن نبودند.» و این نوع خواندن، چیزی نیست که ماشین‌ها بتوانند جایگزینش شوند.

هوش مصنوعی می‌تواند اطلاعات را سریع‌تر بیابد و ابزار قدرتمندی برای تأیید یا یادآوری حقایق باشد، اما هیچ‌گاه نمی‌تواند تجربه عمیقی که از زندگی با کتاب‌ها به دست می‌آید، منتقل کند. مثلاً لحظه‌ای که فِرد در مدرمارچ دست مادرش را به لب می‌برد و سکوت می‌کند اشاره‌ای به محبت روزمره و پیروزی آرامش بر خشم هرگز در خلاصه هوش مصنوعی یافت نمی‌شود.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

گرامر جامع برای همه

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دنیای شیرین اعداد

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

امید و امیدآفرینی برای همه کارآفرینان

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

کتاب کار ریاضی سوم ابتدایی منتشر شد

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

برای همه پایه دوازدهمی ها

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

روابط مادر فرزندی و گرایش به اعتباد مهم برای همه خانواده ها و روانشناسان

 

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

دانه‌ی جهنده

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

"افق های روشن" به قلم استاد علی حصاری

 

انتشارات زبان علم

حامی کتاب و کتابخوانی

بجنورد

خراسان شمالی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰