انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) در کرج، احمد پوری در نشست رونمایی کتاب «پشت درخت توت» که در سالن هارمونی کرج و با حضور علاقهمندان به کتاب و ادبیات برگزار شد، گفت: مجموعه زوایای مثلث همیشه ۱۸۰ درجه است. حالا من بهعنوان مترجم چگونه میتوانم ذرهای از متن فاصله بگیرم؟ باید کلمه به کلمه، همان واژههایی که در اصل جمله آمده، منتقل شوند. حتی کوچکترین تغییر مثل این است که ۱۸۰ درجه به ۱۲۰ درجه تبدیل شود.
این نویسنده و مترجم گفت: در علوم پایه و ناداستانها مثل تاریخ، جغرافیا و فلسفه، ترجمه حتی به نزدیکترین واژهها هم وفادار میماند و دقت به واژگان اهمیت بالایی دارد. اما به محض اینکه اثر اصلی، جنبه هنری پیدا میکند، یک عامل دیگر وارد میشود به نام آفرینش. در این بخش، هیچ فرمول مشخصی وجود ندارد و مترجم نیز ناگزیر است در فرآیند آفرینش اثر نقش داشته باشد.
پوری در ادامه همچنین توضیح داد: ورودش به عرصه ترجمه شعر کاملاً تصادفی بوده است و با ترجمه چند شعر از ناظم حکمت آغاز شده و پس از آن این مسیر را با ترجمه آثار نزار قبانی، آنا آخماتوا و پابلو نرودا ادامه داده است.
وی تأکید کرد: بین ترجمه و تألیف، تألیف همواره علاقه و انگیزه اصلی زندگیاش بوده است.
در خلال این توضیحات، احمد پوری شعرهایی از آنا آخماتوا، ناظم حکمت و نزار قبانی را نیز برای حضار قرائت کرد و فضای نشست با حال و هوای ادبی و هنری پر شد.
در ادامه این نشست که با هدف گرامیداشت روز جهانی ترجمه برگزار شد، ساناز اسفندیاری گفت: خدا را شاکرم که سال ۹۶ با همراهی جمعی از دوستان جوان توانستیم انجمن صنفی مترجمان استان البرز را راهاندازی کنیم. این انجمن از ابتدا دو هدف را دنبال کرده است: نخست احقاق حقوق مترجمان، و دوم ارتقای جایگاه حرفهای آنان در قالب یک فعالیت صنفی و غیردولتی.
رئیس انجمن صنفی مترجمان استان البرز ادامه داد: البته نمیتوانم بگویم در همه زمینهها موفق بودهایم؛ چراکه قوانین و مقررات موجود گاهی مانع میشوند و در مسیر فعالیت صنفی معمولاً سنگاندازیهایی وجود دارد. اما آنچه در توانمان بوده را بیدریغ صرف کردهایم و تمام تلاش ما این بوده که انجمن فعال بماند و به مسیر خود ادامه دهد.
درباره کتاب پشت درخت توت
پشت درخت توت دومین رمان احمد پوری است که توسط نشر «نیماژ» منتشر شده است. داستان در دهه چهل و در تبریز آغاز میشود و زندگی سیروس، معلمی در یک روستا را روایت میکند که به دلیل شرایط سیاسی آن زمان ناچار میشود خانه و خانوادهاش را ترک کند. همسر او، نسرین، و دو پسرشان در غیاب او با دشواریهای بسیاری روبهرو میشوند. در کنار این خانواده، شخصیتی به نام دکتر پوراحمد نیز حضور دارد که علاقهای صادقانه به نسرین دارد و در زندگی خانواده نقشی پررنگ ایفا میکند.
رمان ساختاری چندلایه دارد و به صورت «داستان در داستان» روایت میشود. بخشی از متن به نویسندهای اختصاص دارد که نمیتواند اثر نیمهکارهاش را کامل کند و شخصیتها خودشان وارد عمل میشوند و روایت را پیش میبرند. به این ترتیب، اثر به رمانی چندصدایی تبدیل میشود که شخصیتها استقلال بیشتری از نویسنده دارند.
زمینه اصلی رمان به آرمانخواهی و فداکاری میپردازد و نشان میدهد که چگونه آرمانهای بزرگ میتوانند پیامدهایی مانند مرگ، جدایی و تنهایی برای انسانها به همراه داشته باشند. احمد پوری تأکید کرده است که هدف او روایت مستقیم مبارزات سیاسی نبوده، بلکه نشان دادن تأثیر سیاست بر زندگی روزمره آدمها بوده است.
منتقدان فرم تازه و چندصدایی رمان را ستوده و آن را نقطه تمایز این اثر در کارنامه ادبی احمد پوری دانستهاند.
نشست رونمایی کتاب پشت درخت توت فرصتی شد تا همزمان درباره ترجمه و جایگاه مترجمان صحبت شود. احمد پوری با مثالهای روشن اهمیت وفاداری به متن و مرز باریک میان ترجمه و آفرینش ادبی را بیان کرد و ساناز اسفندیاری نیز از ضرورت فعالیتهای صنفی برای مترجمان سخن گفت.
رمان پشت درخت توت با ساختار چندصدایی و روایت انسانی، تصویری از تأثیر سیاست بر زندگی فردی و خانوادگی ارائه میدهد و نشان میدهد که چگونه آرمانها و انتخابهای اجتماعی میتوانند سرنوشت انسانها را تغییر دهند.

سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ عصر دوشنبه هفتم مهرماه در فرهنگسرای اندیشه نشست «بحران تفرعن و تکاثر در جهان کنونی و بروز جنایات آخرالزمانی» با قرائت پیام رضا داوری اردکانی برگزار شد. آنچه میخوانید متن پیام این استاد پیشکسوت فلسفه در این نشست است:
***
به نام خدا
با سلام به حاضران و کسانی که سخن مرا میشنوند، سخن خود را آغاز میکنم و همت دوستان عزیزی را که پس از درگذشت استاد دکتر فردید، هر ساله به یاد او، مجلس بحث ترتیب میدهند، می ستایم.
دکتر فردید درک عمیقی از فلسفه داشت؛ اما چون نظر خود را به تفصیل بیان نمی کرد، بسیاری از مستمعان مطالب او را به دقت درنمییافتند و در مورد او به درستی نمیتوانستند حکم کنند. کسانی هم فلسفه او را با اظهار نظرهایش در امور عادی و هر روزی زندگی، یکی دانسته و با او به مخالفت و بلکه دشمنی، برخاسته اند. برخی اشخاص و بعضی از شاگردان ایشان هم که در صدد دفاع برآمده اند، منتسب به گروه مجعول موسوم به فردیدی-هیدگری شدهاند.
فلسفه مجال بحث است؛ اما وقتی راه بحث به دشمنی، ناسزا گویی و بهتان میرسد، دیگر فلسفه جایی ندارد. فلسفه مقام دوستی است و دوستی جزئی از نام فلسفه است و چون فلسفه دوستداری حکمت و معرفت است، نادانان قهراً با آن میانهای ندارند.
البته مواجهه خصمانه با فلسفه، رسم تازهای نیست! در آتن که وطن فلسفه و شهر شعر و تفکر بود، سقراط را که به قول افلاطون، از حیث دانش و فضیلت، در زمان خود نظیر نداشت، کشتند! در دیار ما هم اهل تفکر و فلسفه آزارها دیدند و سهروردی به قتل رسید! جرم فلسفه این است که بیخردی و جهل و غرور را افشاء میکند و طبیعی است که به سزایش هم برسد. نمیدانم اگر دکتر فردید زنده بود، در باره زمان و وضع کنونی جهان و ایران چه میگفت و چه میاندیشید. مسلماً اصول اساسی نظرش را حفظ میکرد؛ اما چون با زمان و تاریخ آشنا بود، از دگرگونی وضع جهان، نمیتوانست چشم بپوشد!
از جمله نکاتی که در این مجلس مورد بحث قرار میگیرد، جنگها، کشتارها و ویرانگری های آخرالزمانی است. چرا جنگهای آخرالزمانی؟ اگر در زمان ما جنگها آخرالزمانی است، آیا چیزها و امور وابسته به وجود ما، آخرالزمانی نیستند؟
به نظر میرسد که اگر جنگ، جنگ آخرالزمانی است، باید تحقیق و تامل شود که بشر آخرالزمانی چیست و چه مسائل و مشکلاتی دارد. اما چون بحث مجلس، جنگهای آخرالزمانی است، من هم ناگزیر، به آن باز میگردم!
مراد از جنگهای آخرالزمانی چیست؟ این جنگها با جنگهای سابق چه تفاوتی دارند و صفت خاصّشان چیست؟ در جنگ آخرالزمانی، مثل گذشته، جنگ جنگ سربازان و با لشکرکشی برای کشورگشایی نیست! بلکه جنگ اطلاعات و تکنیک است؛ فرماندهی آن هم به عهده هوش مصنوعی است.
البته وقتی از شرایط جنگ سخن میگوییم، نمیتوانیم از نسبت آن با تفرعن بگذریم! اما تفرعنی که اکنون موجب بسیاری از جنگهاست، تفرعنی است که شاید کمتر با اراده به قدرت، نسبت دارد و بیشتر با توهم قدرت توأم است!
به هر حال زمان ما، چنان که بعضی فیلسوفان معاصر گفتهاند، زمان کینه و دشمنی است! کسی مثل کارل اشمیت، حتی گفته است که سیاست، تشخیص دشمن و مرزهای دشمنی و دوستی است! در چنین زمانی، پرهیز از جنگ، کاری بس دشوار است. ولی چنان که گفته شد، جنگ، جنگ اطلاعات است. قدرتهای جهانی، قدرت خود را با اطلاعات و نفوذ اطلاعاتی حفظ و اعمال می کنند. اگر دو یا چند کشور با هم خصومت داشته باشند، نفوذ اطلاعاتی می تواند مهم ترین و موثرترین عامل، در پیروزی یا شکست آنها باشد.
وصف دیگر جنگهای زمان ما که عجیب مینماید، این است که قصد و غایت آن، بیش از آنکه فتح و پیروزی باشد، نابود کردن است! کسانی که زمان را زمان کینه دانستهاند، شاید نظرشان به این بوده است که دشمنان به تسلیم یکدیگر راضی نمیشوند، بلکه سودای نابودی دشمن را در سر دارند.
میدانیم که تاریخ تجدد با طرح سوبژکتیویته و ظهور اراده به قدرت، قوام پیدا کرده و به دگرگونی کلی در احوال و زندگی همه مردم جهان مؤدی شده است؛ ولی اکنون این خودبنیادی، دیگر قدرت سابق را ندارد. وقتی گفتند: "انسان مرده است! " مراد مرگ سوبژکتیویته و اراده به قدرت بود!
چنان که گفته شد، اکنون دیگر لشگرها و سربازها جنگ نمیکنند، بلکه جنگ، جنگ اطلاعات، تکنیک و هوش مصنوعی است. پس دیگر نیازی هم به خرد و خردمندی نیست! هوش مصنوعی جانشین انسان خردمند شده است و توقع این است که کار او را انجام دهد! ظاهراً وضع روزگار هم چنان است که گویی میخواهد هوش مصنوعی جانشین انسان شود!
میگویند و درست میگویند که هیچ موجودی نمیتواند مصنوعی کاملتر از خود بسازد! اکنون هم کسی در صدد ساختن موجود کامل نیست، بلکه آدمی بدون آنکه بداند و متذکر باشد، جانشینی برای خود میسازد تا خود را از بیم و غم ناتوانی در تدبیر امور، برهاند!
از حوصله ای که فرمودید سپاسگزاری می کنم و به روان استاد دکتر فردید درود می فرستم.
رضا داوری اردکانی، هفتم مهرماه ۱۴۰۴
انتشارات زبان علم
حامی کتاب و کتابخوانی
بجنورد
خراسان شمالی
جهت تهیه جزوات به سایت زیر مراجعه کنید :
http://derakhtesabz.farsfile.ir/